، وى ثقه مي‏باشد ولى دچار اختلاط شده، اما ابو اسرائيل الملائى حسن الحديث است، و بقيه رجال آن‏ها رجال صحيح اند. و در حاشيه آن از ابن حجر نقل شده: بلكه اكثريت بر تضعيف وى‏اند، و بعضى شان او را على رغم سوء حفظ و اضطراب به صدق توصيف نموده ‏اند.
 
قول پيامبر ص درباره تعظيم كلماتى كه يكى از يارانش در مجلسى گفت
احمد از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: با پيامبر ص در مجلسى در حلقه‏اى نشسته بودم كه مردى آمد و به پيامبر ص و به قوم سلام داد و گفت: السلام عليكم و رحمه اللَّه، پيامبر ص پاسخ داد، (و عليك السلام و رحمه اللَّه و بركاته)، هنگامى كه آن مرد نشست گفت: (الحمدلله حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه كما يحب ربنا آن يحمد و ينبغى له)، ترجمه: «ثنا و ستايش فراوان بادا براى خداوند، ستايش نيكو و مبارك، آن طورى كه پروردگارمان دوست مي‏دارد ستايش شود، و برايش سزاوار است». پيامبر خدا ص به او گفت: «چطور گفتى؟» او همان گفته‏اش را براى وى تكرار نمود، پيامبر ص فرمود: «سوگند به ذاتى كه جانم در دست اوست، ده ملك براى گرفتن آن فرا رسيدند، هر يكى شان حريص بود كه آن را بنويسد، بعد ندانستند كه چگونه آن را بنويسند، تا اين كه آن را به سوى خداوند صاحب عزت بالا بردند، فرمود: آن را طورى كه بنده‏ام گفته بنويسد». منذرى در الترغيب (103/3) مي‏گويد: اين را احمد روايت نموده، و راويان آن ثقه‏ اند، و نسائى و ابن حبان در صحيحش نيز آن را روايت نموده ‏اند، مگر اين كه آن دو گفته اند: طورى كه پروردگارمان دوست مي‏دارد و راضى مي‏شود.
نزد طبرانى به اسناد حسن - لفظ هم از وى است - ، بيهقى و ابن ابى الدنيا از ابوايوب (رض) روايت است كه گفت: مردى نزد رسول خدا ص گفت: (الحمدلله، حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه)، رسول خدا ص پرسيد: «صاحب اين كلمه كيست؟» آن مرد خاموش ماند، و پنداشت كه در حضور پيامبر ص حرفى زده كه براى وى ناپسند است، پيامبر خدا ص گفت: «وى كيست؟ وى راست گفته است»، آن مرد گفت: اى رسول خدا من آن را گفتم، و بدان خير مي‏طلبم، فرمود: «سوگند به ذاتى كه جانم در دست اوست من سيزده ملك را ديدم كه به سوى كلمه ات مي‏شتافتند و هر يكى سعى مي‏نمود، كه آن را به سوى خداوند تبارك و تعالى بلند نمايد». اين چنين در الترغيب (102/3) آمده است.
 
قول عمر (رض) هنگامى كه مردى را ديد با تسبيح‏ها تسبيح مي‏گفت
ابن ابى شيبه از سعيدبن جبير روايت نموده، كه گفت: عمر (رض) انسانى را ديد كه با تسبيح هايى كه همراهش بود تسبيح مي‏گفت، عمر فرمود: در بدل آن عمل اين برايش كفايت مي ‏كند كه بگويد: (سبحان‏ اللَّه  مل‏ء السماوات و مل‏ء ماشاء من شى‏ء بعد)، و بگويد: (الحمدلله مل السماوات الارض و مل‏ء ماشاء من شى‏ء بعد)، و بگويد: (اللَّه اكبر مل‏ء السماوات والارض و مل‏ء ماشاء من شى‏ء بعد). ترجمه: «نسبت پاكى است خداوند را به پرى آسمان و ز مين و به پرى چيزى كه خودش بعد از آن مي‏خواهد... ستايش خدا راست به پرى آسمان و ز مين و به پرى چيزى كه خودش بعد از آن مي‏خواهد... خداوند بزرگتر است به پرى آسمان‏ها و ز مين و به پرى چيزى كه خودش بعد از آن مي‏خواهد». اين چنين در الكنز (210/1) آمده است.
 
