ی مانند غذادادن به نیازمندان، لباس‌پوشاندن مستمندان، خانه‌ساختن برای بینوایان، پرورش یتیمان و افتادگان، ساختن مدارس، بیمارستان‌ها، تیمارستان، دارالایتام، مساجد، آب انبارها، لوله‌کشی آب، اوقاف و خیرات عمومی. صدقه غیر مالی هم بر دو نوع است: آنچه نفعش به همه برسد و صدقه بر عموم باشد، و این قسم گاهی از صدقه مالی بهتر است، مانند امر به معروف و نهی از منکر که مردم را به صلاح‌آوردن و از زشتی‌ها جلوگیری‌کردن مهمترین عبادت است، زیرا دعوت مردم به سوی طاعت خدا و جلوگیری از گناه و نافرمانی خدای تعالی است، و تعلیم علم نافع، و یاددادن قرآن، فراهم‌ساختن کاری که نفع عموم دربر دارد، مانند وعظ و ارشاد و دفع ظلم از مردم و جلو ستم‌گران را گرفتن و دعای خیر برای مؤمنان نمودن و آمرزش آنها از خدای تعالی خواستن و شفاعت‌خواهی به آزادکردن بندیان و اصلاح و آشتی‌کردن میان دشمنان و لبخند در روی برادران و خوش‌رویی در برابر مردمان و مهربانی در باره زن و فرزند و بستگان و تفقد و احوال‌پرسی خویشاوندان و تشکر و سپاس از همسایگان همه اینها صدقه است، و لازم نیست مال داشته باشد و گاهی یک حرف خیر باعث حیات ملتی می‌گردد.
باید دانست که در حدیث یاد شده که هر عضوی از بدن مانند چشم و گوش و زبان و دست و پا و غیره صدقه‌ای برآن است، و صدقه هم وقتی که شخص قیمت عمر خود را بداند، پایان ندارد؛ زیرا انسان می‌تواند در تمام طریق خیر گام بردارد، از این روی نیازمندان مهاجرین که حضرت در باره صدقه غیر مالی از یاد خدا و امر به معروف و نهی از منکر به آنها یادآوری فرمود، دیری نگذشت که دوباره برگشتند و گفتند: یا رسول الله! آن توانگران از فضل یاد خدا به سبحان الله و تکبیر و تهلیل و الحمد لله و ستایش خدا و اشتغال به یاد او آگاه شده و با ما در این فضیلت هم شرکت جسته اند. حضرت رسول الله ص فرمود: (ذلك فضل الله يؤتيه من يشآء) آن فضل خداست که به هرکس که بخواهد می‌دهد، یعنی اگر توانگران هم یاد خدا آموخته اند و هم صدقات و مبرات مالی را اجرا کرده اند، نمی‌توان از آن جلوگیری کرد، بلکه برای آنها دعای خیر باید نمود که فضل خدا برایشان بر دوام باشد.
در حدیث بالا اشاره به آن شده که فضل صدقه مالی به سبب آن که نفعش به مردم می‌رسد، از صدقه‌ای که از تهلیل و تسبیح فراهم آید بیشتر است، و گفتار سعدی علیه الرحمه در معنی همین اشاره است:
توانگران را وقف است و نذز و مهمانی
زکوت و فطره و اعتاق و هدی و قربانی
تو کی به دولت ایشان رسی که نتوانی
جز دو رکعت و آنهم به صد پریشانی؟

و در پایان تأثیرات ثروت از قول قاضی که او را حکم کرده اند، می‌گوید:
توانگرا چو دل و دست کامرانت هست
بخور، ببخش که دنیا و آخرت بردی

