ن بامداد شود، از خانه بیرون می‌روند و به تلاش و کوشش می‌پردازند و همه با شتاب و سرعت برای به دست‌آوردن مقاصد خود می‌کوشند. (فَبَائِعٌ نَفْسَهُ فَمُعْتِقُهَا) پس کسی است که خود را به خدا می‌فروشد و خود را آزاد می‌کند، خود را از بردگی گناهان آزاد می‌سازد و از گرفتارشدن در عواقب گناهان از خشم خدا و عقاب شدید او خود را می‌رهاند.
ابوبکر بن عیاش گوید: موقعی که جوان بودم مردی به من گفت: بکوش تا آنجا که می‌توانی تا در دنیا از برده‌شدن در آخرت خود را برهانی؛ زیرا کسی که در آخرت بندی و اسیر و برده و ذلیل شد، رهایی نخواهد یافت. قسم به خدا! این گفته را هیچگاه فراموش نکرده ام.
حسن بصری می‌گوید: مؤمن در دنیا مانند اسیر است، هیچگاه ایمن ننشیند و برای نیک‌بختی خود از هیچ کار خیری فروگذاری نکند و بداند که ایمنی نیست، مگر روزی که خدا را دیدار کند و آن روز پس از مرگ است. او گفت: ای آدمی‌زاده! مردم همه به سوی سودجویی و استفاده روانند، کجا می‌توانی مانند خود را به دست آوری؟ بکوش تا خودت استفاده کنی، زیرا هرگز مانند خودت را نخواهی یافت، یعنی اگر تمام دنیا را به دست آوری و نتوانی خود را نیک‌بخت سازی، وقتی که خودت به کیفر گناهان در دل دوزخ جای گرفتی، هیچیک از فایده‌های زودگذر دنیا به کار نمی‌آید.
در صحیح مسلم آمده است که روزی حضرت رسول الله ص قریش را به سوی دینداری دعوت کرد و فرمود: «أی بنی هاشم! أی بنی عبدالمطلب!! خود را از آتش دوزخ برهانید. ای فاطمه! خودت را از آتش برهان». همچنین در صحیح بخاری چیزی مانند همین معنی هست، و در صحیح بخاری و مسلم آمده که وقتی این آیه: (‏ وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ‏) [الشعراء: 214] نازل شد، حضرت این دعوت را فرمود، در حقیقت جمله «خودت را برهان» یعنی به چه کسی مهر می‌ورزی که از خودت برایت بهتر باشد؟ خوبی را از خودت آغاز کن، اگر به خودت رحم نکردی و با آلودگی‌ها خودت را باختی، همان مثال معروف صدق می‌کند که بعد از من جهان را آب گیرد.
در قرآن: (إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ)[الزمر: 15] آمده است: (زیان‌کاران واقعی مردمی هستند که به خود و بستگان‌شان در روز قیامت زیان رسانده اند) یعنی هم خود را باختند و هم بستگان‌شان را. کسی که خود و بستگانش را از دست داد و به آتش ابدی گرفتار شد، خسارتی بسیار زیانمند متحمل شده است.
(أَوْمُوبِقُهَا) یا کسی که خود را به شهوت‌ها و گناهان می‌فروشد و در آتش و عقاب خدای تعالی خود را گرفتار و هلاک می‌سازد، اما اختلاف است در این که الحمد لله همه ترازوی اعمال را پر می‌سازد، و سبحان الله نصف میزان را، و لا إله إلا الله میان آسمان و زمین را پر می‌کند، در حقیقت هریک از اینها همین ثواب را دارد. منت‌ها به حسب اشخاص فرق می‌کند، چنانکه کسی از نماز خود همه اش را دارد، و کسی از نماز خود صد یک آن را دارد، کسی که به تنهایی نماز می‌خواند یک فضیلت دارد، و کسی که با جماعت می‌خواند بیست و هفت درجه فضیلت دارد، گاهی یاد خدا به دل و زبان و اخلاص است، و گاهی با دل غافل و تن ناپاک و زبان بی‌زبان، و اینها باهم خیلی فرق دارند.
