ِنٌ که خدای تعالی او را به وصف ایمان یاد کرده حزبیل است که پسر عم فرعون و رئیس شرطة او بوده و ایمان خود را کتمان می‌کرده است. رسول خدا(ص) فرموده؛ صدیقان یعنی پیش‌آهنگان در این صفت سه نفرند: اول مؤمن آل یس یعنی؛ حبیب نجار، دوم مؤمن آل فرعون، سوم علی بن ابی طالب(ع). و امام جعفر صادق(ع) فرموده: ابوبکر بهتر از مؤمن آل فرعون بود زیرا مؤمن آل فرعون ایمان خود را کتمان می‌کرد ولی ابوبکر ایمان خود را در میان مشرکین آشکارا نمود. و این مؤمن آل فرعون مانع از قتل موسی(ع) شد، آری زمان ما نیز چنین است اگر خدا یک نفر را مأمور حفظ حقگویان نکند مردم او را می‌کشند. آیه 29 الی 33
متن آیه:
يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ ينْصُرُنَا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ(غافر/29) وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيكُمْ مِثْلَ يوْمِ الْأَحْزَابِ(غافر/30) مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ(غافر/31) وَيا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيكُمْ يوْمَ التَّنَادِ(غافر/32) يوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(غافر/33)
ترجمه: ای قوم من امروز شما سلطنت دارید در این سرزمین مسلط می‌باشید پس اگر عذاب خدا برای ما بیاید که ما را یاری می‌کند؟ فرعون گفت: جز رأی خود را به شما ارائه ندادم و جز به راه رشد شما را هدایت نکردم(29) و آنکه ایمان آورده بود گفت: ای قوم من من حقا که بر شما از روزگاری مانند روز قوم‌های دیگر می‌ترسم(30) مانند حال قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که پس از ایشان بودند و خدا برای بندگان ارادة ستم نمی‌کند(31) و ای قوم من بتحقیق بر شما از روزی که از یکدیگر فرار کنید می‌ترسم(32) روزی که رو گردانید بحال ادبار، از جانب خدا برای شما حافظی نباشد و هر که را خدا گمراه کند برای او رهبری نباشد(33). 
نکات: مومن آل فرعون خطیب فصیحی بوده و در سخنان خود از خیر خواهی فرو گذار نکرده است، از جمله مکرر يا قَوْمِ می‌گوید: یعنی شما قوم منید و من خیر شما را می‌خواهم، و از جملة: ينْصُرُنَا و جَاءَنَا که می‌گوید: یعنی اگر عذابی برسد من نیز با شما خواهم بود. و کلمة: يوْمَ التَّنَادِ را با تشدید دال خوانده‌اند و بعضی بسکون دال در حال وقف که مکسور بوده کسرة آن بوقفی افتاده باشد اگر با تشدید باشد یعنی فرار کردن مردم از یکدیگر است، و آن مناسب است با جملة يوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ .... و اگر بکسر دال غیر مشدده باشد یاء حذف شده و تنادی می‌باشد، یعنی؛ روزی که مردم یکدیگر را ندا کنند برای یاری و کسی جواب دیگری را ندهد. آیه 34 الی 35
متن آیه:
وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَينَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ(غافر/34) الَّذِينَ يجَادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ(غافر/35)
ترجمه: و بتحقیق یوسف پیش از موسی به سوی شما آمد با دلائل روشن، پس همواره شما در شک بودید از آنچه برای شما آورده بود تا وقتی که وفات کرد گفتید: خدا پس از او هرگز پیامبری را نخواهد فرستاد این چنین خدا به گمراهی می‌گذارد هر افراط کار شکاکی را(34) آنان که دربارة آیات إلهی بدون دلیلی که برایشان آمده باشد به مخاصمه و مجادله می‌پردازند جدالشان سخت مورد غضب خدا و مورد غضب مردم با ایمان است بدینگونه خدا مهر میزند بر دل هر متکبر زورگوئی(35). 
نکات: باعث گمراهی هر قومی دو چیز است: اول: اسراف در معاصی و بی‌پروائی در امور، دوم: تشکیک در امور عقلیه و در دلائل قطعیه، چنانکه خدا فرموده:يضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ، و دیگر اینکه دو چیز باعث سعادت و ضد آن دو باعث شقاوت است: اول: تعظیم امر خدا، دوم: شفقت و خدمت به خلق خدا، که امر خدا را اطاعت کند و با خلق مهربان شود و حقوقشان را مراعات نماید، و ضد این دو این است که بر خدا تکبر کند و گردنکشی کند و به خلق خدا زور گوید، و لذا فرموده: يطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ .آیه 36 الی 37
متن آیه:
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ(غافر/36) أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُينَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ(غافر/37)
ترجمه: و فرعون گفت: ای هامان برایم کوشکی بساز تا شاید به وسائل مقصود برسم(36) اسباب آسمان‌ها که اطلاع پیدا کنم به خدای موسی و بتحقیق من او را دروغگو می‌پندارم و بدینگونه برای فرعون عمل بدش زینت شده بود و از راه باز ماند و نیرنگ فرعون جز در هلاکت و تباهی نبود(37). 
نکات: فرعون واقعا یا در نهایت حماقت بوده و یا در نهایت حقه‌بازی، و اگر قسم دوم باشد مردم را بسیار کودن می‌دانسته و از خریت مردم بهره می‌برده زیرا دستور می‌دهد برایم کوشکی بسازید که به اسباب و تأثیرات آسمان برسم و یا به اسباب تحمیق مردم دست یابم، و شاید فرعون کواکب را اسباب مؤثرة در جهان می‌دانسته، اما جملة: فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى دلیل روشنی است بر نادانی او. ولی از جملة: وَمَا كَيدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ استفاده می‌شود که این سخنان او مکری بوده برای صید عوام و نیز برای وقت گذرانی. آیه 38 الی 42
متن آیه:
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ(غافر/38) يا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِي دَارُ الْقَرَارِ(غافر/39) مَنْ عَمِلَ سَيئَةً فَلَا يجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيرِ حِسَابٍ(غافر/40) وَيا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ(غافر/41) تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ(غافر/42)
ترجمه: و آن که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من مرا پیروی کنید تا راهنمائی کنم شما را به راه رشد و ترقی(38) ای قوم من جز این نیست که این دنیا بهرة کمی است و حقا که آخرت خانة برقراری است(39) هر کس عمل بدی کند جزا