و روزى از وى جدا باقى ماندم، كه جزخدا آن را نمى‏دانست، بعد از آن فرستاده‏اش در وقت ظهر نزدم آمد و گفت: نزد ا ميرالمومنين حاضر شو، من نزدش آمدم، گفت: چگونه گفتى؟ من گفته‏ام را تكرار نمودم، عمر (رض) گفت: من اين امر را ازمردم پوشيده نگه مي‏داشتم.
باب دوم
 
چگونه اصحاب (رضي‏ الله  عنهم) با پيامبر خدا ص و با خلفاى بعد از وى بيعت مي‏نمودند، و بر چه امورى بيعت صورت مي‏گرفت. 
بيعت بر اسلام     
حديث جرير در اين باره

طبرانى از جرير (رض) روايت نموده، كه گفت: با پيامبر ص مثل آنچه زنان بر آن بيعت نمودند، بيعت كرديم. كسى كه از ما، بدون اين كه چيزى از آنها را مرتكب شود وفات نمود، جنت برايش تضمين است. و كسى كه از ما، در حالى مرد كه چيزى از آنها را مرتكب گرديد، و حد بر او جارى شد، همان (جارى شدن حد بر او) كفّاره است. وكسى كه از ما، در حالى مرد كه چيزى از آن را مرتكب گرديد، ولى آن بر وى پوشيده باقى ماند، حساب وى بر خداوند است. هيثمي در مجمع الزاوائد (36/6) مي‏گويد: در اين روايت سيف بن هارون آمده، كه ابونعيم وى را ثقه دانسته و گروه ديگرى ضعيفش دانسته‏اند، و بقيه رجال وى رجال صحيح اند. اين را همچنان  ابن جرير، چنان كه در الكنز (82/1) آمده، روايت نموده است، و اين حديث در بيعت زنان خواهد آمد.
    
نصيحت‏ها و مواعظ اصحاب پيامبر ص براى قاريان قرآن  
اندرز و موعظه عمربن الخطاب (رض)
ابن زنجويه از كنانه عدوى روايت نموده است، كه گفت: عمربن خطاب براى ا ميران ارتش نوشت كه فهرست همه حافظان قرآن را برايم بفرستيد، تا براى آن‏ها در اعطاى معاش جايگاه خوبى را در نظر بگيرم، و آنان را به سوى بخش‏هاى مختلف ارسال نمايم تا به مردم قرآن ياد دهند. اشعرى (رض) به او نوشت: تعداد حافظان قرآن نزد من به سيصد و چند مرد رسيده است، آن گاه عمر به آنان نوشت:
(بسم‏ اللَّه  الرحمن الرحيم، من عبداللَّه عمر الى عبداللَّه بن قيس و من معه من حملة القرآن. سلام عليكم، اما بعد: فلان هذا القرآن كائن لكم اجرا و كائن لكم شرفا و ذخرا، فاتبعوه و لا يتبعنكم، فانه من اتبعه القرآن زخ فى قفاه حتى يقذفه فى النار، و من تبع القرآن و رد به القرآن جنات الفردوس، فليكونن لكم شافعاً آن استطعتم و لا يكونن بكم ما حلا، فانه من شفع له القرآن دخل الجنة، و من محل به القرآن دخل اسناد. واعلموا آن هذا القرآن ينابيع الهدى. و زهرة العلم، و هو احدث الكتب عهدا بالرحمن، به يفتح‏ اللَّه  اعيناً ع ميا و آذانا صما و قلوبا غلفا. و اعلموا آن العبد اذا قام من الليل فتسوك و توضا ثم كبر و قرا و ضع الملك فاه على فيه و يقول: اتل اتل فقد طبت و طاب لك، و آن توضا و لم يستك حفظ عليه و لم بعد ذلك. الا و آن قرآءةالقرآن مع الصلاه  كنز مكنون و خير موضوع، فاستكثروا منه ما استطعتم، فان الصلاه  نور، والزكاة برهان، و الصبر ضياء والصوم جنة، والقرآن حجة لكم او عليكم، فاكرمواالقرآن‏و لا تهينوه، فان‏ اللَّه  مكرم من اكرمه و مهين من اهانه، و اعلموا انه من تلاه و حفظه و عمل به واتبع مافيه كانت له عنداللَّه دعوة مستجابة ، آن شاء اجلها له فى الدنيا الّا كان له ذخرا فى الاخرة و اعلموا انما عنداللَّه خير وابقى للذين آمنوا و على ربهم يتوكلون).
ترجمه: «به نام خداود بخشاينده و مهربان، از طرف بنده خدا عمر براى عبداللَّه بن قيس و كسانى كه از حافظان قرآن با وى اند، سلام بر شما باد، اما بعد: اين قرآن براى تان مايه اجر، شرف و ذخيره است، از آن پيروى كنيد و او شما را دنبال نكند، چون كسى را كه قرآن دنبال نمايد، او را از عقبش مي‏راند تا در آتش اندازدش، و كسى كه از قرآن پيروى كند، قرآن وى را وارد جنت‏هاى فردوس مي‏سازد، بايد قرآن براى شما، اگر توانستيد، شفاعت كننده باشد، و نبايد با شما خصم و مجادله كننده باشد، چون براى كسى كه قرآن شفاعت نمايد، وارد جنت مي‏شود، و با كسى قرآن مجادله نمايد داخل آتش مي‏گردد. وبدانيد كه اين قرآن چشمه‏هاى هدايت و روشنى علم است، و او نگاه زمانى نزديك‏ترين كتاب‏ها به رحمان است، توسط همين  قرآن است كه خداوند چشم‏هاى كور، گوش‏هاى كر و قلب‏هاى بسته را باز مي ‏كند. و بدانيد كه بنده وقتى از طرف شب برخيزد، مسواك نمايد، وضو كند و بعد از آن تكبير بگويد و بخواند، فرشته دماغش را بر دهن وى مي‏گذارد، و مي‏گويد: تلاوت كن، تلاوت كن، خودت خوب هستى و برايت خوبى است، و اگر وضو نمايد و مسواك نكند، از وى حفاظت مي‏نمايد، ولى چنين معامله نمى‏كند. آگاه باشيد، كه قرائت قرآن با نماز گنجى پوشيده و خيرى رها شده است، بنابراين هر قدر كه مي‏توانيد آن را زياد تلاوت نماييد. زيرا نماز نور است، زكات دليل و برهان است، صبر روشنى است، روزه سپر است و قرآن يا براى تان حجت است، يا بر خلاف‏تان، قرآن را عزت نماييد، و خوارش مسازيد، چون خداوند عزت دهنده كسى است كه آن را عزت نمايد، و ذليل كننده كسى است كه آن را اهانت كند، و بدانيد كه كسى آن را تلاوت نمايد. و حفظش كند، و بدان عمل نمايد و از آن چه در آن است پيروى كند بررسى وى نزد خداوند دعاى مستجاب مي‏باشد اگر بخواهم آنرا در دنيا به زودى به او مي‏دهد. در غير اين صورت در آخرت برايش ذخيره مي‏باشد، و بدانيد كه آنچه نزد خداست بهتر است و باقى مدنى است، البته براى آنانى كه ايمان آورده‏اند و  بر پروردگاشان توكل مي ‏كنند». اين چنين در الكنز (217/1) آمده است.
 
اندرز و موعظه ابوموسى اشعرى (رض)
ابونعيم در الحليه  (257/1) از ابوكنانه از ابوموسى روايت نموده كه: وى آنانى را كه قرآن را حفظ نموده بودند جمع كرد، و متوجه شد كه تعدادشان به سيصد تن مي‏رسد، وى عظمت و بزرگى قرآن را بيان داشته و گفت: اين قرآن براى‏تان اجرهم مي‏باشد و گناه هم مي‏باشد قرآن را پيروى كنيد و قرآن شما را دنبال نكند، چون كسى كه قرآن را پيروى نمايد، وى را در باغچه جنت پايين مي‏نمايد، و كسى را كه قرآن دنبال نمايد، او را از عقبش مي‏راند و در آتش مي‏اندازد. و نزد وى همچنان از ابواسود ديلى (از پدرش) روايت است كه گفت: ابوموسى قاريان را جمع نمود، و گفت: جز حافظ قرآن را براى ورود نزدم اجازه ندهيد، مي‏گويد: در حدود سيصد تن نزدش وارد شديم، وى براى ما وعظ نمود و گفت: شما قاريان اهل اين سرز مين ايد، چنين نشود كه درازى زمان روى شما اثر بگذارد، و قلب‏هاى تان سخت گردد، چنان كه قلب‏هاى اهل كتاب سخت شده بود، بعد از آن گفت: براى ما سوره‏اى نازل شد، كه آن را در درازى و تشديد به برائت تشبيه مي‏داديم، من آيه را از آن حفظ نمودم: اگر براى فرزند آدم، دو وادى از طلا باشد، در طلب وادى سومى در ضمن آن‏ها مي‏باشد، و شكم ابن آدم را جز خاك چيزى نمى‏تواند پُر كند،  سوره ديگرى نازل شد، كه ما آن را به مسبحات  تشبيه مي‏داديم، اولش چنين بود : سبح لله، من آيه‏اى را از آن حفظ نمودم:
[يا ايهاالذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون].(الصف: 2)
ترجمه: «اى مؤمنان! آنچه را به آن عمل نمى‏كنيد چرا مي‏گوييد؟»
[فتكتب شهادة فى اعناقكم ثم تسالون عنها يو