وانا هستى». بعد از آن نياز و حاجتت را از خداوند سئوال كن.
 
دعاهاى خوف سلطان  
پيامبر ص و تعليم اين دعا به على و تعليم اين دعا از طرف عبداللَّه بن جعفر به دخترش
خرائطى در مكارم الاخلاق از على (رض) روايت نموده كه: رسول خدا ص به او كلماتى را ياد داد كه آن را نزد سلطان و هر چيزى كه او راترساند بگويد: (لااله الااللَّه الحليم الكريم، سبحان‏ اللَّه  رب السماوات السبع و رب العرش العظيم، و الحمدلله رب العال مين). ترجمه: «معبودى جز خداوند بردبار و كريم نيست، نسبت پاكى است پروردگار آسمان‏هاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ را، و ستايش خدايى راست كه پروردگار عال ميان است»، و در پهلوى اين‏ها بگويد: (انى اعوذبك من شر عبادك)، ترجمه: «من به تو از شر بندگانت پناه مي‏برم». اين چنين در الكنز (2991) آمده است. و نزد ابن عساكر از ابورافع روايت است كه: عبداللَّه بن جعفر دخترش را به نكاح حجاج بن يوسف درآورد، و به او گفت: وقتى نزدت داخل شد بگو: (لااله الالله الحليم الكريم، سبحان‏ اللَّه  رب العرش العظيم، والحمدلله رب العال مين)، و گفت: وقتى كارى رسول خدا ص را به مشكل مي‏انداخت اين را مي‏گفت مي‏افزايد: و حجاج نمى‏توانست به وى نزديك شود. اين چنين در الكنز (300/1) آمده است.
 
ابن عباس و آموزش اين دعا
ابن ابى شيبه از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: وقتى نزد پادشاه ترسناكى آمدى، كه از قهر و خشم وى در قبال خود مي‏ترسيدى بگو: «اللَّه اكبر،اللَّه اكبر،اللَّه اعز من خلقه ج ميعاً، اللَّه اعز مما اخاف و احذر، اعوذبالله الذى لااله الا هو، الممسك السماوات السبع، أن يقعن على الارض، الا باذنه من شر عبدك فلان و جنوده و اتباعه و اشياعه من الجن و الانس، اللهم كن لى جارا من شر هم، جل ثناؤك، و عز جارك، و تبارك اسمك، و لا اله غيرك»، ترجمه: «خدا بزرگ است، خدا بزرگ است، خداوند از همه خلقش با عزت‏تر است، خداوند از آنچه مي‏ترسم و حذر مي‏نمايم با عزت‏تر است، به خداوندى كه معبودى جز وى نيست، ذاتى كه نگه دارنده آسمان‏هاى هفتگانه است، تا بر ز مين نيفتند مگر به اجازه‏اش، از شر بنده ات فلان و عساكرش و پيروانش و  كسانى كه در دنبالش از جن و انس قرار دارند پناه مي‏برم، بار خدايا، پناه دهنده‏ام از شر آنان باش، ثناء و ستايشت بزرگ و برتر است، و كسى در پناهت باشد با عزت است، اسمت با بركت است و خدايى جز تو نيست»، سه بار. اين چنين در الكنز (300/1) آمده است. و طبرانى اين را از ابن عباس به مانند آن، با فرق اندك در الفاظ روايت نموده است، و رجال آن رجال صحيح اند، چنان كه هيثمى (137/10) گفته است، و بخارى اين را در الادب المفرد (ص104) از ابن عباس به مثل آن روايت كرده است.
 
ابن مسعود و آموزش اين دعا
ابن ابى شيبه و ابن جرير از ابن مسعود (رض) روايت نموده ‏اند كه  گفت: وقتى بر يكى از شما پادشاهى بود، كه از كبر و ظلم وى مي‏ترسيد بايد بگويد: (اللهم رب السماوات السبع و رب العرش العظيم، كن لى جارا من فلان و احزابه و اشياعه من الجن و الانس يفرطوا على و آن يطغوا، عز جارك، و جل ثناؤك، و لا اله غيرك)، ترجمه: «بار خدايا، اى پروردگار آسمان‏هاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ، از تجاوز و ظلم فلان، لشكريان وى و پيروانش، از انس و جن، پناهم بده، پناهنده ات با عزت است و ثنا و ستايشت بزرگ است و معبودى جز تو نيست»، به اين صورت از وى چيزى به شما نمى‏رسد كه بدش بريد. اين چنين در الكنز (300/1) آمده است. و بخارى در الادب المفرد (ص104) از ابن مسعود اين را به شكل موقوف به معناى آنچه گذشت و مختصرتر از آن روايت نموده است.
و طبرانى از ابن مسعود به شكل مرفوع روايت نموده كه: وقتى يكى از شما از پادشاه ترسيد بايد بگويد... و آن را متذكر شده، و در روايت وى آمده: (كن لى جارا من شر فلان بن فلان - همان كسى را ذكر كند كه اراده دارد - و شر الجن و الانس و اتباعهم آن يفرط على احد منهم، عز جارك و جل ثناؤك، و لا اله غيرك). هيثمى (137/10) مي‏گويد: در اين جناده بن اسلم آمده، ابن حبان وى را ثقه دانسته، و غير وى ضعيفش دانسته ‏اند، ولى بقيه رجال آن رجال صحيح اند.
 
