ه علي ك5 زير دست او و در خانه ي او بوده حواله دهد. اگر حواله به علي دهد كفار خواهند گفت محمد و علي با هم به حمايت يكديگر و مداهنه برخاسته اند، و خواهند گفت چه چيز علي را به اين مطلب واداشته است حتما آنرا از محمد ياد گرفته است؟ و در اينصورت محمد بتنهايي خود شاهد خود خواهد بود و به نفع خود شهادت ميدهد، پس شاهد براي آنكه شهادتش مورد قبول باشد بايد به آنچه شهادت ميدهد عالم، و از تهمت به دور بوده، عملش را از مشهود له نگرفته باشد، آري شاهد اگر ابوبكر و عمر و يا ديگران باشند براي محمد صلى الله عليه و سلم  نافع تر است زيرا از تهمت دور ترند، ايشان مردان بزرگسالي بودند و بعلاوه از مردم كاهن و اهل كتاب مطالب زيادي شنيده و دانسته بودند و علم ايشان فقط از طريق محمد صلى الله عليه و سلم  نبود به خلاف علي كه صغير و زير دست و دست پرورده ي محمد صلى الله عليه و سلم  بود. دشمنان مي گفتند او علم خود را فقط از طريق مشهود له يعني محمد صلى الله عليه و سلم  گرفته و شهادتش از اين راه مي باشد. و اما اهل الكتاب پس شهادتشان از راه متواتري بود كه صدق آنها نزد شان ثابت بود و از طريق علوم انبيايي كه نزد شان بود شهادت ميدادند و در اينصورت شهادتشان براي محمد صلى الله عليه و سلم  نافع بود.( دوم: خداي تعالي در آياتي به قول اهل الكتاب استشهاد نموده و آنرا براي نبوت محمد صلى الله عليه و سلم  دليل آورده است. بنابراين، چنانكه ساير آيات قرآن دلالت دارد بايد گفت مقصود از جمله ي (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ) علماي اهل الكتاب است كه به واسطه ي آنچه نزد ايشان از اقوال انبياء و كتب ايشان بوده به نبوت محمد صلى الله عليه و سلم  شهادت ميدهند. و ده ها آيات قرآن گواه اين مدعاست كه براي رسالت محمد صلى الله عليه و سلم ، شهادت علماي اهل كتاب را ذكر نموده چنانكه در سوره ي احقاف آيه ي 10 فرموده: (قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَكَفَرْتُمْ بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ ) آيا ميتوان گفت علي از بني اسراييل بوده است؟ البته خير، و در سوره ي يونس آيه ي 94 فرموده: (فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَأُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ) آيا ميتوان گفت علي مشمول (الَّذِينَ يَقْرَأُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ) بوده؟ البته خير، و در سوره ي شعراء آيه ي 197 فرموده: (وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ أَوَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرائيلَ) يعني: ((اين بيان در نوشته هاي سابقين بوده آيا دانستن دانشمندان بني اسرائيل نشانه صدق او نبوده است)). و در سوره ي قصص آيه ي  52 فرموده: (الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ) وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا) و در سوره ي عنكبوت آيه ي 47 فرموده: (فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِه) و در سوره ي اعراف آيه ي157 فرموده: (الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْأِنْجِيلِ) و در سوره ي مدثر آيه ي 21 فرموده: (وَلا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ) در سوره ي انعام آيه ي20 فرموده: (الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُم) و همچنين در سوره ي بقره آيه ي 146 و سوره ي آل عمران آيه ي81 و سوره ي مائده آيه ي82 تا 85. و حتي در همين سوره ي رعد در چند آيه قبل از آيه ي مورد بحث يعني در آيه ي 36 ميفرمايد: (وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ) آيا اين آيات مصدق و مؤيد يكديگر نيستند كه علماي يهود و نصاري شهادت بر رسالت محمد صلى الله عليه و سلم  ميدادند و بسياري از ايشان نيز در همان زماني كه قرآن نازل ميشد ايمان آوردند چنانكه آيات 82 تا 85 سوره ي مائده بر آن دلالت دارد. و بعضي از مفسرين در مورد جمله ي (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ) گفته اند بعلاوه بر اينكه اين جمله شامل علماي يهود و نصاري است، شامل مردم دانشمندي كه علم به قرآن و فصاحت و بلاغت و رموز علمي آن دارند نيز ميشود كه ايشان نيز بر رسالت آن حضرت گواهي خواهند داد.) به اضافه اگر قبول كنيم كه علي به رسالت پيغمبر صلى الله عليه و سلم  شهادت دهد آيا لازم ميشود كه افضل صحابه باشد؟! پس همانطوري كه كساني از اهل الكتاب مانند عبدالله بن سلام و كعب الأحبار و سلمان و ديگران به رسالت پيغمبر صلى الله عليه و سلم  شهادت دادند و افضل از غير خودشان و افضل از سابقين اولين از مهاجرين و انصار نبودند، هم چنين علي هم لازم نيست از سايرين افضل باشد. دليل سي و دوم بر امامت علي رضى الله عنه  و رد بر آن:

گويد: ((برهان سي و دوم قول خداي تعالي در سوره ي تحريم آيه ي 8: (يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه) يعني: روز قيامت روزي كه خدا پيغمبر و كساني كه با او ايمان آورده اند خوارشان نميكند))، از ابن عباس روايت شده كه گفت: اول كسي كه زيور بهشت در بر مي كند ابراهيم است به واسطه خلت او و محمد صلى الله عليه و سلم  است به واسطه صفوت او، سپس علي است بين اين دو به سوي جنان ميروند سپس آيه فوق را قرائت نمود)).گوييم: اول دليل صحت اين نقل كجاست؟ دوم: اهل معرفت به حديث اتفاق دارند كه اين دروغ است.سوم: قول ابن عباس به تنهايي حجت نيست.چهارم: اين خبر دلالت دارد كه علي از ابراهيم و محمد عليهما السلام افضل است، زيرا ميگويد: علي وسط اين دو و آن دو در دو طرف او مي باشند در حاليكه افضل خلق ابراهيم و محمدند و كسي كه علي را بر اين دو افضل بداند كفر او از يهود و نصاري بيشتر است، خدا سياه كند روي كساني كه اين خرافات را به اسلام بسته اند، و خدا زشت كند روي كساني را كه چنين دروغهايي به ابن عباس نسبت داده اند(- آيه ي (يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا) و همچنين آيه ي (يَوْمَ تَرَى (الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ) عام است درباره تمام مؤمنين و مخصوص يك نفر نيست. و سياق كلام دلالت بر عموميت خود دارد و آثار وارده در اين مورد نيز بر عموم آيه دلالت دارد. چنانكه از ابن عباس روايت شده كه گفت احدي از مسلمين نيست مگر آنكه روز قيامت به او نوري عطا شود، و اما منافق پس نور او خاموش است، و مؤمن چون خاموشي نور منافق را مي بيند بر نور خود 