 روى آورد، كه در آن براى پيامبر ص روغن اهدا مى‏نمود، و در آن روغن يافت، و روغن آن براى نانخورش فرزندانش تا وقتى دوام نمود، كه وى آن را فشرد. آن گاه نزد پيامبر ص آمد، رسول خدا ص فرمود: «آيا فشردى اش؟» گفت: آرى، فرمود: «اگر آن را ترك مى‏نمودى، براى هميشه همانطور برايت دوام مى‏نمود». اين چنين در البدايه (104/6) آمده است.
و نزد طبرانى از ام مالك انصارى (رضى‏اللَّه عنها) روايت است كه: وى مشك روغنى را براى رسول خدا ص آورد، رسول خدا ص بلال را دستور داد، و او آن را فشرد، و بعد آن مشك را براى آن زن رد نمود. وى برگشت و ناگهان دريافت كه مشك پر است، آن گاه نزد پيامبر ص آمد و گفت: درباره من چيزى نازل شده است اى رسول خدا؟  گفت: «و آن چيست اى ام مالك؟» گفت: چرا هديه‏ام را رد نموده‏اى؟ آن‏گاه بلال را طلب نمود، و از موضوع پرسيد، گفت: سوگند به ذاتى كه تو را به حق مبعوث نموده، من آن را فشردم، حتى كه حيا نمودم. رسول خدا ص فرمود: «مبارك بادا برايت اى ام مالك، خداوند ثواب آن را به عجله اعطا نموده است»، بعد از آن برايش آموزانيد كه در عقب هر نماز، ده بار سبحان‏اللَّه، ده بار الحمدللَّه و ده باراللَّه اكبر بگويد. هيثمى (309/8) مى‏گويد: در آن راوى است، كه از وى نام برده نشده است، و عطاء بن سائب مختلط گرديده، و بقيه رجال آن رجال صحيح اند. و ابونعيم در الدلائل (ص204) از ام مالك انصارى مانند آن را روايت كرده است. و ابن ابى عاصم در الوحدان از ام مالك انصارى، مانند آن را روايت نموده، چنانكه در الإصابه (494/4) آمده است. و مسلم از جابر اين را روايت نموده، كه‏ام مالك انصارى... و به معناى آنچه را احمد روايت نموده - چنانكه در الإصابه (494/4) آمده - متذكر شده است.
 
بركت در روغن ام اوس بهزى
طبرانى، ابن منده و ابن سكن از ام اوس بهزى روايت نموده‏اند كه: وى براى خود روغن درست نمود،و آن را در مشكى انداخت، و باز براى پيامبر ص اهدايش نمود، پيامبر ص آن را قبول كرد، و آنچه را در آن بود گرفت، و برايش به بركت دعا نمود، و مشك را برايش برگردانيد. وى آن را پر از روغن ديد، و گمان نمود، كه پيامبر ص قبولش نكرده است. آن گاه در حالى آمد، كه گريه مى‏كرد. رسول خدا ص گفت: «قصه را برايش خبر دهيد»، و آن زن در بقيه عمر پيامبر ص از آن روغن استفاده نمود، و هم چنان در ولايت ابوبكر، ولايت عمر و ولايت عثمان (رضی الله عنهم)، و تا وقتى آن‏چه در ميان على و معاويه (رضى‏اللَّه عنهما) اتفاق افتاد، نيز از آن استفاده كرد. اين چنين در الإصابه (431/4) آمده است. هيثمى (310/8) مى‏گويد: اين را طبرانى روايت نموده، و در آن عصمه بن سليمان آمده، و من نشناختمش، و بقيه رجال آن ثقه دانسته شده‏اند. و بيهقى اين را از وى به اسناد ديگرى به معناى آن،، و طولانى‏تر از آن، چنانكه در البدايه (104/6) آمده، روايت كرده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2807.xml">بخشهاي 251 تا 260</a><a class="folder" href="w:html:2818.xml">بخشهاي 261 تا 270</a><a class="folder" href="w:html:2829.xml">بخشهاي 271 تا 280</a><a class="folder" href="w:html:2840.xml">بخشهاي 281 تا 290</a><a class="folder" href="w:html:2851.xml">بخشهاي 291 تا 300</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2808.txt">بركت در روغن ام سليم</a><a class="text" href="w:text:2809.txt">بركت در روغن ام شريك</a><a class="text" href="w:text:2810.txt">بركت در روغن حمزه بن عمرو اسلمى</a><a class="text" href="w:text:2811.txt">بركت در گوسفند خباب بن ارت به سبب دوشيدن پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2812.txt">بركت