ن دیوانه نیستم، ولی حقیقت دین اسلام را درک نموده‌ام.سوال: چنانچه رسم است هرکسی که به دین اسلام می‌پیوندند، اسم خود را تبدیل می‌نماید، چرا شما نام خود را به نام اسلامی تغیر ندادید؟

جواب: اسم خود را به دو جهت تغیر ندادم:
اول: دین اسلام درین رابطه مشکلی ندارد، و این موضوعی است که در درجه اول برای من اهمیت داشت، هیچ فرقی نمی‌کند، اگر شخصی به اسلام بگراید، ولی اسم قدیم خود را حفظ کند، چون دین اسلام بیشتر بالای ایمان افراد تاکید و ترکیز دارد.
دوم: دوست داشتم اسم قدیم خود را برای اهداف دعوتی حفظ نمایم، تا بتوانم در نزد غیر مسلمانان محبوبیت خود را نگاه داشته باشم.
و بعد از آن که خداوند ذهنم را برای اسلام آماده ساخت، و از تاریکی‌های کفر به سوی روشنی اسلام بیرون شدم، و از کفر به سوی اسلام رو آوردم، و از حال اهل نار (صاحبان دوزخ) به سوی حال اهل قبله رو آوردم، بتوانم حق را برای ایشان بیان نمایم.سوال: شما در کلیسا به مقام (کاردینالی) رسیده بودید، لطفا بگویید که مقام کاردینال چه است؟ و چه وظایفی را به پیش می‌برد؟

جواب: من در تشکیلات کلیسا مناصب و مقام‌های بسیار بلندی را به دست آوردم، و چنانچه در بین وظایف اجراء نموده در کلیسا، وظیفه کاردینال را نیز به دوش داشتم، همچنان پدرم نیز روزگاری به درجه کاردینال رسیده بود، منصب کاردینال در کلیسای کاتولیک تقریبا معادل وظیفه مفتی در اسلام است، لازم است تا بدانیم که در آئین مسیحی کاتولیک راهب بزرگ که در عربی آن را «قسیس» یا کشیش می‌خوانند، گناه‌های مردم را عفو می‌کند، در حالی که خوب می‌داند که او نه معبود است و نه صلاحیت عفو گناهان مردم را دارد.
ولی عجیب است که هر یکشنبه، قبل از برپایی مراسم عبادت ایشان، کسانی که مرتکب گناه شده اند، نزد کشیش می‌آیند، و اعتراف به گناه می‌کنند که گویا در فلان فلان سال مرتکب گناه شده است، و کشیش برایش می‌گوید: برو تو بخشیده شدی! ما نمی‌دانیم که کشیش چگونه جرأت می‌کند تا صلاحیت‌های خداوند را بر دوش خود حمل نماید؟ و چه کسی این صلاحیت را به وی داده است، در حالی که خودش بشری بیشتری نیست.
من صرف تحت فشار احساسات و عواطف به اسلام نگراییده‌ام، و نه هم بدون عقل و عبث، بلکه من بعد از مطالعات عمیق در مورد ادیان ایمان آورده‌ام، و بعد از آن که در اخیر تحقیقات و مطالعات خویش به این نتیجه رسیدم که اسلام دینی است که خداوند متعال به آن، رسالت آسمانی را خاتمه بخشیده است، و این که محمد (ص) خاتم پیامبران و فرستاده شدگان بوده و عیسی (ع) انسانی است از نسل بشر، و او نبی و فرستاده خداوند متعال است، نه بیشتر از آن، چنانچه خداوند متعال در قرآن عظیم الشان می‌فرماید: ﴿مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ﴾ [المائدة: 75].
و از جانب دیگر، من (اشوک کولن یانگ) اولین فردی نیستم که از بین کشیشان مسیحی به اسلام گرائیده‌ام، قبل از من شماری زیادی از کشیشان و نصرانی‌ها به دین اسلام گرائیده اند، از جمله منشی عمومی شورای کنفرانس مکارانه کلیسای کاتولیک و رئیس کشیشان در ولایات شرقی.سوال: شما اکنون یک دعوتگر مسلمان هستید، در حالی که قبلاً یک دعوتگر نصرانی و مسیحی بودید، به نظر شما فرق این دو چیست؟

