 هست.
 
خبر دادن پيامبر در مورد وصيت برادرش نوح عليهماالسلام به پسرش
بزار از عبداللَّه بن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «آيا شما را از وصيت نوح عليه السلام به پسرش خبر ندهم؟» گفتند، آرى، فرمود: «نوح براى پسرش وصيت نموده گفت: اى پسرم من تو را به دو چيز توصيه مي‏كنم و از دو چيز نهى مي‏نمايم: تو را به گفتن: لااله الااللَّه سفارش مي‏كنم، چون اگر اين در پله‏اى گذاشته شود و آسمان‏ها و ز مين در پله ديگر گذاشته شوند از آن‏ها ثقيل مي‏شود، و اگر آسمان‏ها و ز مين حلقه و زنجير باشند اين كلمه آنها را شكسته و به خدا خواهد رسيد، و به گفتن: سبحان‏ اللَّه  العظيم و بحمده تو را توصيه مي‏كنم، چون اين عبادت خلق است و توسط اين به آنها رزق داده مي‏شود، و تو را از دو چيز باز مي‏دارم: از شرك و كبر، چون اين دو از خداوند بازمى دارد». مي‏گويد گفته شد: اى رسول خدا، آيا اين از كبر است كه مردى طعامى آماده سازد، وجماعتى نزد وى حاضر شوند يا لباس نظيف بر تن نمايد؟ گفت: «نيست - يعنى كبر نيست - كبر آنست كه مخلوق را احمق بدانى و مردم را تحقير نمايى». هيثمى (84/10) مي‏گويد: در اين محمدبن اسحاق آمده، و او مدلس و ثقه است، و بقيه رجال آن رجال صحيح اند. و حاكم اين را از عبداللَّه مانند آن روايت نموده، و گفته: صحيح الاسناد است، چنانكه در الترغيب (77/3) آمده است، و در روايت وى آمده: «اگر آسمان‏ها و ز مين و آنچه در آن هاست حلقه‏اى باشند، و لااله الااللَّه بر آن دو گذاشه شود هر دوى‏شان را مي‏شكند.
 
مژده پيامبر ص به مغفرت براى آن عده از اصحابش  كه در مجلسى با وى كلمه شهادت را به زبان آوردند
احمد - به اسناد حسن - ، طبرانى و غير ايشان از يعلى بن شداد روايت نموده ‏اند، كه گفت: پدرم - شداد بن اوس (رضى‏ اللَّه  عنهما) - در حالى برايم حديث بيان نمود، كه عباده بن صامت (رضى‏ اللَّه  عنهما) حاضر بود و تصديقش مي‏نمود، پدرم گفت: نزد پيامبر ص بوديم فرمود: «آيا در  ميان تان بيگانه هست؟» - يعنى اهل كتاب - ، گفتيم: نخير، اى رسول خدا، آن گاه به بستن در امر نمود و گفت: «دست‏هاى تان را بلند كنيد و بگوييد: لا اله الااللَّه»، آن گاه دست‏هاى مان را ساعتى بلند نموديم، باز گفت: «ستايش خدا راست، بار خدايا تو مرا به اين كلمه مبعوث نمودى، و به آن امرم كردى، و بر آن برايم جنت را وعده دادى و تو ذاتى هستى كه در وعده تخلف نمى‏ كنى»، بعد از آن فرمود: «مژده بادا براى تان، خداوند براى تان بخشيد». اين چنين در الترغيب (75/3) آمده است. هيثمى (81/10) مي‏گويد: اين را احمد روايت نموده، و در آن راشد بن داود آمده، كه بيشتر از يك تن وى را ثقه دانسته ‏اند، و در وى ضعف است، ولى بقيه رجال آن ثقه‏ اند.
 
قول پيامبر ص درباره لا اله الااللَّه كه اين بهترين نيكى‏ هاست
احمد از ابوذر (رض) روايت نموده، كه گفت: گفتم: اى رسول خدا وصيتم كن، فرمود: «وقتى عمل بدى انجام دادى از عقبش كار نيكو كن آن را محو  ميسازد»، مي‏گويد: گفتم: اى رسول خدا، آيا لااله الااللَّه از جمله حسنات و نيكى هاست؟ گفت: «اين بهترين نيكى هاست». هيثمى (81/10) مي‏گويد: رجال آن ثقه‏ اند، مگر اين كه شمربن عطيه آن را از شيخ‏هاى خود به نقل از ابوذر بيان نموده و نام هيچ يك از آن شيخ‏ها را نگرفته است.
 