ذكرها بعد از نماز و هنگام خواب  
پيامبر ص و آموزش اذكارى به فقيران اصحاب كه به آن اجر داده شوند
بخارى و مسلم - لفظ از مسلم است - از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند كه: فقراى مهاجرين نزد رسول خدا ص آمدند و گفتند: ثروتمندان درجه‏هاى بلند و نعمت ه ميشگى را بردند! پرسيد: «و آن كدام است؟» گفتند: آنان طورى كه ما نماز مي‏گزاريم نماز مي‏گزارند، و طورى كه روزه مي‏گيريم روزه مي‏گيرند، ولى آنان صدقه مي‏دهند و ما صدقه نمى‏دهيم، غلام آزاد مي ‏كنند و ما آزاد نمى‏كنيم، رسول خدا ص فرمود : «آيا شما را چيزى نياموزم، كه آن كسانى را كه از شما سبقت نموده ‏اند درك نماييد، و از كسانى كه بعد از شمايند سبقت نماييد؟ و هيچ كسى بهتر از شما نباشد، مگر كسى كه مثل عمل شما انجام دهد»، گفتند: آرى، اى رسول خدا، گفت: «بعد از هر نماز سى و سه بار تسبيح، تكبير و حمد بگوييد»، ابوصالح مي‏گويد: دوباره فقراى مهاجرين به سوى رسول خدا ص برگشتند و گفتند: برادران مال دار ما از آنچه ما نموديم شنيدند، و آنان نيز مثل آن را انجام دادند، رسول خدا ص فرمود: «آن فضل خداوند است، كه براى هر كسى بخواهد مي‏دهد». سُمَىّ مي‏گويد: براى يكى از اهل خانواده‏ام اين حديث را بيان نمودم، گفت: دچار وهم شده‏اى، برايت گفته است: سى و سه بار تسبيح مي‏گويى، سى و سه بار حمد مي‏گويى و سى و چهار بار تكبير مي‏گويى، مي‏گويد : آن گاه به طرف ابوصالح برگشتم و آن را برايش يادآور گرديدم، وى دستم را گرفت و گفت: (اللَّه اكبر و سبحان‏ اللَّه  و الحمدلله،اللَّه اكبر و سبحان‏ اللَّه  و الحمدلله) تا اين كه تعداد همه شان به سى و سه برسد. اين را ابوداود هم روايت نموده، و لفظش چنين است: ابوهريره (رض) گفت، ابوذر (رضى اللَّه عنه) فرمود: اى رسول خدا، ثروتمندان اجرها و پاداش‏ها را بردند، و به معناى آن را متذكر شده. و در روايتش آمده: «بعد از هر نماز خداوند را سى و سه بار به بزرگى ياد مي‏كنى، و سى و سه بار حمدش مي‏گويى و سى و سه بار تسبيحش، و آن را (لااله الااللَّه وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد و هو على كل شى‏ء قدير) خاتمه مي‏بخشى، به اين صورت گناهانت بخشيده مي‏شوند، اگرچه مثل كف بحر باشند». ترمذى هم اين را روايت نموده، و حسنش دانسته، و نسائى آن را از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) به مثل آن روايت كرده، و هر دو در آن گفته‏اند: «وقتى كه نماز گزارديد بگوييد: سبحان‏ اللَّه ، سى و سه بار، الحمدلله سى و سه بار،اللَّه اكبر سى و چهار بار و لااله الااللَّه ده بار». اين چنين در الترغيب (110/3) آمده روايت نموده و بخارى در التاريخ و طياليسى و ابن عساكر از ابوذر مثل اين را روايت كرده و افزوده‏اند: و بعد از آن صدقه‏ها را ياد نمود چنان كه در الكنز (296/1) آمده است. ابن عساكر اين را از ابوهريره مثل روايت ابوداود، چنان كه در الكنز (315/3) آمده، و گفته: سندش حسن است. و بزار اين را از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) آمده، و گفته: سندش حسن است. و بزار اين را از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) خيلى طولانى، چنان كه در المجمع (101/10) آمده، روايت نموده است.

پيامبر ص و تعليم اذكارى به ابودرداء كه آن‏ها را بعد از نماز بگويد
احمد، بزار و طبرانى به اسنادهايى از ام درداء (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت نموده ‏اند كه گفت: مردى نزد ابودرداء (رض) آمد ،ابودرداء گفت: مي‏مانى تا چراغ را بر افروزيم، يا رونده هستى كه [به سواريت] علف بدهيم؟ گفت: بلكه رونده هستم، ابودرداء گفت: پس من برايت توشه‏اى مي‏افزايم، كه اگر بهتر از آن را نزدم مي‏يافتم حتماً به تو توشه مي‏دادم، نزد رسول خدا ص آمدم و گفتم : اى رسول خدا، اغنيا دنيا و آخرت را بردند، نماز مي‏گزاريم آنان هم نماز مي‏گزارند، روزه مي‏گيريم آنان هم روزه مي‏گيرند و صدقه مي‏دهند و ما صدق