از سلف و پیشینیان کسانی در روز هزار بار تسبیح می‌کردند، و کسانی چندین بار هموزن خود مال، و کسانی همه ما یملک خود را در راه خیر برای فداء و سرب‌های خود صرف می‌کردند. خداوند متعال ما و شما و همه مسلمانان را برآنچه مایه خوشنودی است توفیق دهد، و سبحان الله، والحمدلله، ولا إله إلا الله والله اکبر. اگر در فضیلت آن همین یک مورد که باقیات صالحاتند، باشد، کافی است. خداوند فرماید: (وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ أَمَلاً ‏)[الکهف: 46] (باقیات صالحات نزد پروردگارت هم از حیث ثواب و هم امیدواری بهتر است).
ابومالک: نام او از بین ده نام که برای او یاد شده همانا «حارث بن عاصم اشعری» است، پیشوایان حدیث مانند مسلم و ابوداوود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه احادیثی را که او از رسول الله ص روایت نموده در صحاح خود آورده اند. بزرگان صحابه مانند جابر بن عبدالله از او روایت کرده اند. ابومالک أشعری و معاذ و ابوعبیده و شرحبیل همه در زمان خلافت امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب (رض) در یک روز به مرض طاعون درگذشته اند، رضی الله عنهم وجزاهم عن الإسلام خیرا.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:77.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:78.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث بیست و چهارم
عن أبي ذرٍّ الغِفَاريِّ رَضِي اللهُ عَنْهُ، عن النَّبيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فيما يرويه عن ربِّه عزَّ وجلّ أنَّه قالَ:
(يَا عِبَادِي، إِنِّي حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلَى نَفْسِي، وَجَعَلْتُهُ بَيْنَكُمْ مُحَرَّمًا، فَلاَ تَظَالَمُوا.
يَا عِبَادِي، كُلُّكُمْ ضَالٌّ إِلاَّ مَنْ هَدَيْتُهُ فَاسْتَهْدُونِي أَهْدِكُمْ.
يَا عِبَادِي، كُلُّكُمْ جَائِعٌ إِلاَّ مَنْ أَطْعَمْتُهُ، فَاسْتَطْعِمُونِي أُطْعِمْكُمْ.
يَا عِبَادِي، كُلُّكُمْ عَارٍ إِلاَّ مَنْ كَسَوْتُهُ، فَاسْتَكْسُونِي أَكْسُكُمْ.
يَا عِبَادِي، إِنَّكُمْ تُخْطِئُونَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَأَنَا أَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا، فَاسْتَغْفِرُونِي أَغْفِرْ لَكُمْ.
يَا عِبَادِي، إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضَرِّي فَتَضُرُّونِي، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُونِي.
يَا عِبَادِي، لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وإِنْسَكُم وَجِنَّكُم كَانُوا عَلَى أَتْقَى قَلْبِ رَجُلٍ واحِدٍ مِنْكُمْ مَا زَادَ ذَلِكَ في مُلْكِي شَيْئًا.
يَا عِبَادِي، لَوْ أنَّ أوَّلَكُم وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئًا.
يا عِبَادِي لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ قَامُوا فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ فَسَأَلُونِي فَأَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مَسْأَلَتَهُ مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِمَّا عِنْدِي إِلاَّ كَمَا يَنْقُصُ الْمِخْيَطُ إِذَا أُدْخِلَ الْبَحْرَ.
يَا عِبَادِي، إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ أُحْصِيهَا لَكُمْ ثُمَّ أُوَفِّيكُمْ إِيَّاهَا, فَمَنْ وَجَدَ خَيْرًا فَلْيَحْمَدِ اللهَ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلاَ يَلُومَنَّ إِلاَّ نَفْسَهُ).
(رواه مسلِمٌ)


ترجمه حديث:
أبی ذر غفاری (رض) از پیغمبر ص نقل کرده از جمله آنچه پیغمبر از پروردگار عزوجل روایت می‌کند که فرمود:
ای بندگان من! ستم بر خودم را حرام نمودم و آن را میان شما نیز حرام کردم، پس به همدیگر ستم نکنید. ای بندگان من! همه تان گمراهید مگر کسی که من او را هدایت نموده ام، پس راه راست را از من بخواهید تا شما را راهنمایی کنم. ای بندگان من! همه تان گرسنه اید مگر کسی که من خوراکش داده ام، پس از من خوراک بخواه