باقى خريده است، و اين هم كتاب خداست كه در ميان تان وجود دارد، و شگفتى هايش پايان نمى‏پذيرد، و نورش خاموش نمى‏گردد، پس قولش را تصديق نماييد، و از كتابش نصيحت پذيريد، و براى روز تاريك و ظلمانى از آن نور و بينايى حاصل كنيد، چون شما را براى عبادت آفريده است، و كرام كاتبين را بر شما موظف گردانيده است، كه آنچه را عمل مى‏كنيد مى‏دانند، گذشته از اين، اى بندگان خدا، بدانيد كه شما در مدت و مهلتى صبح و بيگاه مى‏كنيد، كه علم آن از نزدتان غايب است، اگر توانستيد، كه مهلت‏ها در حالى سپرى گردند، كه شما در كار براى خدا قرار داشته باشيد، اين عمل را انجام دهيد، و اين عمل را جز به توفيق و عنايت خداوند انجام داده نمى‏توانيد، بنابرين در مهلت اجل‏هاى تان به كار خير سبقت و تيزى نماييد، البته قبل از اين كه عمرهاى تان سپرى گردد، و شما را به بدترين اعمال تان بسپارد، چون قوم هايى عمرهاى شان را براى ديگران گردانيدند، و نفس‏هاى خود را فراموش كردند، و من شما را از اين باز مى‏دارم، كه چون آنان باشيد، شتاب نماييد، شتاب نماييد، نجات يابيد، نجات يابيد، چون در عقب تان طالب سريع و تيز است و امرش هم تيز و سريع است. و اين را همچنان ابن ابى شيبه، هناد، حاكم و بيهقى به مثل آن، روايت كرده‏اند، و برخى از آن را ابن ابى الدنيا در قصر الأمل، چنانكه در الكنز (206/8) آمده، روايت نموده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2572.txt">بيانيه ديگر ابوبكر (رض) درباره تقوى و عبرت گرفتن از كسانى كه گذشته‏ اند</a><a class="text" href="w:text:2573.txt">بيانيه وى درباره تقوى و عبرت  گرفتن از كسانى كه گذشته‏اند به روايت طبرى</a><a class="text" href="w:text:2574.txt">بيانيه‏ هاى متفرق وى (رض)</a><a class="text" href="w:text:2575.txt">بيانيه‏ هاى اميرالمؤمنين عمربن الخطاب (رض)   بيانيه‏اش هنگامى كه از دفن ابوبكر (رض) فارغ گرديد</a><a class="text" href="w:text:2576.txt">بيانيه‏ اش (رض) هنگام به دوش گرفتن خلافت</a><a class="text" href="w:text:2577.txt">بيانيه وى (رض) در طرز شناختش از مردم و درباره امور ديگر</a><a class="text" href="w:text:2578.txt">بيانيه وى (رض) در نهى از بالا بردن و مبالغه نمودن در مهرها و نهى از اين قول: فلانى شهيد است</a><a class="text" href="w:text:2579.txt">بيانيه‏ اش در نهى از صحبت و سخن گفتن در تقدير</a><a class="text" href="w:text:2580.txt">بيانيه وى (رض) در جابيه</a><a class="text" href="w:text:2581.txt">بيانيه جامع عمر (رض) در جابيه</a></body></html>بيانيه ديگر ابوبكر (رض) درباره تقوى و عبرت گرفتن از كسانى كه گذشته‏ اند
ابونعيم در الحليه (35/1) از عمروبن دينار روايت نموده، كه گفت: ابوبكر (رض) بيانيه داد و گفت: شما را با فقر و فاقه‏تان به اين سفارش مى‏كنم، كه از خدا بترسيد و بر وى طورى ثنا بگوييد، كه اهل آن است، و از وى مغفرت بخواهيد، كه وى بخشاينده است... و مانند حديث عبداللَّه بن عكيم را متذكر شده، و افزوده است: بدانيد، تا وقتى به خداوند عزوجل اخلاص نماييد، از پروردگارتان اطاعت نموده‏ايد، وحق تان را حفظ نموده‏ايد، مال‏هاى تان را در روزهايى كه در آن زندگى به سر مى‏بريد انفاق كنيد، و آن را نفلى در پيش روى خويش گردانيد، چيزهايى را كه در روزهاى زندگى خويش مصرف نموده‏ايد، در وقت فقر و حاجتمندى خود در ميابيد، گذشته از اين، اى بندگان خدا، درباره كسانى كه قبل از شما بودند فكر نماييد، كه ديروز كجا بودند، و امروز كجااند؟ پادشاهانى  كه زمين را كشتكارى و آباد كردند كجااند؟ فراموش شده‏اند، و يادشان هم فراموش گرديده است، و آنان امروز چون هيچ اند، آن است خانه‏هاى شان  كه ويران شده و فرو افتاده‏اند، البته به سبب ظلم و ستمى كه روا داشتند، و خود در تاريكى‏هاى قبرهااند، و آيا هيچ يك از ايشان را در مى‏يابى و يا از آنان صداى آهسته‏اى مى‏شنوى؟ و آنانى را كه از دوستان و برادران تان مى‏شناسيد، كجااند؟ در آنچه وارد شده‏اند، كه قبلاً تقديم كرده بودند، و بدبختى يا سعادت را دريافته‏اند، در ميان خداوند تعالى و هيچ يك از مخلوقش نسبى نيست، كه به سبب آن برايش خير بدهد، و يا بدى و شرى را از وى به سبب همان نسب دفع نمايد، دادن خير و دفع نمودن ضرر فقط و فقط به طاعت و پيروى امر وى پيوند دارد، و آن خير، خير نيست كه بعدش دوزخ باشد، و آن شر، شر نيست كه بعدش جنت باشد، با اين گفته‏ام، براى خودم و شما از خداوند تعالى آمرزش مى‏طلبم.
