تمجيد کرده و اوصاف ايشان را بيان کرده) مقصود خدا اوصيا هستند (و اين انحصارطلبي است و دين اسلام انحصاري نيست) و چون قائم قيام کرد هر کس اقرار به ولايت نکند گردن او زده مي‌شود و يا اقرار کند به جزيه (نويسنده گويد: آيا ولايت از اصول دين است که هر کس منکر شد گردن او زده مي‌شود. تازه منکر اصول دين را هم نمي‌توان گردن زد زيرا خداي تعالي در سورة ممتحنه آية 8 فرموده: ﴿لا يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ المُقْسِطِينَ﴾ (الممتحنه/8). «خداي تعالي شما را از نيکويي و انصاف و عدالت نسبت به آن کفاريکه با شما جنگ نکردند و شما را از خانه‌هايتان بيرون ننموده‌اند، نهي و منع نمي‌کند زيرا خدا انصاف گران را دوست مي‌دارد».

خبر صد و شصت و هشتم، باز سخن از قطع دستهاي بنی شيبه و گرداندن ايشان بين مردم و جارزدن اينکه ايشان سارقند، مي‌باشد. با اينکه هزار سال است بني‌شيبه رفته و خاک شده‌اند.

خبر صد و شصت و نهم، صد و هفتادم، صد و هفتاد و يکم، صد و هفتاد و دوم و صد و هفتاد و سوم، باز سخن از چگونگي مسجد و طواف بيت الله‌است. مکررات است. و در خبر 172 از قول حضرت امير در تعريف مسجد کوفه آورده که در وسط آن مسجد چشمه‌اي از روغن و چشمه‌اي از شير، و چشمه‌اي از آب است که مؤمنين مي‌آشامند. حال اين چشمه‌ها چگونه در مسجد کوفه‌است و کسي نمي‌بيند بايد از راويان پرسيد. و در خبر 173 گويد: در حيره مسجدي بنا شود که داراي پانصد درب باشد که قائم و 12 امام عادل در آن نماز بخوانند. بايد گفت: تاکنون که چنين مسجدي بنا شده‌است. و جز خدا کسي علم غيب ندارد.

خبر صد و هفتاد و چهارم، حضرت صادق به ابن ابي‌يعفور گفته: شما بواسطة اينکه قائم براي شما حديثي گويد که شما نتوانيد آنرا تحمل کنيد و لذا بر او خروج مي‌کنيد و قتال مي‌کنيد و او شما را مي‌کشد. حال کسي نيست به اين مجلسي و امثال او بگويد: مگر وقتي مهدي بيايد ابن ابي‌يعفور هنوز زنده‌است.

خبر صد و هفتاد و پنجم، خرافاتي دارد مانند خبر 167.

خبر صد و هفتاد و ششم، مي‌گويد: خدا قائم را براي نقمت و عذاب مبعوث مي‌کند. بنابراين شيعيان نبايد منتظر نقمت و عذاب خدا باشند.

نکته: کسي نمي‌تواند بگويد که مهدي نقمت و عذاب است، أما براي کافرين. زيرا در اين حديث و نيز مانند اين حديث که قبلا ذکر شد، مهدي را در مقابل محمد رسول خدا (ص) انداخته و گويد: محمد رحمت خدا بود و براي رحمت مبعوث شد ولي قائم نقمت خداست. البته محمد (ص) براي کفار نقمت بود ولي در اين حديث مي‌گويد: مهدي مانند محمد نيست، يعني براي همه نقمت است.

خبر صد و هفتاد و هفتم، مي‌گويد: نعوذ بالله امام فرموده: قائم هميشه در مسجد سهله‌است. بايد گفت: پس اين قصه‌هايي که خودشان نوشته‌اند که قائم را در غير مسجد سهله ديده‌اند همه دروغ است که منزل او را علي بن مهزيار و امثال او در بيابان ديده‌اند!!.

خبر صد و هفتاد و هشتم، از مرد مجهولي بنام احمد بن محمد الايادي نقل کرده آنهم مرفوعه که در کمال ضعف است که آية 38 حجر که خدا به شيطان گفته: ﴿فَإِنَّكَ مِنَ المُنْظَرِينَ * إِلَى يَوْمِ الوَقْتِ المَعْلُومِ﴾ (الحجر/37-38) «تو از مهلت داده‌شدگاني تا روز وقت معلوم».

