شد که در این کتاب هر چیزی بیان شده و برای رسالت من و تکالیف أمّتم کافی است، سپس بعد از هزار سال عده‌ای بیايند و بگویند این کتاب برای أمّتش کافی نیست، آیا می‌توان آنان را پیرو او شمرد؟ 
لا والله، چگونه درصدر اسلام که هیچ کتابی نبود جز قرآن، قرآن را امام و حجبت خدا و برای خود کافی می‌دانستند، و به همین جهت ترقّی نموده و بر تمام جهان آن روز مسلّط شدند، ولی پس از آنکه هزار کتاب دینی پیدا شد مسلمین روز بروز در انحطاط و پستی و ذلّت خرافات فرو می‌روند. آیا می‌توان علّتی پیدا کرد جز دوری از قرآن؟ پس مسلمین اگر بخواهند ترقّی نموده و به عزّت اوّلیّه برسند، باید تماماً مراجعه به متن قرآن نمایند و إلّا روز بروز جهل و پراکندگی و بیچارگی ایشان افزون خواهد شد. آیا کلمات رسول خدا(ص) که در فصل سابق فرمود: «من جعله أمامه قاده إلی الجنة»، و خطبات دیگر برای بیداری مردم ما کافی نیست؟ آیا به خطبة 145 و 198 که حضرت أمیر(ع) صریحاً می‌فرماید: قرآن إمام هدایت است نباید اعتنا کرد؟ خدا در سورة اعراف آیة 170 فرموده: 
وَالَّذِينَ يمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ
«آنانکه بکتاب إلهی تمسّک جویند و نماز را به پاداشته‌اند، به تحقیق ما ضایع نمی‌گذاریم أجر اصلاح کنندگان را».
طبق این آیه باید مسلمین به کتاب إلهی تمسّک جویند تا امور دین و دنیايشان تنظیم شود، باید همه قرآن را امام خود بدانند و آیات آنرا بفهمند و خود را به آن مجهّز سازند تا نجات یابند، و مانند بعضی از افراد که اصلاح را از دیگران خواسته و به اصلاح خود نپرداخته‌اند نباشند، زیرا اگر امام و مصلحی بیاید مردم را به پیروی همین قرآن دعوت خواهد کرد، و برخود او نیز واجب است از همین قرآن پیروی کند، در اینجا روایتی از حضرت عسکری(ع) وارد شده در مقدمة اول تفسیر صافی که فرمود: «قال رسول الله(ص): إن هذا القرآن هو النور المبین، و الحبل المتین، و العروة الوثقی، و الدرجة العلیا، و الشفاء الأشفی، و الفضیلة الکبری، و السعادة العظمی، من استضاء به نوره الله، و من عقد به أموره عصمه الله، و من تمسک به أنقذه الله، و من لم یفارق أحکامه رفعه الله، و من استشفی به شفاه الله، و من آثر علی ماسواه هداه الله، و من طلب الهدی فی غیره أضله الله، و من جعله شعاره و دثاره أسعده الله و من جعله امامه الذی یقتدی به و معوله الذی ینتهی إلیه أداه الله إلی جنات النعیم». یعنی: «رسول خدا(ص) فرمود: محقّقاً این قرآن همان نور روشن، و ریسمان متقن و طناب محکم، و درجة بالا، و شفاء بهتر، و فضیلت بزرگتر، و سعادت عظیم‌تر است، کسیکه به نور او استفاده کند خدا او را حفظ کند،  و کسیکه به آن چنگ زند خدا نجاتش دهد، آنکه از احکام او جدا نگردد خدا او را با بالا برد، و آنکهاز آن شفاجوید خدایش شفا دهد، و آنکه قرآنرا بر غیر قرآن ترجیح دهد خدا او را هدایت کند، و هر کس هدایت را در غیر آن جوید خدا به گمراهیش واگذارد، و کسیکه قرآن را ظاهر و باطن خود قرار دهد خدا او را نیک بخت کند، و کسیکه آنرا إمام و پیشوای خود کند که مقتدا و مرجع او باشد خدا او را به سوی بهشتهای نعمت خود بکشاند. وحضرت أمیر(ع) در خطبة 98 نهج‌البلاغه فرموده: «و نشهد أن لا إله غیره، و أن محمد عبده و رسوله، أرسله بأمره صادعا، و بذکره ناطقا فأدی أمینا، و مضی رشیدا، و خلف فینا رایة الحق، من تقدمها مرق، و من تخلف عنها زهق، و من لزمها لحق». یعنی: ما گواهیم که برآوردندة حاجتی غیر خدا نیست، و محمّد(ص) بندة او و رسول او است، او را به أمر خود فرستاد تا آشکار کند و به یاد او نطق کند، پس وظیفة خود را به امانت انجام داد، و در حال کمال رفت، و گذاشت در میان ما پرچم حقّ (قرآن) را، هر کس بر قرآن تقدّم جوید از دین خارج شده، و هر کس از آن عقب مانده هلاک شده، و هر کس لازم آن باشد به مقصد رسد.
و کتاب وسائل الشیعه باب 27 قرائة القرآن روایت کرده از امام رضا(ع) که: «کان کلامه کله و جوابه و تمثله إنتزاعات من القرآن»، یعنی: عادت حضرت رضا(ع) چنین بود که سخن او و جواب او و استشهاد او در مطالب، جملاتی از قرآن بود.
با این همه کلمات ایشان باز اگر مردم از خواب غفلت و جهل بیدار نشوند دیگر کسی جز خودشان مسئول نخواهد بود.آيه 237
متن آيه:
وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يعْفُونَ أَوْ يعْفُوَ الَّذِي بِيدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَينَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
ترجمه: و اگر زنان را طلاق دهید پیش از آنکه مس کنید(قبل از دخول) در حالیکه بر ایشان مهری مقرر کرده‌اید، پس باید نصف آنچه معین کرده‌اید بپردازید، مگر آنکه آن زن ببخشد، و یا آن کسی که عقد نکاح به دستش می‌باشد ببخشد، وگذشت شما به پرهیزکاری نزدیکتر است، و برتری و احسان بین خودتان را فراموش نکنید، زیرا خدا به آنچه می‌کنید بیناست.(237)
نکات: ممکن است مقصود از کلمة الذی بیده عقدة النکاح زوج باشد، وممکن است ولی زوجه باشد، هر کدام گذشت کنند اشکالی ندارد.سورة انشقاق مکی و دارای 25 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 6
متن آیه:
إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ(الانشقاق/1) وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ(الانشقاق/2) وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ(الانشقاق/3) وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ(الانشقاق/4) وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ(الانشقاق/5) يا أَيهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ(الانشقاق/6)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. هنگامیکه آسمان بشکافد(1) و برای پروردگارش مطیع گردد و سزاوار آن باشد(2) و هنگامی که زمین گسترده و کشیده شود(3) و آنچه در آنست بیندازد و خالی گردد(4) و برای پروردگارش مطیع گردد و سزاوار آن باشد(5) ای انسان تو در راه پروردگارت کوشش بسیار می‌کنی و به نتیجة آن خواهی رسید.(6)
نکات: از علی(ع) روایت شده که مقصود از انشقاق آسمان جداشدن اوست از کهکشان. و معنی وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا ... این است که او مطیع پروردگارش می‌باشد و به امر او شنواست و باید هم چنین باشد. و جملة: وَإِذَا الْأَرْضُ ... دلالت دارد که زمین کشیده و پهن‌تر گردد تا اولین و آخرین در آن جای گیرند. و مخاطب يا أَيهَا الْإِنْسَانُ... گفته شده که رسول خدا(ص) می‌باشد، و نیز گفته شده ابی بن خلف است که سعی در تحصیل دنیا داشت، و ظاهر آن است که مطلق انسان باشد بدلیل تقسیم آن در ذیل به اصحاب یمین و غیره: آیه 7 الی 15
متن آیه:
فَأَمَّا مَنْ أُوتِي كِتَابَهُ بِيمِينِهِ(الانشقاق/7) فَسَوْفَ يحَاسَبُ حِسَابًا يسِيرًا(الانشقاق/8) وَينْقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا(الانشقاق/9) وَأَمَّا مَنْ أُوتِي كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ(الانشقاق/10) فَسَوْ