و نزد وى همچنان از نعيم بن نمحه روايت است كه گفت: در خطبه ابوبكر صديق (رض) چنين آمده بود: آيا نمى‏دانيد، كه شما در اجل معلوم صبح و بيگاه مى‏كنيد... و مانند حديث عبداللَّه بن عكيم را متذكر شده، و افزوده است: و در سخنى كه به رضاى خداوند تعالى گفته نشود خيرى نيست، و در مالى كه در راه خداوند عزوجل مصرف و انفاق نگردد خيرى نيست، و در كسى كه جهلش بر بردبارى اش غلبه مى‏نمايد خيرى نيست، و دركسى كه در راه خدا، از ملامت ملامتگر مى‏هراسد خيرى نيست. اين چنين در حليه ابونعيم (36/1) آمده است.
طبرانى نيز اين را به طولش از طريق نعيم بن نمحه با زيادتى كه ابونعيم آن را ذكر نموده؛ چنانكه حافظ ابن كثير در تفسيرش (342/4) از آن يادآورى نموده، روايت كرده است، و ابن كثير درباره آن مى‏گويد: اين يك اسناد جيد است، و همه رجالش ثقه‏اند، و شيخ جرير بن عثمان، كه نعيم بن نمحه است، من نه مجروح بودنش را مى‏دانم و نه ثقه بودنش را، مگر اين كه ابوداود سجستانى حكم نموده، كه شيخ‏هاى جرير همه شان ثقه‏اند،و شواهد ديگرى، از راه‏هاى ديگر براى اين خطبه روايت شده است.
 
بيانيه وى درباره تقوى و عبرت  گرفتن از كسانى كه گذشته‏اند به روايت طبرى
اين بيانيه را طبرى در تاريخش (460/2) از عاصم بن عدى، به اسنادى كه در آن سيف آمده، روايت نموده است، در هرم نخست بيانيه ديگرى را ذكر نموده، چنان كه ما ذكرش نموديم، و بعد از آن گفته: وى هم چنان برخاست، و پس از حمد و ثناى خداوند گفت: خداوند عزوجل از اعمال، جز آنچه را به رضاى وى انجام شده، قبول نمى‏كند، بنابراين بايد در اعمال تان هدف رضاى خداوند باشد، و بدانيد، اعمالى را كه به اخلاص براى خدا انجام مى‏دهيد، طاعتى است كه به انجام رسانيده‏ايد، و حصه و نصيبى است كه به دست آورده‏ايد، و مالياتى است كه ادايش نموده‏ايد، و پيشكيى است، كه براى خود، از روزهاى فانى به روزهايى كه باقى است تقديم نموده‏ايد، آن هم براى وقت فقر و نياز مندى تان، اى بندگان خدا، از كسانى كه مرده‏اند عبرت بگيريد، و درباره كسانى كه قبل از شما بوده‏اند فكر نماييد، ديروز كجا بودند، و امروز كجااند؟ ستمكاران كجااند؟ آنانى كه به جنگجويى و غلبه در معركه‏هاى جنگ ياد مى‏شدند كجااند؟ زمان و دهر ذليل شان گردانيده، و پوسيده‏اند، و اين گفته‏ها براى شان باقى ماند: (الخبيثات للخبيثين، والخبيثون للخبيثات)، اشياى خبيث براى افراد خبيث، و افراد خبيث براى اشياى خبيث سزاواراند. و كجااند پادشاهانى كه زمين را كشتكارى نمودند و آباداش كردند؟ دور شده‏اند، و يادشان فراموش گرديده است، و چون هيچ گشت