راً إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي)  يعني: اي قوم من من براي رسالت خود، از شما اجر و مزدي نميخواهم مزد من جز بر عهده ي آفريننده ي من نيست. و در جاي ديگر ميفرمايد:  (وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ)  بنابراين معناي آيه مورد بحث چنان نيست كه بعضي از شيعيان گمان كرده اند زيرا در اين صورت در قرآن تناقص پيدا ميشود و در چنين صورت تقدير آيه آن ميشود كه: من از شما اجري نميخواهم بلكه از شما اجر ميخواهم! و نيز چنين ميشود كه: اجر من جز بر خدا نيست بلكه اجر من بر خدا است و غير خداست.  شيخ مفيد و بسياري از علماي و مفسرين شيعه نيز همين معنا را پسنديده و آورده اند، مثلا مرحوم طبرسي در مجمع البيان در تفسير آيه ي مذكور مينويسد: لا أسئلك فى تبليغ الرسالة اجرًا إِلا التودد والتحاب فيما يقرب إِلى الله تعالى.) ( و اما آنچه ابن مطهر حلي (چنانكه مكرر شد ابن مطهر همان علامه حلي است كه بين اماميه مشهور و مورد علاقه ي ايشان است و اين كتاب نقد بر او مي باشد.) گمان كرده كه علي رضى الله عنه  در شب و روزي هزار ركعت نماز مي كرده اين صحيح نيست در حاليكه پيغمبر ما 13 ركعت نماز شب بجا مي آورده و بر آن نمي افزوده و قيام تمام شب مستحب نيست بلكه مكروه است. رسول خدا صلى الله عليه و سلم  به عبدالله بن عمرو بن عاص فرموده: ((جسد تو بر تو حقوقي دارد))، و خود رسول صلى الله عليه و سلم  در شب و روز تقريبا چهل ركعت ميخواند، و علي رضى الله عنه  تابع قرآن و سنت و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بود و از خود سنتي نداشت، و او به سنت رسول الله صلى الله عليه و سلم  داناتر است، و پيروي او به هدايت رسول صلى الله عليه و سلم  از همه بهتر است، و او با رسول خدا صلى الله عليه و سلم  مخالفت نميكند. و بعلاوه با علم به ساير واجبات، خواندن هزار ركعت نماز ممكن نيست، زيرا بر او حقوق نفس خود از خواب، خوردن، آشاميدن، قضاي حاجت، وضوء، مباشرت با خانواده و كنيزان، رسيدن به كار فرزندان و اهل و رعيت خود كه نصف زمان را فرا ميگيرد واجب است، و يك ساعت براي هشتاد ركعت كافي نيست مگر آنكه تنها سوره ي فاتحه را در آن بخواند و بدون طمأنينه انجام دهد، و علي رضى الله عنه  شأنش بالاتر است از اينكه نمازش مانند نماز منافقين، منقار زدن به زمين باشد و از اينكه ذكر خدا نكند مگر كمي، چنانكه در صحيحين است. و اما قول شيعه كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بين خود و علي رضى الله عنه  برادري افكند يكديگر دروغ است، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و سلم  با احدي برادري نيفكند و مهاجرين را نيز با يكديگر برادر قرار نداد و انصار را نيز با يكديگر برادر قرار نداد، و لكن بين مهاجرين و انصار برادري داد چنانكه بين سعد بن ربيع و عبدالرحمن بن عوف برادري قرار داد و اين در صحيح آمده است (و آنچه از سيره ي صحابه معروف است آن است كه در بين صحابه عثمان و علي نسبت به يكديگر از همه نزديكتر و صميمي تر بودند، و براي علي در برادري چون عثمان مانندي نبود و هر دوي ايشان نيز از بني عبد مناف بودند، پس اگر براي علي مثل و مانندي در برادري باشد همان عثمان است. ) و اما قول شيعه كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  نفس علي بود و استدلال به آيه ي 61 عمران نموده كه: (وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ) در جواب گفته ميشود، اين تفسير خطاست، و