ن نتيجه‌اي جز گرفتاري و عذاب براي ايشان نخواهد داشت. حال دربارة آية به اين روشني ابي‌الجارود از حضرت باقر نقل کرده که منظور از ﴿آيَةٌ﴾ در اين آيه، دابة الأرض و دجال و نزول عيسي و طلوع خورشيد از مغرب است.

آيه ديگر که باز ابي‌الجارود از حضرت باقر نقل کرده و آنرا مجلسي جزء علائم ظهور آورده آية 65 سورة انعام است که مي‌فرمايد: ﴿قُلْ هُوَ القَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ﴾ (الأنعام/65). «بگو: خداست که قادر است بر آنکه عذابي از بالاي سر و يا از زير پايتان بر شما بفرستد (مانند باران سيل آسا و يا ايجاد زلزله) و يا لباس تفرقه به شما بپوشاند و شما را شيعه شيعه کند و بچشاند به بعضي از سطوت بعض ديگر را بچشاند».

چنانکه ملاحظه مي‌شود معناي آيه روشن است ولي از قول امام آمده که: «منظور از ﴿عَذَاباً مِنْ فَوْقِكُمْ﴾ دجال و صيحه‌است و منظور از ﴿مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ﴾، به زمن فرو رفتن است. بايد گفت: انحصار آيه به اين چيزها غلط است، و آيه عام است.

آية ديگر، آية 24 سورة يونس: ﴿إِنَّمَا مَثَلُ الحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِ الأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾ (يونس/24). «همانا مثل زندگاني دنيا مانند آبي است که ما از آسمان نازل کرده باشيم پس به آن مخلوط گردد روئيده شدة زمين از آنچه انسان و حيوان مي‌خورد تا هنگاميکه زمين زينت خود را بگيرد (سبز و خرم شود) و آراسته گردد و اهل آن گمان کنند که ايشان بر آن توانايي دارد امر ما در شب و يا روز بيايد و همه را درو کند که گويد: ديروز چيزي نداشته اين چنين آيات را بيان مي‌کنيم براي مردمي که فکر مي‌کنند».

حق تعالي در اين آيه حيات دنيا را تشبيه کرده به سبزه‌هايي که آب باران بر آن ببارد و خوش و خرم شود سپس بلائي برسد و آن را نابود کند و وجه تشبيه اين مثل، در رجاء و يأس است همانطوريکه صاحب بستان به آن سبزه و باران اميدوار است ولي عاقبت به يأس مي‌رسد همينطور دنياطلبان حوادث بيماري و مرگ ايشان را به يأس مي‌رساند. و البته وجه تشبيه را چيزهاي ديگر نيز مي‌توان گفت. ولي مجلسي از حضرت باقر روايت کرده که منظور از: ﴿حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا...﴾، آل عباس است که به سلطنت برسند و صیحه‌اي ايشان را بگيرد و جمعيت شان را از بين ببرد. شما را به خدا ملاحظه کنيد چگونه اينان با آيات بازي کرده‌اند.

آية ديگر، سورة يونس آية 50: ﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتاً أَوْ نَهَاراً مَاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ المُجْرِمُونَ﴾ (يونس/50). «بگو: آيا فکر کرده و با چشم دل ديده‌ايد که اگر عذاب خدا شبانه و يا روز بيايد چه چيز را مجرمين از آن بشتاب مي‌خواهند».

مقصود آيه جواب کفار است که عجله مي‌کردند و مي‌گفتند: پس چرا عذاب خدا نيايد پس کي مي‌آيد، ولي ابي‌الجارود از حضرت باقر روايت کرده که منظور از عذاب در اين آيه عذاب در آخرالزمان است، بايد گفت: اولا اين چه ارتباطي به مهدي و علائم ظهور دارد و ثانيا آيه عام است، گويا اين راويان بغير از تخريب آن، هدف ديگري نداشته‌اند. امّا مجرمين عجله بقيام قيائم داشتند.

آية ديگر، سورة بقره، آية 155: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الخَوْفِ وَ الجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوَالِ وَ الأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ﴾ (البقره/155). «و البته شما را به مقداري از ترس و گرسنگي و کاهش اموال و نفوس و محصولات امتحان مي‌کنيم، و صابران (در اين راه) را بشارت ده».

در اين آيه خطاب «کم»، به حاضرين زمان رسول خدا و ساير مؤمنين تا قيامت است چنانکه در آيات قرآن ذکر شده خدا همة مردم را امتحان و آزمايش خواهد کرد. ولي در اين باب، مجلسي از امام روايت کرده که منظور از «جوع» در اين آيه، گرسنگي قبل از قيام قائم، و منظور از «خوف»، خوف پس از قيام او مي‌باشد. و مجلسي در اين آيه چند نوع روايت ذکر نموده‌است.

آية ديگر، سورة فصلت، آية 53: ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَـهُمْ أَنَّهُ الحَقُّ﴾ (فصلت/53)، «بزودي نشانه‌هاي قدرت مان را در آفاق و در خودشان به ايشان بنمايانيم تا براي ايشان روشن شود که اوحق است».

و منظو را از «او» خدا و يا قرآن است، يعني هر چه زمان جلو رود و آيات انفس و افاق بيشتر کشف گردد حقانيت قرآن بهتر ثابت مي‌گردد. ولي مجلسي در اينجا روايت کرده که امام گفته: منظور از ﴿أَنَّهُ الحَقُّ﴾، مهدي و ظهور اوست که مردم بفهمند آن حق است حال مهدي را از کجاي آيه فهميده مي‌شود معلوم نيست.

آية ديگر سورة آل عمران، اي 179: ﴿مَا كَانَ اللهُ لِيَذَرَ المُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ﴾ (آل عمران/179). «خدا چنين نبوده که (شما) مؤمنين را بر آنچه هستيد رها کند (يعني شما را بحال خود وا نمي‌گذاد بلکه حوادثي پيش مي‌آورد) تا اينکه پليد را از پاک جدا کند».

معناي آيه روشن است و مي‌گويد: خدا صحنه‌ها وحوادثي را پيش خواهد آورد تا مؤمنين قلابي و دروغي و ادعايي از مؤمنين حقيقي ممتاز شناخته شوند. ولي مجلسي از حضرت صادق روايت کرده که يک نفر منادي از آسمان ندا کند اي اهل حق جدا شويد و اي اهل باطل جدا شويد. بايد گفت: اين معنا خلاف آيه‌است و بعلاوه ربطي به مهدي ندارد.

آية ديگر، سورة نساء، اية 47: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا﴾ (النساء/47). «اي کساني که داراي کتابيد، به آنچه نازل نموديم در حاليکه تصديق مي‌کند آنچه را (يعني کتابي را) که با شما است، ايمان آوريد، پيش ازآنکه صورتهايي را محو کنيم و به عقب برگردانيم».

از حضرت باقر روايت است که گفته: اين آيه دربارة جيش سفياني نازل شده‌است. حال به چه دليل، معلوم نکرده‌است.

آية ديگر، سورة بقره، آية 222: ﴿إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ المُتَطَهِّرِينَ﴾ (البقره/222) «خداوند توبه‌کنندگان و تطهيرکنندگان را دوست مي‌دارد».

حضرت صادق گفته: منظور از توابين در اين آيه، لشکر يماني و خراسان و نظائر ايشان از آل محمد مي‌باشند. شما را به خدا ملاحظه کنيد چگونه اين راويان از قول حضرت صادق با قرآن بازي کرده‌اند.

آية ديگر، سورة بقره، آية 149: ﴿أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأ