َذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ} سورة يونس(100) . یعنی خدا پلید قرار می‌دهد کسانی را که به دنبال عقل نروند ولی آقای نم و مح می‌گویند با اینکه امام و رسول مکلّف به متابعت عقل و قرآن انند با این حال واجب است عقل خود را کنار بگذارند و مخالفت با عقل کنند مثلاً امام می‌دانست شب نوزدهم ابن ملجم او را می‌کشد ولی از ابن ملجم اجتناب نکرد. امام حسن می‌دانست کوزه پر از زهر است باز آشامید، رسول خدا می‌دانست پاچة گوسفند زن یهود به زهر آلوده است باز خورد. امام رضا می‌دانست در انگور زهر می‌باشد با این حال خورد چرا برای اینکه مصلحتی بوده، ما می‌دانیم آیا خودکشی و مخالفت با عقل چه مصلحتی دارد و اگر مصلحت دارد چرا خدای تعالی از مخالفت عقل و چرا از خودکشی نهی کرده، می‌گویند مصلحت اهمّی بوده می‌گوئیم دلیل شما چیست و آن مصلحت اهمّ چه بوده بیان کنید، اینجا که می‌رسد چماق تکفیر می‌آورند زیرا کسیکه دلیل و حرف حسابی ندارد دلیل او فحش و تهمت و افتراء است و این امام ایشان مخالف عقل و قرآن است.11- از جهت کم و یا زیاد کردن دین امام را مخالف قرآن می‌دانند

خدا در سورة احقاف آیة 5 و 6 فرموده : 
(وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ(5) وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِينَ(6))	(احقاف / 5 و 6)
«و کیست گمراه‌تر از آنکه غیر خدا را می‌خواند، می‌خواند کسی را که جواب او را تا روز قیامت نمی‌دهد و آنان از خواندن ایشان ناآگاهند و چون روز قیامت و حشر شود آنان دشمن ایشانند به عبارت ایشان انکار داشته‌اند».
و در سوره جنّ فرموده : «لا تدعوا مع الله أحداً» یعنی احدی را با خدا نخوانید. و در همان سوره فرموده : «قل إنّما أدعوا ربّی و لا أشرک به أحدا». یعنی بگو فقط پروردگار را می‌خوانم و احدی را شریک او قرار نمی‌دهم. و صد آیه دیگر مثل اینها که چون دعا و خواندن خداعبادت است این عبادت مخصوص خداست و خواندن غیر خدا را شرک خوانده، غالیان غیر خدا را می‌خوانند و در حوائج خود متوجّه غیر خدا می‌شوند و حتّی غیر خدا را مانند خدا می‌دانند و غیر خدا را جوابگو می‌دانند و خواندن مثلاً امام را به دستور خود امام می‌دانند و خیال می‌کنند خود امام این را بدین افزوده و از آن طرف در دعای ندبه می‌گویند «إللّهم بلّغه منّا تحیّه و سلاما». یعنی خدایا تحیّت و سلام ما را به امام برسان و این ضدّ و نقیض که از یک طرف امام را حاضر و ناظر و از یک طرف او را غایب و بی‌خبر دانسته و بخدا می‌گویند سلام و تحیّت ما را به او برسان و اگر امام حاضر است چرا می‌گویند فطرس که نام ملکی است سلام شیعیان را به امام می‌رساند معلوم می‌شود امام را حاضر نمی‌دانند. آنوقت آقای نم و مح برای اینکه این عبادت شرکیّه را رواج دهند می‌گویند چگونه به حاجی آقا می‌گوئیم قرض‌الحسن بده یا فلان حاجت ما را انجام بده و یا به عطّار و بقّال می‌گوئیم فلان و متاع را بده شرک نیست همانطور خواندن امام و حاجت خواستن از او شرک نیست. اینان یا واقعاً نمی‌فهمند و یا تجاهل و تخرخر می‌کنند زیرا خواندن حاجی‌آقا یا عطّار و بقّال و یا دکتر در مذاکرات عرفیّه و محاورات روزمره می‌باشد و ربطی به عبادت ندارد زیرا عبادت توقیفی و باید از شرع برسد. ثانیاً در خواندن حاجی‌آقا و عطّار و بقّال تعاون