در آخر حدیث بالا که از حضرت رسول الله ص سوال کردند: چگونه ممکن است یکی از ما شهوت خود را انجام دهد و اجر و ثواب داشته باشد؟ حضرت فرمود: اگر همین شهوت را در راه حرام مصرف کند، آیا گناه دارد؟ پس به همین ترتیب هرگاه شهوت را در راه حلال انجام دهد، اجر و ثواب دارد. و این خود دلیل است بر قیاس‌گرفتن و نشانه است بر این که شخص مسلمان می‌تواند در همه کار خود اجر و ثواب به دست آورد.
زیرا وقتی که انسان در همه کارها رضا و خوشنودی خدا را مقصود خود بداند، خوراک برای نیرومندی در طاعت و خواب برای آسایش و تجدید قوا در عبادت، کار برای حفظ آبروی خود، زن برای پاک‌دامنی و فرزند برای ادامه طاعت و مال برای انفاق در راه خدا و علم برای تعلیم مردم و آشناکردن‌شان به حقایق اسلام و جاه برای دفاع از ضعفاء و ستمدیدگان و زبان برای ارشاد و اصلاح و شفاعت‌خواهی و یاد خدا، همه کارها به طاعت مبدل خواهد شد و زندگی به سعادتی دامنه‌دار و فرجام نیک می‌کشد.
و چنانکه یاد شد، در همه چیز به حساب خودش صدقه است، در مال و جاه و در علم و نیروی بدنی، و می‌توان در هرحال و در همه کار رضای حق تعالی را جست، چنانکه شرح شد و مانند این حدیث به روایت علی بن ابی طالب، ابوذر و ابوالدرداء و عبدالله بن عمرو و عبدالله بن عباس و غیرشان ثابت شده است. (رض).
باید دانست که صدقه به معنی خوبی‌کردن و رحمت‌فرستادن است، زیرا در حدیث‌های بسیار آمده است: (صدقه تصدق بها عليكم) رواه مسلم، صدقه‌ای است که خداوند بر شما صدقه نمود، و این را حضرت فرمود در باره قصر نماز در سفر، و در باره کسی که عادت به نماز شب داشت و شبی به خواب افتاد و نماز شب را نخواند. در حدیث است که خداوند در هر روز و هر شب و هر ساعت صدقه‌ای دارد که به آن بر بندگان خود منت می‌گذارد، و خداوند منتی را بر کسی قرار نداد که مانند الهام‌نمودن یاد خود در دل بنده‌ای باشد.
در مورد این که فقیر صابر بهتر است یا غنی شاکر، صوفیه معتقدند که فقیر صابر بهتر است، و معتقدند که فقر به ریاضت و تهذیب بیشتر کمک می‌کند، و فقهاء معتقدند که غنی شاکر بهتر است، زیرا ریاضت و تهذیب نفس به انفاق در راه خیر و تطهیر نفس از بخل در غنی و توانگری بهتر میسر است، و برای حضرت هر حالت جمع شده است.
در ابتداء نبوت فقر همراه صبر، و در آخر مراحل حیات مقدسه‌شان غنی و توانگری همراه شکر، و همین هم دلیل است که توانگری همراه شکر و سپاس‌گزاری خدا تعالی به انفاق مال باشد، بهتر است؛ زیرا پایان حیات پیغمبر ص برآن قرار گرفت.
باید دانست که مقصود از فقر همانا فقر دنیوی است که تنها تنگ‌دستی باشد، و در فکر جمع مال نبودن و این است که می‌فرماید: (ألفقر فخري). اما فقر دینی که از ضعف ایمان و سوء اخلاق سرچشمه بگیرد، فقری است که روسیاهی در دارین است، و بیشتر دانشمندان و رجال بلندنام در ابتداء فقیر صابر و در انتهاء غنی شاکر بوده اند، چنانکه این میراث را از حضرت ختمی مرتبت برده اند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:83.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:84.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث بیست و ششم
عَنْ أَبي هُريرة رَضِي اللهُ عَنْهُ قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
(كُلُّ سُلاَمَى مِنَ النَّاسِ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ كُلَّ يَوْمٍ تَطْلُعُ فِيهِ الشَّمْسُ؛ تَعْدِلُ بَيْنَ اثْنَيْنِ صَدَقَةٌ، وَتُعِينُ الرَّجُلَ فِي دَابَّتِهِ فَتَحْمِلُهُ عَلَيْهَا، أَوْ تَرْفَعُ لَهُ عَلَيْهَا مَتَاعَهُ صَدَقَةٌ, وَالْكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةٌ، وَبِكُلِّ خُطْوَةٍ تَمْشِيهَا إِلَى الصَّلاَةِ صَدَقَةٌ، وَتُمِيطُ الأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ صَدَقَةٌ).
(رواه البخاريُّ ومسلِمٌ)

ترجمه حديث:
از أبی هریره (رض) نقل است که گفت: رسول الله ص فرمود: هر پیوندی از بدن مردم بر آن صدقه‌ای واجب است، هر روزی که آفتاب طلوع می‌کند و بین دو تن را اصلاح می‌نمایی، صدقه‌ای است و به شخص کمک می‌کنی تا بر حیوانش سوار شود، یا کالایش را بر حیوانش می‌نهی صدقه‌ای است و به هر گامی که برمی‌داری به سوی نماز صدقه‌ای است و دورکردن آزار از راه مردم صدقه‌ای است.
این حدیث را بخاری و مسلم روای