همانا اين آيه مانند آن است كه در سوره ي نور آيه ي12 فرموده: (لَوْلا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً) . و مانند آيه ي 54 سوره ي بقره است كه فرموده: (فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ). و در آيه ي 84 فرموده: (وَلا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ) يعني: بعضي از شما بعضي ديگر را از خانه هايتان بيرون نكند. پس مراد از نفس، برادري است كه آن هم يا برادري نسبي است و يا آنكه برادري ديني ميباشد. و در سوره ي آل عمران آيه ي 164 خداي تعالي ميفرمايد:  (لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ) كه مؤمنين نفس رسول نيستند بلكه از جنس او و برادران اويند. پيغمبر صلى الله عليه و سلم  به علي رضى الله عنه  فرمود: ((أنت منى وأنا منك)) و در حق اشعريين نيز كه در جنگ به تندي حركت مي كردند و آنچه را داشتند بين خود به تساوي قسمت مي كردند فرمود: ((فهم منى وأنا منهم)) و در حق جليبيب( جليبيب در بعضي از غزوات رسول خدا صلى الله عليه و سلم  حاضربود سپس ناپيدا شد، رسول خدا صلى الله عليه و سلم  امر كرد او را پيدا كنند او را يافتند در ميان معركه هفت نفر از مشركين را كشته بود و خود در ميان آنان شهيد شده بود پس رسول خدا صلى الله عليه و سلم  در حق او دعا كرد و فرمود: ((هذا منى وأنا منه)).، ) نيز فرموده: ((هذا منى وأنا منه)) و تمام اين اخبار در صحيح آمده است( ولب هيج دلالتي بر امامت ندارد. ) و اما ازدواج علي با فاطمه كه شيعه آنرا فضيلت شمرده پس فضيلتي براي علي است، و همچنين ازدواج خواهران حضرت فاطمه با عثمان، براي عثمان فضيلتي است و همچنين ازدواج پيامبر با دختران ابوبكر و عمر، براي ايشان فضيلتي است، پس تمام خلفاي اربعه رضى الله عنه  با رسول خدا صلى الله عليه و سلم  دامادي دارند و از همه ي آنها خشنود بود. گويد: ((براي علي رضى الله عنه  معجزات بسياري است)). اگر مقصود از معجزات كرامات است چنانكه اصطلاح عوام است و به غلط كرامات را معجزه ميگويد در جواب گفته ميشود: آري علي صلى الله عليه و سلم  از بسياري از كساني كه داراي كرامت مي باشند افضل است( ولي بايد دانست كه معجزه مخصوص به انبياء و تصديق الهي براي نبوت ايشان است، زيرا انبياء از طرف خدا منصب دارند و خدا بايد بر نبوت ايشان شهادت دهد و وجود معجزه شهادت الهي برآن منصب است. اما غير انبياء منصبي از طرف خدا ندارند تا خدا بر آن شهادت دهد. چنانكه خدا فرموده: (قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً) و در آيه ي ديگر فرموده: (هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً) و فاعل معجزات خداي تعالي به دعاي رسولان است، و عمل و فعل انبياء نيست چه برسد به ديگران، پس چون رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فاعل معجزه نيست چگونه علي فاعل معجزه خواهد بود؟!. )  گويد: ((حتي قومي در حق علي رضى الله عنه  مدعي ربوبيت او شدند و ايشان را به قتل رسانيد)) گوييم، با اينكه پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم  معجزه داشت و اعظم از علي بود كسي در حق او الحمدلله مدعي ربوبيت نشد، به اضافه مدعيان ربوبيت علي عدد كمي بودند پس آنها سوخت، اما آنان كه او را كافر ميدانستند در عوض هزاران نفر بودند از خوارج كه همه مقيد به اسلام و متعبد به دين بودند. و اما مدعيان ربوبيت او همه بي دين و زنديق بودند، چگونه شما قول زنديقان را دليل بر فضل علي رضى الله ع