رزقا). ترجمه: «بار خدايا، در آن براى ما رزق بگردان». گفت: از ستم واليان و قحط باران مي‏ترسيدند. هيثمى (135/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند، غير قيس بن سالم كه ثقه مي‏باشد.
 
بيعت نابالغان     

بيعت حسن، حسين، ابن عبّاس و ابن جعفر 
طبرانى از محمّد بن على بن حسين (رضي‏ الله  عنهم) روايت نموده كه: رسول خدا ص با حسن، حسين، عبداللَّه بن عبّاس و عبداللَّه بن جعفر در حالى كه آنها خردسال و كوچك بودند، ريش در نياورده و بالغ نشده بودند، بيعت نمود، و با هيچ خردسال و نابالغ بيعت نكرد مگر (از خاندان) ما. هيثمي (40/6) مي‏گويد: اين مرسل بوده، و رجالش همه ثقه‏اند. 
    
دعاى انس (رض)
بخارى در الادب المفرد (ص93) از ثابت روايت نموده، كه گفت: انس (رض) وقتى براى برادرش دعا مي‏نمود مي‏گفت: (جعل‏ اللَّه  عليه صلاة قوم ابرار، ليسوا بظلمة و لا فجار يقومون الليل و يصومون النهار). ترجمه: «خداوند براى وى دعاى قوم نيكان را نصيب گرداند، قومى كه نه ظالم‏اند و نه فاجر، در شب قيام مي‏نمايند و روز را روزه مي‏گيرند».
 
آنچه را عبداللَّه بن زبير در وقت شنيدن رعد مي‏گفت
بخارى در الادب المفرد (ص106) از عبداللَّه بن زبير روايت نموده كه: وى وقتى رعد را مي‏شنيد صحبت را قطع مي‏نمود و مي‏گفت: (سبحان الذى يسبح الرعد بحمده والملائكة من خيفته). ترجمه: «پاكى است ذاتى را كه رعد تسبيح و حمد وى را مي‏گويد و ملائك نيز از خوف وى (تسبيح و حمدش را مي‏گويند)». و بعد از آن مي‏گفت: اين بيم دادن شديد براى اهل ز مين است. اين را همچنان مالك از ابن زبير به مثل آن، چنانكه در مشكاة آمده، روايت كرده است، مگر اين كه وى اين قولش را: بعد از آن مي‏گفت... تا آخرش متذكر نشده است.
 
دعاهاى اصحاب براى يكديگر (رضى‏ اللَّه  عنهم)  
دعاى عمر براى سماك بن مخرمه و دو مرد ديگر
ابن عساكر از سيف بن عمر از محمد و طلحه و مهلب و عمرو و سعيد روايت نموده، كه گفتند: سماك بن مخرمه، سماك بن عبيد و سماك بن خرشه در يك وفد نزد عمر (رض) آمدند، عمر گفت: (بارك‏ اللَّه  فيكم، اللهم اسمك بهم الاسلام، وايديهم الاسلام). ترجمه: «بار خدايا، اسلام را توسط ايشان بلند بگردان و اسلام را توسط ايشان نصرت ده». اين چنين در المنتخب (131/5) آمده است.
 
دعاى كعب بن مالك براى اسعد بن زراره
ابن ابى شيبه، طبرانى و ابونعيم در المعرفه از عبدالرحمن بن كعب بن مالك روايت نموده ‏اند كه گفت: وقتى چشم پدرم كور شد و بينايى اش را از دست داد، من رهنمايش بودم، وقتى با او براى جمعه بيرون مي‏شدم، و اذان را مي‏شنيد، براى ابوامامه اسعدبن زراره (رض) مغفرت مي‏خواست، و برايش دعا مي‏نمود، براى او گفتم: اى پدر، چه مسئله است وقتى كه اذان را مي‏شنوى براى ابوامامه مغفرت مي‏خواهى و براى وى دعا مي‏كنى؟ گفت: اى پسرم، او نخستين كسى بود، كه براى ما قبل از قدوم پيامبر ص در نقيع خضمات در هزم (النبيت حره) كه مربوط بنى بياضه است نماز جمعه داد، گفتم: در آن روز تعدادتان چقدر بود؟ گفت: چهل مرد بوديم. اين چنين در المنتخب (136/5) آمده است.
 