قول عمر و على (رضى‏ اللَّه  عنهما) درباره لااله الااللَّه كه اين كلمه تقواست
ابن خسرو از عمربن خطاب (رض) روايت نموده، كه وى ايشان را در حالى ديد كه تهليل و تكبير مي‏گفتند: فرمود: اين است، اين است سوگند به پروردگار كعبه، به او گفته شد: اين چيست؟ فرمود: فرمود: كلمه تقوى، و آنان به اين مستحق‏تر و اهلش بودند. اين چنين در الكنز (207/1) آمده است. و عبدالرزاق و ابن جرير و ابن المنذر و ابن ابى حاتم و حاكم و بيهقى در الاسماء والصفات از على (رض) درباره اين قول خداوند:
[والزمهم كلمةالتقوى].(الفتح:26)
ترجمه: «و لازم گردانيد برايشان كلمه تقوى را».
روايت نموده ‏اند كه گفت: اين لااله الااللَّه است. و نزد ابن جرير و غيرش از وى به مثل آن روايت است، و افزود: واللَّه اكبر. اين چنين در الكنز (265/1) آمده است.

اذكار تسبيح، تحميد، تهليل، تكبير و حوقله 
فرموده پيامبر ص در مورد اين اذكار كه همين ‏ها چيزهاى باقيماندنى و نيكواند 
 حمد، ابويعلى، نسائى - لفظ از وى است - ، ابن حبان در صحيحش و حاكم - كه آن را صحيح دانسته - از ابوسعيد خدرى (رض) روايت نموده ‏اند كه رسول خدا ص فرمود: «باقيات صالحات را زياد بگوييد»، گفته شد: اى رسول خدا آن‏ها كدامند؟ فرمود: (تكبير، تهليل، تسبيح، الحمدلله و لا حول و لا قوة الا بالله). اين چنين در الترغيب (91/3) آمده، و هيثمى (87/10) در مورد روايت احمد و ابويعلى گفته: اسناد هر دوى شان حسن است.
 
خبر دادن پيامبر ص كه اين اذكار وقايه از آتش اند
نسائى - و لفظ هم از وى است - ، حاكم و بيهقى از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند كه رسول خدا ص گفت: «سپرهاى تان را بگيريد»، گفتند: اى رسول خدا آيا دشمنى آمده است؟ گفت: «نخير بلكه سپرتان را در مقابل آتش بگيريد، بگوييد: سبحان‏ اللَّه  و الحمدلله والاله الااللَّه واللَّه اكبر اين‏ها روز قيامت از پيش روى و عقب تان مي‏آيند و اين‏ها باقيات صالحات اند». حاكم مي‏گويد: به شرط مسلم صحيح است، و در روايتى آمده و طبرزنى اين را در الأوسط از انس (رض) روايت نموده و در روايتى آمده: «منجيات» «نجات دهندگانند» به تقديم نون بر جيم،  هم چنان اين را طبرانى در الأوسط روايت نموده، و افزوده است: (و لا حول و لا قوة الا بالله)، و در الصغير آن را از حديث ابوهريره روايت كرده، و هر دو لفظ را يكجا ذكر نموده و گفته: (منجيات و مجنبات)، و سندش جيد و قوى است. اين چنين در الترغيب (92/3) آمده: «اين‏ها از پيش روى اند، اين‏ها نجات دهنده‏اند، اين‏ها از عقب اند و اين‏ها باقيات صالحات اند». و در اين روايت كثير بن سليم آمده، و ضعيف مي‏باشد، چنانكه هيثمى (89/10) گفته است.
 
بيعت بر هجرت     
بيعت يعلى بن مُنيه از طرف پدرش
بيهقى (16/9) از يعلى بن منيه (رض) روايت نموده، كه گفت: در روز دوم فتح نزد پيامبر خداص آمده گفتم: اى رسول خدا، با پدرم بر هجرت بيعت كن، گفت: «بلكه با وى بر جهاد بيعت مي‏كنم، چون هجرت در روز فتح قطع گرديد». و حديث مجاشع (رض) گذشت: گفتم: اى رسول خدا، با ما بر هجرت بيعت نما، پاسخ داد: «هجرت براى اهلش گذشت». حديث جرير گذشت: «و از شرك جدا مي‏گردى». و نزد بيهقى (13/9) در حديث جرير (رض) آمده: «مؤمن را نصيحت ميكنى و از مشرك جدا مي‏گردى». 
    
خبر دادن پيامبر ص كه ثواب اين اذكار چون كوه احد بزرگ است
ابن ابى الدنيا، نسائى، طبرانى و بزار از عمران - يعنى ابن حصين (رض) - روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «آيا يكى از شما نمى‏تواند هر روز عملى به اندازه كوه احد انجام دهد؟» گفتند: اى رسول خدا، كى مي‏تواند هر روز عملى مثل احد انجام دهد؟ فرمود: «همه تان آن را مي‏توانيد؟» گفتند: اى رسول خدا چگونه؟ گفت: «سبحان‏ اللَّه  بزرگ