و یاری کردن یکدیگر است در امور دنیوی و خدا فرموده «تعاونوا علی البرّی والتّقوی و لا تعاونوا علی الذثم والعدوان». ثالثا اگر حاجی آقا و عطّار و بقّال مرده باشند باز از ایشان قرض‌الحسن می‌خواهید، آیا آن مردگان می‌توانند قرض دهند. این آقایان می‌گویند چون پای امام در کار است هر بدعیت را می‌توان به نام دین اضافه کرد و اگر کسی قبول نکند نعوذ بالله بی‌دین و دشمن امام است اینان دعای توسّل بی‌سند را می‌خوانند چون به نام امام است دعای ساختة حسن مثلة جمگرانی را که گفته یا محمّد یا علی اکفیانی و یا محمد یا علی احفظانی می‌خوانند یا اینکه این دعا ضدّ آیه قرآن است. زیرا در قرآن می‌گوید : «ألیس الله بکاف عبده». فقط خدا برای بندگان کافی است نه محمّد و نه علی مکرّر فرموده : «و ما جعلناک علیهم حفیظا» یعنی تو را حافظ ایشان قرار نداده‌ایم، أمّا این دعا گفته محمّد و علی مرا حفظ کنید و بعلاوه چون کسی که این دعا را جعل کرده یک بار علی را جلو می‌آورد و می‌گوید یا علیّ یا محمّد. حال چرا این دعای مخالف قرآن را می‌خوانند، برای خاطر امام می‌شود دین خدا را کم و زیاد کرد؟ خدا گفته غیرمرا مخوانید ولی حسن‌خان مثله گفته بخوانید. ما می‌گوئیم اگر سخن حسن مثله راست است چرا رسول خدا و أئمه هدی نفرمودند ما را بخوانید چنانچه خدا را در حوائج می‌خوانید ما را نیز بخوانید؟ پس ما چون امام را تابع قرآن می‌دانیم می‌گوئیم این دعاهای ضدّ قرآنی را نباید امام در دین آورد. آقایان می‌گویند ما وسیله را می‌خوانیم، می‌گویم خدا نفرموده وسیله را بخوانید بلکه فرموده من از رگ گردن به شما نزدیکترم خود مرا بخوانید و فرموده «ادعوا ربّکم» و فرموده : «و اسئلوا الله من فضله». خدا همه جا با شما است و از اسرار و از احوال شما باخبر و از همه کس مهربان‌تر است چرا خود او را نمی‌خوانید. آقایان در جواب ما می‌گویند پس پیغمبر(ص) و امام چه کاره‌اند ما که قابلیّت نداریم از خدا حاجت بخواهیم، می‌گوئم چنانکه خدا فرموده و خود امام و پیغمبر فرموده‌اند ایشان مبلّغ احکام و مروجّ آنند و نفرموده‌اند ما را بخوانید. آقایان می‌گویند شما وسیله را قبول ندارید مگر خدا نفرموده : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} (35) سورة المائدة، می‌گوئیم چرا قبول داریم خدا در این آیه فرموده وسیله را بجوئید و تهیه کنید و پیدا کنید و بدست آرید و نفرموده بخوانید و آن وقت وسیله‌ای را که می‌توان جست و تهیّه کرد ایمان و عمل صالح است نه اشخاص انبیاء و اولیاء زیرا اینان از دنیا رفته و به عالم دیگرند و ما نمی‌توانیم اینان را بجوئیم و خدا فرموده بجوئید و آنچه می‌توان جست و وسیلة تقرّب به خدا قرار داد همان است که رسول خدا و امیر المؤمنین فرموده‌اند و خودشان وسیله قرار داده‌اند چنانکه رسول خدا فرموده:«إلهی وسیلتی إلیک ایمانی بک» حضرت امیر در خطبة 109 فرموده در بالای منبر به تمام اهل کوفه که وسله ایمان و عمل است. حضرت زین‌العابدین وسیلة من اسلام و دعا کردن است. به هر جال این آقایان هر بدعتی که نام امام در آن باشد به دین می‌چسبانند سینة سه ضربه زدن، قمه بر فرق کوبیدن، حجله و کتاب و علم و سنج کوبیدن و مانند اینها را چون به نام امام است زیاد کرده‌اند و هر کس منکر شود می‌گویند بی‌دین و کافر است، ما می‌پرسیم مگر هر چیز