دعاى بريده اسلمى براى  على، عثمان، طلحه و زبير (رضى‏ اللَّه  عنهم)
ابن سعد (243/4) از ابوالعلاء بن شخير از مردى از بنى بكربن وائل روايت نموده، كه گفت: با بريده اسلمى در سيستان بودم، مي‏گويد، به على، عثمان، طلحه و زبير (رضى‏ اللَّه  عنهم) اعتراض مي‏نمودم، تا نظر و رأى وى را دريابم، مي‏گويد: وى رويش را به سوى قبله گردانيد و دست هايش را بلند نمود و گفت: بار خدايا، براى عثمان بيامرز، و براى على بن ابى طالب بيامرز، و براى طلحه بن عبيداللَّه بيامرزد و براى زبيربن عوام بيامرز. مي‏گويد: بعد از آن رويش را به سوى من گردانيد و به من گفت: پدر برايت نباشد، مي‏خواهى مرا بكشى؟ مي‏گويد: گفتم: به خدا سوگند، قصد كشتنت را نداشتم، ولى همين  را از تو مي‏خواستم، افزود: قومى اند، كه چيزهاى خوبى از خداوند براى شان سبقت نموده است، اگر خداوند بخواهد براى شان به سبب فعل‏هاى قبلى كه انجام داده‏اند مي‏بخشد، و اگر بخواهد به سبب عمل‏هاى نوى كه انجام دادند عذاب مي‏نمايد، حساب آنان بر خداوند است.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2526.xml">بخشهاي 1 تا 50 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2582.xml">بخشهاي 51 تا 100 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2638.xml">بخشهاي 101 تا 150 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2694.xml">بخشهاي 151 تا 200 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2750.xml">بخشهاي 201 تا 250 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2806.xml">بخشهاي 251 تا 300 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2862.xml">بخشهاي 301 تا 339 جلد ششم</a><a class="folder" href="w:html:2906.xml">مصطلح الحديث</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2527.xml">بخشهاي 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:2538.xml">بخشهاي 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:2549.xml">بخشهاي 21 تا 30</a><a class="folder" href="w:html:2560.xml">بخشهاي 31 تا 40</a><a class="folder" href="w:html:2571.xml">بخشهاي 41 تا 50</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2528.txt">باب شانزدهم بیانه‌های اصحاب (رضى‏ اللَّه عنهم) </a><a class="text" href="w:text:2529.txt">نخستين بيانيه محمد پيامبر خدا ص</a><a class="text" href="w:text:2530.txt">بيانيه پيامبر ص در جمعه </a><a class="text" href="w:text:2531.txt">بيانيه پيامبر (رض) در يك غزوه</a><a class="text" href="w:text:2532.txt">بيانيه پيامبر (رض)  هنگامى كه در حجر در غزوه تبوك پايين گرديد</a><a class="text" href="w:text:2533.txt">بيانيه پيامبر ص در وقتى كه مكه فتح گرديد</a><a class="text" href="w:text:2534.txt">بيانه ديگر پيامبر خداص  در فتح مكه</a><a class="text" href="w:text:2535.txt">بيانيه بزرگ پيامبرص  در استقبال از رمضان به روايت سلمان</a><a class="text" href="w:text:2536.txt">بيانيه پيامبرص درباره مغفرت گناهان مسلمين در نخستين شب رمضان </a><a class="text" href="w:text:2537.txt">بيانيه پيامبر ص درباره محبوس شدن شياطين و قبول شدن دعاء در ماه رمضان</a></body></html>باب شانزدهم
بیانه‌های اصحاب (رضى‏ اللَّه عنهم) 
 
چگونه پيامبر ص و يارانش مردم را در جمعه‏ها، جماعت‏ها، حج، غزوات و همه حالات مخاطب قرار مى‏دادند، و آنان را به انجام اوامر - اگر چه مخالف مشاهده‏ها و تجربه‏ها مى‏بود - ترغيب و تشويق مى‏ نمودند؟ و چگونه آنان را به زهد در دنيا و لذت‏هاى زودگذر آن رهنمون مى‏شدند، و به آخرت و لذت‏هاى باقى آن ترغيب مى‏كردند؟ انگار كه آنان امت اسلامى را، اعم از غنى و فقير، خاص و عامش، بر امتثال اوامر خداوند و پيامبرش، با بذل نفس‏هاى شان و انفاق اموال شان استوار مى‏ساختند، و نمى‏ گذاشتند كه آنان در اموال فانى و متاع‏هاى زايل شدنى مصروف گردند و فرو روند.
 
نخستين بيانيه محمد پيامبر خدا ص
بيهقى از ابوسلمه بن عبدالرحمن بن عوف (رض) روايت نموده، كه گفت: نخستين بيانيه‏اى كه رسول خدا  ص در مدينه ايراد نمود، اين بود كه در ميان ايشان برخاست، و پس از حمد وثناى خداوند طورى كه سزاوار و شايسته اوست،گفت:«اما بعد،اى مردم براى نفس‏هاى تان اعمال نيك تقديم نماييد. بدانيد، به خدا سوگند، كه هر يكى از شما خواهد مرد و گوسفندانش را بدون شبان رها خواهد نمود