دعاهاى قضاى دين  على (رض) و آموزش اين دعا براى يك مكاتب 
ترمذى (195/2) از ابووائل از على (رض) روايت نموده كه: مكاتبى نزدش آمد و گفت: من از به دست آوردن مبلغ كتابتم عاجز آمده‏ام، بنابراين كمكم نما، گفت: آيا به تو كلماتى را نياموزم، كه رسول خدا ص آن‏ها را به من آموخته است؟ اگر مثل كوه صير بر گردن تو دين باشد، خداوند آن را از طرفت ادا مي‏نمايد: گفت: بگو: (اللهم اكفنى بحلالك عن حرامك، و اغننى بفضلك عمن سواك)، ترجمه: «بار خدايا، به حلالت از حرامت كفايتم را نما، و به فضلت از غير خودت بى نيازم ساز». ترمذى مي‏گويد: اين حديث حسن و غريب است.
 
پيامبر ص و آموزش اين دعا به ابوامامه انصارى
ابوداود (370/2) از ابوسعيد خدرى (رض) روايت نموده، كه گفت: روزى رسول خدا ص داخل مسجد گرديد، ناگهان با مردى از انضار برخورد، كه به او ابوامامه گفته مي‏شد، (و در مسجد نشسته بود)، فرمود: «اى ابوامامه، چرا تو را در غير وقت نماز در مسجد نشسته مي‏بينم؟» گفت: رنج‏ها و فكرهايى فرايم گرفته‏اند، و دين هايى بر من است اى رسول خدا، فرمود: «آيا برايت كلامى نياموزانم، كه وقتى آن را بگويى، خداوند عزوجل رنجت را از  ميان ببرد، و دينت را از طرف تو ادا نمايد؟» مي‏افزايد گفت: آرى، اى رسول خدا، فرمود: «وقتى صبح نمودى و بيگاه نمودى بگو: اللهم انى عوذبك من الهم و الحزن، و اعوذبك من العجز والكسل، و اعوذبك من البخل والجبن، و اعوذبك من غلبة الدين و قهرالرجال، «بار خدايا! من به تو از رنج و اندوه پناه مي‏برم، و به تو از ناتوانى و سستى پناه مي‏جويم، و به تو از بخل و بزدلى پناه مي‏برم، و به تو از غلبه دين و قهر و خشم مردان پناه مي‏برم». مي‏افزايد: اين را گفتم، و خداوند اندوهم را از من دور نمود و دينم را از من ادا كرد.
 
پيامبر ص و آموزش اين دعا به معاذ
طبرانى از معاذبن جبل (رض) روايت نموده كه: پيامبر ص روز جمعه از وى جستجو به عمل آورد، هنگامى كه رسول خدا ص نمازش را گزارد، نزد معاذ آمده گفت: «اى معاذ چرا من تو را نمى‏بينم؟» پاسخ داد: اى رسول خدا، از يهوديى نزدم يك وقيه طلاست، به سويت بيرون شدم ولى مرا از تو بازداشت و نگاهم نمود، رسول خدا ص به او گفت: «اى معاذ، آيا به تو دعايى نياموزم كه به آن دعا نمايى؟ اگر بر تو دينى چون صير باشد آن را از تو ادا نمايد - صير كوهى است در يمن - ، اى معاذ خداوند را دعا كن و بگو: اللهم مالك الملك، تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء، و تعزمن تشاء و تذل من تشاء، بيدك الخير، انك على كل شى‏ء قدير، تولج الليل فى النهار و تولج النهار فى الليل، و تخرج الحى من ال ميت و تخرج ال ميت من الحى، و ترزق من تشاء بغير حساب، رحمن الدنيا و الاخرة و رحيمهما، تعطى منهما من تشاء و تمنع من تشاء، ارحمنى رحمة تغنينى بها عن رحمة من سواك، «بار خدايا، خداوند سلطنت و پادشاهى، پادشاهى را براى