 وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِکُونَ)	(توبه / 31)
و امام باقر و صادق چنانکه در جلد اول کافی و غیر آمده در تفسیر این آیه نیز فرموده مردم احبار و رهبان را عبادت (مثلاً سجده) نکردند بلکه احبار و رهبان ایشان حرام را حلال و حلال را حرام کردند و ایشان پذیرفتند. بهرحال خدا مذمت کرده در این آیه از کسانیکه علماء و مقدسات خود را ارباب برای خود گرفتند. حال ما بقول بی‌خردان فرضاً قبول کنیم که علی ولایت تکوینی دارد بر تمام جهان و خدا به او حکومت عالم را واگذار کره و در باطن و حقیقت فرمان‌ روای تمام عوالم و سرپرست تمام کهکشان‌ها ست و رتق و فتق عالم با او است و در اینحال اصحاب رسول آمدند و حکومت ظاهری مدینه و مکه را از او گرفتند و به دیگری دادند. آیا چنین کسی که مدیر تمام جهان است برای فوت حکومت مدینه و مکه باید از غصه دق کند و مانند کسیکه استخوان در گلوی او و خار در چشم او آمده غصه خورد و خود و پیروانش تا قیامت افسرده و گریان گردند و فقط به لعن و طعن پردازند؟ آیا مدیر جهان اعتنا دارد به سلطنت زمین که مانند ارزن و خردلی است در بیابان جهان و برای فوت حکومت تمام زمین فرضاً دعنای حیدر و نعمتی راه می‌اندازند؟ آیا کسیکه میلیاردها تومان پول دارد برای فوت یک دوقرانی اینقدر ناله باید کند و مردم را قرن‌ها به گریه و زاری وادارد؟ ما می‌پرسیم از کسانیکه کارشان روضه‌خوانی و طعن و لعن به اصحاب پیغمبر(ص) است آیا برای خاطر کسیکه مدیر جهان بوده و هست و فقط ریاست دو شهر کوچکی آنهم ده سالی از او فوت شده باید تا قیامت گریه کرد آیا اسلام برای همین کارها آمده و معنی دیانت همین است؟
 آیة سوم : سوره جن آیة 21 و22 و 23
(قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا(21) قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا (22) إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ ...(23))(جن /  21 و  22 و 23)
«یعنی بگو که من مالک ضرر و نفعی برای شما نیستم ومن پناهی جز خدا نخواهم یافت جز اینکه من مبلغ پیغامهای خدایم»
 یعنی من عهده‌دار تبلیغم فقط نه تکوین و نه چیزی دیگری.چنین آیات چر غرضی و مرضی است که برویم به دنبال خیالات غلات و شعرا و برای جانشین چنین رسولی هزاران مقام ومنصب شرک‌آور بتراشیم.
آیه چهارم : سوره احقاف آیه 9
(قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى ...)	(احقاف / 9)
«یعنی بگو من پیغمبر تازه‌ درآمدی نیستم و مانند سایر رسولانم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهد شد و من پیروی نمی‌کنم مگر آنچه به من وحی می‌شود ».
این آیه صریحاً می‌گوید خاتم الأنبیاء مانند سایر رسولانست و از أمور آیندة خود و دیگران بی‌خبر است.ما حضرات أئمه(ع) را امام می‌دانیم ولی از خاتم الأنبیاء برتر و بالاتر نمی‌دانیم.
آیة پنجم و ششم سورة اعراف آیة 188 
(قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ )	(اعراف /188)
و سورة یونس آیة 49
(قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ )	(یونس / 49)
«یعنی بگو من مالک و صاحب اختیار نفع و ضرری برای خودم نیستم مگر آنچه خدا خواسته است».