﴿يَوْمِ الوَقْتِ المَعْلُومِ﴾ قيامت نيست بلکه روز قيام قائم است که قائم او را مي‌گيرد و گردنش را مي‌زند و گويد: ﴿يَوْمِ الوَقْتِ المَعْلُومِ﴾ منتهاي اجل. شيطان است که روز قيام قائم باشد. شما را به خدا ملاحظه کنيد چگونه ايشان با آيات قرآن بازي کرده‌اند.

خبر صد و هفتاد و نهم، راوي ابن ظبيان خبيث است که حضرت رضا هزار مرتبه اين راوي را لعن نموده بهرحال در اينجا روايت کرده که قائم مي‌آيد در ميدان کوفه و با دست و پا اشاره به محلي مي‌کند و گويد: بکنيد، پس مي‌کنند و دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشير و دوازده هزار کلاه خود در مي‌آورند و به دوستان مهدي مي‌پوشانند. اين جعال خيال کرده زمان مهدي زره و کلاه خود به درد می‌خورد. عقل او بهتر از اين کار نکرده‌است.

خبر صد و هشتادم، ابن فضال واقفي از بدر بن خليل مجهول روايت کرده که آيات 11 تا 15 سورة انبياء (که مربوط به نزول عذاب خدا بر گذشتگان وعبرت آيندگان است و هيچ ارتباطي به قائم ندارد) مربوط به قائم مي‌باشد. گويا خواسته امام را بي‌خبر از قرآن معرفي کند. و آن آيات اينست: ﴿وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آَخَرِينَ * فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ * لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ * قَالُوا يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ﴾ (الأنبياء /11-15) «و چه بسيار قريه‌اي را که درهم شکستيم که اهل آن ستمگر بود و پس از آن قوم ديگر را پديد آورديم، پس چون عذاب ما را احساس کردند ناگهان از ديارشان مي‌گريختند، مگريزيد و برگرديد به سوي آنچه در آن به شما فراخي داده شده بود و به سوي مسکنهاي خود تا بازرسي شويد، گفتند: اي واي بر ما که ما ستمگر بوديم پس همواره اين ندايشان بود تا ايشان را درو شده و خاموش نموديم».

و گويد: حضرت باقر فرموده: اين آيات راجع به بني‌اميه‌است که به سوي روم فرار مي‌کنند، و روميان گويند: شما را راه نمي‌دهيم تا نصراني شويد و صليب به گردن آويزان کنيد و آنان چنين مي‌کنند ولي اصحاب قائم آنان را از روميان پس مي‌گيرند و بعد از آنکه گنجهاي آنان را صاحب مي‌شوند، آنان را با شمشير مي‌کشند. اين راويان خبر ندارند که بني‌اميه و دولتشان هزار سال قبل متلاشي شد و فعلا آنان گنجي ندارند تا ايشان آن را بگيرند.

خبر صد و هشتاد و يکم و صدو و هشتاد و دوم، راجع به مهدي نيست.

خبر صد و هشتاد و سوم، راوي کذاب روايت کرده که در حديث لوح خبر م‌ح‌د آمده که در آخرالزمان خارج مي‌شود تا آخر. و مي‌گوئيم: خبر لوح جابر دروغ است و حدود 30 نشانة کذب در آن است مراجعه شود به کتاب خرافات وفور و کتاب بت‌شکن.

خبر صد و هشتاد و چهارم، صد و هشتاد و پنجم، صد و هشتاد و ششم، صد و هشتاد و هفتم، صد و هشتاد و هشتم و صد و هشتاد و نهم، خبر رسول خدا (ص) است براي دوازده امام که خود ائمه نمي‌دانستند و اصحاب خاص ائمه خبر نداشتند و از مجعولات قرن سوم است. براي تفصيل مراجعه شود به کتاب عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول.

خبر صد و نودم، در معني اسلام است و مربوط به مهدي نبوده‌است.

خبر صد و نود و يکم، همان مکررات خبر 177 است.

خبر صد و نود و دوم، مي‌گويد: حضرت باقر فرموده: قائم اگر قيام کند به سيرة رسول خدا (ص) عمل مي‌کند. بايد گفت: پس آن اخباري که مي‌گويد: قائم به حکم آل داود عمل مي‌کند، باطل بوده‌است.

خبر صد و نو