در گوشت  بركت در گوشت مسعودبن خالد</a><a class="text" href="w:text:2813.txt">بركت در گوشت خالدبن عبدالعزى</a><a class="text" href="w:text:2814.txt">آمدن روزى از جايى كه گمانش نمى‏ رود  آمدن روزى به پيامبر ص از آسمان</a><a class="text" href="w:text:2815.txt">روزى داده شدن اصحاب به يك حيوان بحرى بزرگ بعد از گرسنگى شديد</a><a class="text" href="w:text:2816.txt">روزى داده شدن يك صحابى و زنش از جايى كه گمان نمى‏ كردند</a><a class="text" href="w:text:2817.txt">روزى داده شدن پيامبر ص، ابوبكر و خانواده‏اى از اعراب از جايى كه گمان نمى‏ كردند</a></body></html>بركت در روغن ام سليم
ابويعلى از انس از مادرش (رض) روايت نموده، كه گفت: وى گوسفندى داشت، و از روغن آن در مشكى جمع نمود، آن مشك پر شد. بعد از آن، آن را به دست ربيبه  روان نمود، و گفت: اى ربيبه، اين مشك روغن را براى رسول خدا ص ببر، تا از آن به عنوان نانخورش استفاده نمايد. ربيبه آن را برد تا اين كه نزد رسول خدا ص آمد و گفت: اى رسول خدا، اين مشك روغن است، كه  ام سليم آن را برايت روان كرده است. گفت: «مشكش را برايش خالى كنيد»، مشك خالى گرديد، و برايش مسترد شد، ربيبه با مشك به راه افتاد، و در حالى آ مد  كه  ام سليم در خانه نبود، او آن را بر ميخى آويزان نمود. بعد از آن ام سليم آمد، و مشك را ديد كه پر است و از آن روغن مى‏چكد. ام سليم گفت: ربيبه آيا تو را دستور ندادم، كه اين را براى رسول خدا ص ببر؟ گفت: اين كار را انجام دادم. اگر تصديقم نمى‏كنى، برو و رسول خدا ص را بپرس. پس وى با ربيبه به راه افتاد و گفت: اى رسول خدا، من به دست وى برايت مشكى روان نمودم، كه در آن روغن بود. گفت: «چنين نموده است، آمده بود»، گفت: سوگند به ذاتى كه تو را به حق و دين حق روان نموده است، آن مشك پر از روغن است، و روغن مى‏چكاند. مى‏گويد: رسول خدا ص برايش گفت: «اى ام سليم، آيا تعجب مى‏كنى، كه خداوند تو را طعام داده باشد، چنانكه تو نبى وى را طعام داده‏اى؟! بخور و طعام بده»، مى‏گويد: به خانه آمدم، و آن را در يك كاسه بزرگ مان و اين و آن تقسيم نمودم،  و در آن مقدارى را باقى گذاشتم، كه يك ماه يا دو ماه از آن به عنوان نان خورش استفاده نموديم. اين چنين در البدايه (103/6) آمده است. و هيثمى (309/8) مى‏گويد: اين را ابويعلى و طبرانى روايت نموده‏اند، مگر اين كه وى گفته است: زينب، در بدل ربيبه. و در اسناد آن دو محمدبن زياد برجمى آمده. وى همان شكرى مى‏باشد، و وى دروغگوست. و اين را ابونعيم در الدلائل (ص204) از انس بن مالك از مادرش ام سليم روايت نموده، و مانند آن را متذكر شده است، و در روايت وى هم چنان به عوض ربيبه زينب آمده است. حافظ در الإصابه (320/4) در حالى كه اين را به طبرانى نسبت داده، مى‏گويد: در حفظ من اين است كه: قولش زينب، تصحيف است، و درست ربيبه است، و بايد همين نوشته شود.
 
بركت در روغن ام شريك
ابن سعد (157/8) از ام شريك (رضى‏اللَّه عنها) روايت نموده كه: نزد وى مشكى بود كه در آن براى رسول خدا ص روغن اهداء مى‏نمود. مى‏گويد: روزى اطفالش از وى روغن خواستند، و روغن نبود. وى به سوى همان مشك برخاست تا ببيند، ناگهان متوجه شد كه از آن روغن مى‏رود. مى‏گويد: آن گاه براى شان از آن روغن ريخت، و تا مدتى از آن خوردند. بعد از آن رفت كه ببيند چقدر باقى مانده است، و همه‏اش را ريخت، به اين صورت روغن آن تمام گرديد. بعد از آن نزد رسول خدا ص آمد، و پيامبر ص برايش گفت: «آيا ريختى آن را؟ اگر آن را نمى‏ريختى تا زمانى برايت دوام مى‏نمود».
و نزد وى هم چنان به نقل از يحيى بن سعيد آمده، كه گفت: وى مشك روغنى داشت، كه هر