ن حرام باشد؟!! ثانياً، خدا امامي را مبعوث نکرده، بعثت مختص انبياء است. و بعلاوه دين اسلام، سِرِّي نبوده، که رسول خدا (ص) به بعضي بگويد، به بعضي نگويد، بلکه بطور مساوي به همه اعلام نموده چنانکه خدا به پيغمبر (ص) مي‌فرمايد: ﴿فَقُلْ آَذَنْتُكُمْ عَلَى سَوَاءٍ﴾ (أنبياء/ 109) يعني: پس اگر روي برگرداندند بگو: من به شمابه طور يكسان آگاهي و هشدار دادم و نيز فرموده: ﴿وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ المُبِينُ﴾ (عنكبوت/18) يعني: و بر عهده اين پيامبر جز رساندن آشكار [پيام وحي] نيست.باب صفاته و علاماته و نسبه

خبر 1، روايت کرده محمد بن احمد بن الحسين بغدادي که مجهول الحال است، او نقل کرده از احمد بن فضل که فاسقي بوده، او روايت کرده از بکر بن احمد القصري که مجهول الحال است، اين مردمان مجهول از قول يکديگر روايت کرده که قائم، امام پسر امام است، حال کدام امام، اگر امام هدايت باشد که هزاران نفرند و اگر زمامدار باشد که هر زمامداري خود را امام مي‌داند، و در لغت به زمامدار امام مي‌گويند، و هر زمامداري وصي دارد. پس اين خبر مانند خبر کسي است که مي‌گويد ماست سفيد است. 

خبر 2، خبر داد، عباس بن عامر مجهولي از موسي بن هلال الضبي، يک خبر مهملي را که حضرت صادق فرموده: من صاحب شما نيستم، صاحب شما کسي است که ولادت او را مردم ندانند. نويسنده گويد: شيعه مدعي است که ولادت او را مي‌داند و در باب ولادت او اخباري آورده اند. معلوم مي‌شود تماما دروغ است بنا به قول حضرت صادق. 

خبر 2، اين خبر با اينکه سوم است، مجلسي حواسش پرت شده و آنرا دوم شمرده‌است. و آنرا احمد بن علي الرازي که از غاليان بدتر از مشرک است روايت کرده از مجهولي بنام محمد بن اسحاق المقري و او از فاسقي بنام علي بن عباس و او روايت کرده از مجهولي بنام بکار، و او روايت کرده از مجهول الحال ديگري بنام حسن بن حسين، و او روايت کردهاز مجهول ديگري بنام سفيان جريري. او مي‌گويد: محمد بن عبدالرحمن که ممقاني مي‌گويد: ضعيف است، قسم خورده که مهدي نام هرگز بوجود نمي‌آيد مگر از اولاد حضرت حسين، با اينکه مهدي فرزند منصور دوانقي هم مهدي بوده، معلوم مي‌شود او قسم دروغي خورده است. آخر اين هم شد حديث؟. زمان ما هزاران سيد و روضه خوان نام او مهدي است که تماماً اولاد حسين نيستند. 

خبر 3، بهمان اسناد مجهولي از مجهول ديگر و او از مجهولي (بقول ممقاني) از زيد بن علي که گفته: منتظر از اولاد حسين بن علي است. آري، زيد بن علي بن الحسين خود را امام مي‌داند، و مي‌فرمود: امامي که در خانه بماند و پرده بيندازد امام نيست، امام کسي‌است که قيام کند و امر به معروف کند وحتي برادر خود حضرت باقر را قبول نداشت. حال خيلي مضحک است که شيخ طوسي و مجلسي گفتار او را دليل قرار داده‌اند براي مهدي موهوم خودشان.

خبر 4، روايت کرده اسدي غالي از برمکي غالي و او از کذاب و ملعوني و او از علي (ع) که در منبر خبري فرموده -که يقيناً راويان جعل کرده‌اند- که فرمود: مردي از اولاد من خروج مي‌کند و داراي چنين و چنان وصفي است که بر هزاران نفر ممکن است تطبيق گردد. آخر اين نقل چه فايده‌اي دارد و چه فرعي و يا اصلي از اصول ديني بيان شده؟! البته هيچ. در اين خبر پس از آنکه اوصاف خروج کننده را که رانهاي او عريض و چنين و چنان است، بيان مي‌کند، مي‌گويد: پس از آنکه پرچم او حرکت کند مردگان در قبر همه خوشحال مي‌شوند، و در قبرهاشان به زيارت يکديگر مي‌روند. و بهم مژده مي‌دهند. 