جواب: در گذشته توجه و تلاشم این بود تا مسلمانان را مسیحی سازم و ایشان را از دین‌شان برگردانم، ولو اگر فاسد شوند، و همه آنچه را که حرام است انجام دهند، این موضوع اهمیت نداشت که شخص مسلمان باید فرد خوب و صالح در جامعه باشد، حتی اگر از اسلام خویش بر گردد، و کلیسا هیچ گاهی به دعوت مسیحیان به سوی التزام و دین توجه نمی‌نماید، تلاش زیادشان این است تا فرد به مسیحیت مرتبط باشد، ولی این شرط نیست که ملتزم و متدین هم باشد، در حالی که در دین اسلام یک فرد از عمل کوچک و بزرگش محاسبه می‌شود، و هرکسی که به دین اسلام می‌گراید، باید صاحب عقیده سالم و پایبند به عبادت درست باشد.سوال: از دیدگاه شما فرق بین دعوت مسلمانان برای گروئیدن به اسلام و دعوت تنصیری چه است؟

جواب: بین دعوت به سوی مسیحیت و دعوت به سوی اسلام فرقی زیادی وجود دارد، داعیان مسلمان مبادی اساسات و تعالیم دین اسلام را برای مردم واضح می‌سازند، و تصویر درستی از اسلام را برای مردم ارائه می‌دارند، ولی هیچکسی را برای دخول به دین اسلام مجبور نمی‌سازند، چون اگر شخص به اساس قناعت و گرویده‌گی خویش که هیچ شکی در آنها وجود نداشته باشد، عبادت نکند، پس اسلام‌آوردن او، هیچ ارزشی ندارد.
ولی داعیان دین مسیحیت متاسفانه از احتیاج فقرا و محتاجین استفاده نموده، و برای آنها غذا، دوا و فرصت‌های آموزش را در بدل گرویدن آنها به مسیحیت مساعد می‌سازد.
این افرادی که مردم را به سوی نصرانیت فرا می‌خوانند، هیچکسی را به عقیده درست قناعت نمی‌دهند، چون در جهان امروز تعالیم قانع‌کننده مسیحیت وجود ندارد، و آنچه وجود دارد، بودجه‌های گزاف و بزرگی است که اینها نزد خود نگه داشته اند.
و بی‌انصافی نخواهد بود، اگر بگویم، آنعده از سازمان‌های اسلامی که در رابطه به کمک‌های بشری کار می‌کنند، برنامه‌های بسیاری زیادی دارند که افراد مسلمان و غیر مسلمان یکسان از آن سود می‌برند، آنها هیچگاهی به دین شخص استفاده کننده از این کمک‌ها توجه نمی‌کنند، و هیچگاهی شخص را به اساس غذا در مقابل پذیرفتن دین اسلام مجبور نمی‌سازند.سوال: نقش شما فعلاً در دعوت به سوی اسلام چیست؟

جواب: ما ده‌ها هزار تن را که جدیداً به اسلام پیوسته اند، از طریق فعالیت‌های خویش در سازمان واحد و اتحاد اسلام تحت سرپرستی قرار داده‌ایم که در بین این عده افراد، افراد دانشمند، افسران ارتش، و مسولین در بخش‌های مختلف جامعه وجود دارند، چنانچه ما برای ایشان مدارس و مراکز قرآنی می‌سازیم، فعلاً در حدود دوازده هزار تن افراد جدیداً به اسلام پیوسته اعم از زن و مرد در مراکز و حلقات حفظ قرآن عظیم الشان تنظیم شده اند، همچنان ما به سوی افراد سطح رهبری قبایل و شاهان در افریقا توجه داریم، چون این افراد از احترام پیروان خویش برخوردار اند، و اگر اسلام را بپذیرند آنهای که از ایشان پیروی می‌کنند، همه اسلام خواهند آورد، چنانچه ما مشاهده کردیم عده زیادی از افراد پیرو مسیحیت در جنوب سودان، در اصل از خانواده‌های مسلمان جدا شده اند، و انگلیس در هنگام اشغال سودان آنها را به سوی نصرانیت کشانیده است، و ما تلاش داریم تا آنها را دوباره به سوی اسلام برگردانیم.سوال: و در اخیر پیام‌تان به مسلمانان جهان چیست؟

جواب: می‌خواهم به برادرانم بگویم: به تحقیق که خداوند عزوجل شما را به نعمت اسلام مفتخر ساخته است، پس نه آن را ترک بگویید، و نه هم در آن افراط ورزید، چون اسلام یک ثروت حقیقی است، اگر اسلام را در زندگی خویش تطبیق نمودید، یقیناً قوی و نیرومند خواهید بود، و غرب از شما در هراس خواهد بود، و برای شما هیچ چ