ان بن عفان براى مان بيانيه ايراد نمود، و در بيانيه‏اش گفت: رسول خدا ص به هر قبرى كه نگاه مى‏نمود، و يا يادش مى‏كرد مى‏گريست. اين چنين در الكنز (109/8) آمده است.
و احمد (62/1) از سعيدبن مسيب روايت نموده،  كه گفت: از عثمان كه بر منبر قرار داشت شنيدم كه مى‏گفت: من خرما را از يكى از شاخه‏هاى يهود كه براى شان بنوقينقاع گفته مى‏شد مى‏خريدم، و به فايده مى‏فروختمش، اين خبر براى رسول خدا ص رسيد، وى گفت: «اى عثمان، وقتى كه خريدى به اندازه و وزن بگير، و وقتى فروختى نيز وزن و اندازه نما». و احمد (72/1) از حسن روايت نموده، كه گفت: حاضر بودم، كه عثمان در بيانيه‏اش به كشتن سگان و ذبح كفترها امر نمود.
 
آخرين بيانيه وى (رض)
ابن جرير طبرى در تاريخش (446/3) از طريق سيف از بدربن عثمان از كاكايش روايت نموده، كه گفت: آخرين بيانيه‏اى را كه عثمان در گروهى ايراد نمود اين بود: خداوند عزوجل دنيا را به خاطرى براى تان داده است، كه به آن آخرت را طلب نماييد، و آن را به اين خاطر نداده است، كه به سويش ميل نموده و به آن روى آوريد، دنيا از بين مى‏رود، و آخرت باقى مى‏ماند، چيز فانى شما را در كبر و غرور نيفكند، و از چيزى باقى ماندنى مشغول تان نسازد، و آنچه را باقى مى‏ماند، بر آنچه فانى مى‏شود ترجيح بدهيد، چون دنيا قطع شدنى است، و برگشت و مصير به سوى خداست، و از خداوند جلّ و عزّ بترسيد، چون تقواى خدا، سپرى است از خشمش و وسيله‏اى است نزدش، و از خداوند از دگرگونى و تغيير بترسيد، به جماعت تان ملتزم و متمسك باشيد، و به صورت حزب‏هاى پراكنده و مختلف در نياييد:
[ و اذكروا نعمةاللَّه عليكم إذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخوانا]. (آل عمران: 103)
ترجمه: «و نعمت خدا را بر خود به ياد آريد، وقتى كه با هم دشمن بوديد، و او در ميان دل‏هاى شما الفت و محبت افكند، و به نعمت خدا برادر گشتيد».
و آن‏چه عثمان (رض) در بيانيه‏اش در فضيلت حراست در راه خدا گفت، در باب جهاد گذشت.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2595.txt">بيانيه‏ هاى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (رض)   نخستين بيانيه وى (رض)</a><a class="text" href="w:text:2596.txt">بيانيه وى درباره خوبى خويشاوندان براى انسان</a><a class="text" href="w:text:2597.txt">بيانيه وى (رض) وقتى كه رمضان فرا مى‏ رسيد</a><a class="text" href="w:text:2598.txt">بيانيه وى (رض) درباره قبر و هولهاى آن</a><a class="text" href="w:text:2599.txt">بيانيه وى (رض) درباره دنيا، قبر و آخرت</a><a class="text" href="w:text:2600.txt">بيانيه وى در تشييع جنازه </a><a class="text" href="w:text:2601.txt">بيانيه وى (رض) درباره ترغيب به عمل براى آخرت</a><a class="text" href="w:text:2602.txt">بيانيه وى (رض) بعد از واقعه نهروان</a><a class="text" href="w:text:2603.txt">بيانيه وى (رض) درباره امربه معروف و نهى از منكر</a><a class="text" href="w:text:2604.txt">بيانيه وى (رض) در كوفه</a></body></html>بيانيه‏ هاى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب (رض)  
نخستين بيانيه وى (رض)
ابن جرير در تاريخش (457/3) به اسنادى كه در آن سيف آمده، از على بن حسين روايت نموده، كه گفت: نخستين بيانيه‏اى كه على (رض) وقتى به خلافت برگزيده شد ايراد نمود چنين بود: وى پس از حمد و ثناى خداوند گفت: خداوند عزوجل كتاب هدايتگرى نازل نموده، و در آن خير و شر را بيان نموده است، بنابراين شما خير را بگيريد و شر را بگذاريد، فرايض را براى خداوند سبحانه ادا نماييد، شما را به جنت رهنمون مى‏گردد، چيزهايى را كه خداوند حرام گردانيده است، مجهول نيست، و حرمت مسلمان را بر همه حرمت‏ها فضيلت داده است، و مسلمانان را به اخلاص و توحيد تأكيد نموده است، و مسلمان كسى است كه مردم از زبان و دستش در امان باشند، مگر به حق، اذيت مسلمان جز به آنچه بر وى شرعاً لازم ميگردد حلال نيست، به كارهاى عام المنفعه مبادرت ورزيد، به ويژه هر يكى شما قبل از مرگ به اين امر اقدام نمايد، مردمانى كه در گذشته‏اند در پيش روى تان قرار دارند، و از عقب تان قيامت است كه شما را به پيش مى‏راند. خود را سبك سازيد تا به سبقت كنندگان بپيونديد، مردم در انتظار احوال آينده شان‏اند، بندگان خدا، درباره بندگان خدا و سرزمين هايش از خدا بترسيد، شما مسؤول هستيد، حتى از زمين‏ها و حيوانات، از خداوند عزوجل اطاعت نماييد، و نافرمانى اش نكنيد، وقتى كه خير را ديديد، به آن عمل نماييد و بدان چنگ زنيد، و وقتى شر را ديديد، بگذاريدش، و وقتى را به ياد بياوريد، كه در زمين اندك و مستضعف بوديد.
 
بيانيه وى درباره خوبى خويشاوندان براى انسان
ابوالشيخ از على روايت نموده، كه وى بيانيه داد و گفت: اقارب مرد، براى مرد، از خود مرد براى اقاربش بهتراند، او اگر دست خويش را از ايشان باز دارد، يك دست را از ايشان بازداشته است، و اگر آنان دست باز دارند، دستان زيادى را، توأم با دوستى، حفاظت و نصرت خويش از وى بازداشته‏اند، حتى گاهى مرد، براى مردى به خشم مى‏آيد، و او را جز به حسبش نمى‏شناسد، و من در اين مورد آياتى از كتاب خداوند را براى تان تلاوت مى‏كنم، و اين آيت را تلاوت نمود:
[لو أن لي بكم قوة أو آوى إلى ركن شديد] (هود:80)
ترجمه: «كاش مرا به مقابله شما قوتى مى‏بود يا به پناه مستحكمى پناه مى‏گرفتم».
على فرمود: ركن شديد، اقارب و خويشاوندان اند، و لوط براى خود خويشاوند و اقارب نداشت، سوگند به ذاتى كه معبود بر حقى جز وى نيست، بعد از لوط هر نبيى را كه فرستاده است، در كثرت و وفور قومش فرستاده است. و اين آيت را درباره شعيب تلاوت نمود:
[و إنا نراك فينا ضعيفاً](هود:91)
ترجمه: «و ما تو را در ميان خود ناتوان مى‏بينيم».
افزود: وى كور بود، و به اين سبب ضعيف دانستندش،
[و لولا رهطك لرجمناك](هود:91)
 ترجمه: «اگر قبيله‏ات نمى‏بود سنگسارت مى‏كرديم».
على گفت: سوگند به ذاتى كه معبودى جز وى نيست، آنان از عظمت و بزرگى پروردگار شان نترسيدند، ولى از اقارب و قوم وى ترسيدند. اين چنين در الكنز (250/1) آمده است.
 
بيانيه وى (رض) وقتى كه رمضان فرا مى‏ رسيد
حسين بن يحياى قطان و بيهقى از شعبى روايت نموده‏اند كه گفت: وقتى رمضان فرا مى‏رسيد، على (رض) بيانيه مى‏داد، و مى‏گفت: اين ماه مباركى است، كه خداوند روزه‏اش را فرض نموده، و قيامش را فرض نگردانيده است، زنهار كه مردى بگويد: وقتى فلان روزه گرفت، روزه مى‏گيرم، و وقتى فلان افطار نمود، افطار مى‏كنم، آگاه باشيد روزه خوددارى از طعام و نوشيدن نيست، ولى خوددارى از دروغ، باطل و كفر است، آگاه باشيد، قبل از دخول ماه روزه نگيريد، وقتى كه مهتاب را ديديد، روزه بگيريد، و باز وقتى آن را ديديد افطار كنيد، اگر براى تان موسم ابرى گرديد، مدت معين  را پوره كنيد. مى‏گويد: اين را بعد از نماز فجر و نماز عصر مى‏گفت. اين چنين در الكنز (322/4) آمده است.
 
بيانيه وى (رض) درباره قبر و هولهاى آن
صابونى در المأئتين و ابن عساكر از على روايت نموده‏اند كه: وى بيانيه داد، و پس از حمد و ثناى خداوند، مردان را ياد نمود، و گفت: بندگان خدا، به خدا سوگند، از مرگ گزيرى نيست، اگر برايش ايستاده شويد، شما را مى‏گيرد، و 