باید دید آنچه خدا خواسته است چه مقدار است. آیا او می‌توانست دفع پیری و دفع مرگ از خود کند و آیا رسول خدا(ص) می‌توانست در احد شکست نخورد و می‌توانست از خوردن سنگ به پیشانی و دندانش جلوگیری کند و آیا امیر‌المؤمنین(ع) می‌توانست دفع شرّ معاویه نماید و او را شکست دهد و به قتل رساند؟ اگر می‌توانست این کار واجب را چرا انجام نداد؟ آیا علی(ع) می‌توانست فرقة شکافته خود را شفا دهد و اگر می‌توانست چرا این کار واجب را انجام نداد و چرا به دنبال طبیب یهودی فرستاد؟ آیا صله رحم واجب نیست چرا چشم در برابر خود عقیل را که در آخر عمر کور شده بود چرا شفا نداد؟ کسانیکه که دکّان شفا دادن برای أولیاء خدا تراشیده‌اند و هر روز برای قبر امام شفادادنی ایجاد و غوغا سرپا می‌کنند بیایند دو کلمة منطقی جواب ما را بدهند و به فحش و لعن نپردازند.
آیه هفتم تا شانزدهم : سوره آل عمران آیة 20
( فَإِنَّمَا عَلَيْکَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ)	(آل عمران / 20)
و سوره رعد آیه 40
(فَإِنَّمَا عَلَيْکَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ)	(رعد / 40)
سوره مائده آیه 92
(فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ)(مائده / 92)
سوره نور آیه 54 و سورة عنکبوت آیه 18 و سورة نحل آیه 38 و 84 و سوره تغابن آیة 13 و سورة شوری آیه 48
(فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ )(شوری / 48)
که در تمام این آیات صریحاً و بطور روشن خدا فرموده این پیغمبر تو فقط مبلّغ دینی و کار دیگری بر عهدة تو نگذاشته‌ایم. و تو حافظ و نگبان مردم نیستی. پس رسولی که حفیظ و نگهبان مردم نیست چگونه نگهبان و سرپرست تمام جهان است؟ آیا کسانی که در دعاهای شرک‌آمیز می‌خوانند : یا محمّد و یا علی احفظانی فإنّکما حافظای. آیا آیة {وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا} سورة الأنعام(107)  و آیه{ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا } سورة نساء (80) را ندیده و قبول ندارند؟ باید به این غالیان و بافندگان گفت از خدا بترسید و رسول خدا و وصیای او را همکار خدا نکنید و مردم را بشرک و خرافات نکشانید. این بافندگان می‌گویند چون رسول خدا عقل بالفعل و متصل به عقل فعّال و مجرای فیض و قضاء و قدر الهی است و می‌تواند نگهبان جهان و حافظ مؤمنان و کافران باشد و با خدا شرکت سهامی داشته باشد؟ نویسنده بسیار تأسّف می‌خورم که مسلمین از قرآن بی‌خبرند و به این بافندگی‌ها و خیال‌بافی‌ها خود را قانع ساخته‌اند. در آیات مذکوره کلمة مبین تکرار شده که خواسته بفهماند کتاب خدا و رسالت پیامبر بیان مبین و روشن است و همه کس فهم است و سرّی و مبهم نیست. و لذا برای همه حجت است نه فقط برای علماء و امامان. پس کسیکه می‌گوید قرآن را نمی‌فهمیم و باید قرآن را رها سازیم و به اخبار چنگ بزنیم، باید به او گفت عزیزم اخبار مشکل‌تر از قرآن است و خدا مکرّر فرموده : (وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ)  سورة القمر(17). یعنی ما قرآن را آسان قرار دادیم. ولی امام صادق(ع) فرمود: أحادیثنا صعب مستصعب. یعنی اخبار ما سخت و مشکل است پس کسیکه قرآن سهل و آسان را نفهمد چگونه اخباریکه دارای ضد و نقیض و تعارض و تضادّ است بفهمد؟ پس شما هم قرآن را رها سازید و هم اخبار را و بدور دین قلم بکشید تا دشمنان اسلام از شما خشنود گردند.
آیه 14: سورة آل عمران آیه 80 
وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْ