ل داخل ترجمه ننماید و گرنه خیانت کرده، ما در ایران آنچه ترجمه بر قرآن دیده‌ایم خالی از نقص و یا خیانت نبوده و این گناه بزرگ را اکثر مرتکب شده‌اند، به اضافه عبارت مترجم موافقت با قرآن نمی‌کند و کم و زیاد فاحشی دارد مثلاً در آیه 5 بقره نوشته‌اند 
هُمُ الْمُفْلِحُونَ
«ایشان رستگارند عالم‌اند».
ما نمی‌دانیم کلمة عالم‌اند از کجای این آیه درآمده. 
بعضی از مترجمین معنی لغوی کلمات را ندانسته‌اند، و معلومات کافی برای ترجمه نداشته‌‌اند. ما برای نمونه چند جمله را که مترجمین برخلاف ترجمه ‌کرده‌‌اند برای نمونه در اینجا می‌آوریم تا خواننده خود قضاوت کند: مثلاً در ترجمه آیه 7 سوره انشراح: 
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ(الشرح/7)
كه ترجمه آن چنين است: «پس چون فارغ شدی خود را به رنج افکن».
اما یک مترجم بی‌سواد نوشته: چون از رسالت فارغ شدی علی(ع) را نصب کن، خیال کرده فَانْصَبْ فعل امر از باب افعال و به کسر صاد است، در حالی که فانصب فعل امر از ثلاثی مجرد و به فتح صاد است، وآن بمعنی برنج افکن می‌‌باشد، به اضافه متوجه نشده این سوره در اوائل بعثت در مکه نازل شده و آن وقت نصب علی(ع) و فراغت از رسالت موضوعیّت نداشته. مترجم چون تعصب داشته خواسته خلافت علی(ع) را استخراج کند ولو بر خلاف لغت وبر خلاف نزول باشد. و مثلا در ترجمه آیه 55 سوره آل عمران: 
إِذْ قَالَ اللَّهُ يا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَي
كه ترجمه اش چنين است: «وقتی که خدا فرمود ای عیسی بدرستی که من تو را می‌میرانم و بسوی خود بالا می‌برم».
اما چون مترجم معتقد بوده که عیسی(ع) وفات نکرده، عقیده خود را در ترجمه به زور داخل کرده و چنین ترجمه کرده: "ای عیسی من تو را بربایم بدون نقصی و زحمتی که از دشمنان به تو برسد".
حال باید دید این ترجمه را از کدام جمله بیرون آورده، چنین جمله‌ای که معنی آن چنان باشد در آیه نیست. دیگری چنین ترجمه کرده: " ای عیسی به درستی که من بردارندة توام و بلندکننده توام"، در حالی که این ترجمه ابداً از این آیه استفاده نمی‌شود. و مثلاً در آیة 7 سوره ضحی: 
وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى(الضحي/7)
یاسری نامی در ترجمة خود می‌نویسد: «و یافت تو را گمشده پس راه نمود وقتی که حلیمه دایه‌اش آورده بود تا به جدش عبدالمطلب بسپارد نزدیک دروازة مکه پیغمبر را گم کرده» و الهی قمشه‌ای در ترجمة آن می‌نویسد «و تو را در بیابان مکه ره گم کرده یافت پس راهنمائی کرد» باید گفت این مطلب را از کجای آیه درآورده‌اند. ترجمه صحیح آیه این است که: «خدا تو را گمراه یافت پس او هدایتت کرد» چنانکه رسول خدا(ص) مکّرر خود فرمود: " الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله" یعنی: «حمد خدائی را که ما را هدایت کرد بدین خود و اگر هدایت او نبود ما هدایت نشده بودیم» پس مقصود از این هدایت هدایت دینی و راهنمائی به مبدأ و معاد است نه گم شدن در کوچه و بیابان در حال طفولیّت، زیرا گم شدن در کوچه چیز مهمی نیست که خدا به رسول خود منّت گذارد، هر طفلی گم می‌شود و پیدا می شود و این اختصاص به رسول خدا(ص) ندارد، خدا در سوره سباء آیه 50 به رسول خود فرموده: 
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيتُ فَبِمَا يوحِي إِلَي رَبِّي
«بگو اگر گمراه شوم همانا بر ضرر خودم گمراه شده‌‌ام و اگر هدایت یابم بواسطه چیزی است که پروردگارم به من وحی نموده».
خود رسول خدا(ص) عار ندارد که بگوید خدایا مرا هدایت کن به راه راست و هر روزی پنجاه مرتبه در نماز‌ها می‌فرمود: «إهدنا الصراط المستقیم» و در سوره انعام آیه161 می‌گوید: 
قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
ولی مترجمین غلو دارند و خیال می‌کنند هدایت الهی برای پیغمبر(ص) نقص است، و لذا می‌نویسد در کوچکی از دست دایه‌اش گم شده بود، اینان خبر ندارند که هدایت دینی الهی موجب افتخار و امتنان هر کسی است. 
علی(ع) در نهج البلاغه خطبه 207 فرموده: "فإنما أنا و أنتم عبید مملوکون لرب لارب غیره، یملک منا ما لانملک من أنفسنا، وأخرجنا مما کنا فیه إلی ما صلحنا علیه، فأبدلنا بعد الضلالة بالهدی، و أعطانا البصیرة بعد العمی". یعنی: من و شما بندگانیم مملوک پروردگاری که جز او پروردگاری نیست، او مالک است نسبت به ما آنچه را که ما برای خود اختیاری نداریم و در تحت ملکیّت ما نیست، آن خدائیکه ما را از جهل و نادانی که در آن بودیم در آورد و بسوی آنچه صلاح ما بود راهنمائی کرد و گمراهی ما را به هدایت تبدیل نمود و بینائی پس از کوری به ما بخشید. 
نویسنده گوید: امام در حق خود چنین گوید ولی مدعیان پیروی او حاضر نیستند سخن امام و پیغمبر خود را بپذیرند و لاأقل سخن خدا را باور کنند، و او را هادی رسول خود بدانند.
یاسری نامی که به قرآن ترجمه نوشته در سوره ابراهیم آیه 33: 
وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَينِ
«و خدا مسخّر کرده برای شما خورشید و ماه را که دائما در شتابند».
چنین ترجمه کرده: و قرار داد برای شما خورشید و ماه را مؤدّب بر آداب و رسوم، که خیال کرده دائبین از مادة ادب می‌باشد و متوجه نشده که دأب مهموزالعین است. همین مترجم در ترجمة آیه 94 سوره توبه در جملة: 
وَسَيرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ
می‌نویسد: "و بزودی ببینید خدا و رسولش عمل شما را که توبه می‌کنید یا نه، ما نمی‌دانیم توبه می‌کنيد یا نه را از کجای آیه درآورده، و الهی قمشه‌ای نیز در ترجمه این آیه می‌نویسد: و بزودی خدا و رسولش کردار و نفاق شما را به دیده‌ها آشکار سازد تا نزد مؤمنان رسوا شوید، ما نمی‌دانیم جمله کردار و نفاق شما را به دیده‌ها آشکار ساز تا نزد مؤمنان رسوا شوید را از کجای آیه در آورده مگر خدا هتاک الستور است و از ستار العیوبی دست برداشته؟! و اشراقی نامی در ترجمة این جمله می‌نویسد: و به زودی خدا و رسولش کردار و نفاق شما را بدیده‌ها آشکار می‌سازد، اینان یا از هم تقلید کرده‌اند و یا اینکه با قرآن بازی کرده‌اند، و نیز الهی قمشه‌ای در ترجمه آیه 4 سوره قدر: 
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ ...
می‌نویسد: در این شب فرشتگان و روح (جبرئیل) به اذن خدا بر امام عصر از هر فرمان و دستور الهی و سرنوشت خلق نازل گرداند این شب رحمت و سلامت و تهنیت است!
اشراقی نیز به تقلید از او می‌نویسد: در این شب فرشتگان و روح یعنی جبرئیل به اذن خدا بر امام عصر از هر فرمان و دستور الهی و سرنوشت خلق نازل گردند. ما نمی‌دانیم این ترجمه‌ها را از کجای آیه درآورده‌اند، ممکن است بگوئیم اخباری را که جعّالین جعل کرده‌اند به حساب قرآن گذاشته‌اند، زیرا سوره قدر صریح است که رسول خدا(ص) خود شب قدر را نمی‌داند و در آیه ذکر نشده که ملائکه بر چه کس نازل می‌شوند و حتّی نفرموده بر رسول خدا(ص) نازل می‌شوند، اینان از کجا امام عصر را مورد نزول آیه قرار داده‌اند که ملائکه 