خبر 5، مهمل تر از تمام اخبار گذشته است، زيرا راويان مجهول از قول حضرت باقر روايت کرده که علم به کتاب ﺍﻟﻠﻪ و سنت رسول در دل مهدي مي‌رويد و هر که از شما او را ملاقات کرد، به او سلام کند و روايت شده که به او بگوئيد: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللهِ فِي أَرْضِهِ. حال بايد از اين کذابين پرسيد: علم يا از وحي است و يا از تعلم، علم روئيدني کدام است؟. ثانيا: مگر اصحاب حضرت باقر مهدي را که به دنيا نيامده ممکن است ملاقات کنند. ثالثاً «بَقِيَّةَ اللهِ» در اين خبر يعني چه؟؟ خدايتعالي بقيه و غير بقيه دارد؟! اينان هر چه دل و هوي و هوسشان خواسته بنام امام بقالب زده‌اند، و چون اکثراً بي سواد بوده اند چيز معقولي نياورده اند. 

خبر 6، مکرر خبر 13 که در باب سابق گذشت، آيا از تکرار اين قبيل اخبار چه مقصودي است جز تضييع وقت!!. 

خبر 7، مکرر خبر دوم همين بابست که گفتيم اعتباري ندارد، در اين خبر حضرت باقر، پس از آنکه مانند خبر دوم مي‌گويد: من صاحب شما نيستم، مي‌گويد: با انگشت و بالا انداختن ابرو به يکي از ما اشاره نشود مگر اينکه يا کشته شود و يا بغيظ خود بميرد. شما را به خدا آيا اين هم شد حديث؟! چگونه مجلسي اين خرافات را مکرر مي‌کند؟! 

خبر 8، مخالف مذهب شيعه و اماميه است که «اولي الأمر» يعني صاحبان امر را منحصر به دوازده امام مي‌دانند، و هر يک از آنان را صاحب الأمر مي‌دانند. در اينجا راوي به حضرت رضا گويد: آيا شما صاحب الأمر مي‌باشيد؟ فرموده: خير، غلامي است که تولد او مخفي باشد. باضافه حضرت رضا در اين روايت فرموده: هريک از ما يا مسموم مي‌شود و يا در بستر مي‌ميرد. و اين برخلاف مذهب شيعه است، زيرا اينان معتقدند که امام فرموده: «مامنا إلا مسموم أو مقتول»، ولي حضرت رضا قول ايشان را در اين حديث رد کرده و فرموده: بعضي از ما بر بستر مي‌ميرد. حال چگونه مجلسي متوجه نشده و اين تناقض را آورده‌است.

خبر 9، روايت کرده عبدﺍﻟﻠﻪ بن موسي که حال و مذهب او مجهول است از مجهول ديگر بنام عبدالاعلي بن حصين الثعلبي از پدرش که او نيز مجهول است که گفته از حضرت باقر سؤال کرد: آيا فرج کي است؟ و امام به او وقت فرج را نگفته و فقط فرموده: او مطرود تنهاي يکتاي بريده شده از اهل خود که والدش کشته شده و کنية او کنية عم او است و صاحب پرچمها، و نام او نام پيمبري است. حال خواننده توجه کند آيا از اين خبر چيزي معلوم و مشکلي حل شده است؟ نه وﺍﻟﻠﻪ.

خبر 10، مجهولي از مجهولي و او از مجهول ديگر روايت کرده همان خبر مهمل نهم را.

خبر 11، عده‌اي که همه مجهولند از يکديگر نقل کرده‌اند همان خبر نهم را.

خبر 12، روايت کرده‌اند که مطلوب شما از مکه خارج مي‌شود، حال بايد ديد چه بسيار اشخاصي که از مکه خارج شده‌اند. چنين چيزي امتيازي نباشد. و مبهم گذاشته، نه اسم او معلوم، ونه وصف او معلوم، مثلا محمد بن جعفر الصادق از مکه خروج کرد و کشته شد و خود مدعي امامت بود.

خبر 13، روايت کرده احمد بن هلال خبيث ملعون: «هرگاه سه نام محمد و علي و حسن پشت سر هم آيد چهارمي قائم است»! آيا خبر چنين کسي که مورد لعن امام بوده قبول است؟.

خبر 14، محمد بن احمد المديني مجهول الحال روايت کرده از داود الرقي غالي که حضرت صادق به او گفته: اسم مهدي اسم پيغمبري است و نام پدرش نام وصي پيغمبري است. و اين روايت علاوه بر اينکه حواله به مجهول داده با روايات ديگري که مي‌گويد: رسول خدا (ص) فرموده: «نام پدرش نام پدر من است» مخالف مي‌