ادي طاويهء جديد قدم به ظهور نهاد.
-در سال (406-477م)  (لوهيو شينغ) مصلح ظاهر شد، وي كسي هست كه مفهوم و محتواي قانون كليسائي تمام كتب مقدس طاويه به وي بازميگردد.
-مؤسسين خاندان هاي تانغ (618-907م) و مينغ ( 1368-1644م) پيشگوئي هاي طاويه و جادو را، بخاطر كسب تأييد عامه به كار انداختند.
-خاندان فعلي شانغ، براي معلمين آسماني ادعا ميكنند كه آنان از اولادهء شانغ طاولينغ معلم آسماني اول كه در ايام خاندان هان ظاهر شده بود، هستند.

افكار ومعتقدات :
اول : كتب:
1-كتاب لوتس مسمي به ( طاو- تي – تشينغ) كه اگر حارس ( ين شي) از وي در خواست نمي كرد وي نمي نوشت بلكه همين حارس از معلم و شيخ در خواست كرد كه افكار خويش را تدوين و تأليف نمايد. اين كتاب مجموعه اي از قطعه هاي ادبي بوده كه مشتمل به طبيعت( طاو) ميباشد، همچنان مشتمل بر قواعد عامه و مثال هائي است براي حاكمي كه زمام امور طاو را به دست ميگيرد، اين كتاب در عباراتش بسيار غموض و پيچيدگي وجود دارد، زيرا غموض و پيچيدگي در آن امر مقصود است.
2-شوانغ تسو: وي در بارهء نظريهء فلسفي طاويه بحث نموده، و بحث مقايسوئي ميان  آسمان و بشر و ميان طبيعت و اجتماع كرده از طاوي ها خواستار دور انداختن حيله هاي ساختگي شده است، در اين كتاب قصه هائي هم وجود دارد متعلق به بشر هاي كاملي كه توان پرواز را دارند، آنان اشخاص جاويدي هستند كه به عناصر طبيعي متأثر نمي شوند، به آنان گرمي و سردي نمي رسد، صاحبان ارواحي اند كه در آزادي تصرفات خويش ممتاز اند.
3-كتاب (هوانغ- تي – ني – تشينغ) اين كتاب از قرن سوم قبل از ميلاد است، در اين كتاب تجربه هائي در بارهء بعضي معادن، نباتات و مواد حيوانيه وجود دارد، كه آن از توجه شان به حفظ صحت و تمديد زندگي نشأت كرده است.
4-كتاب ( باو- بو- تسو) كه تأليفش سال ( 317م) تكميل گرديده، اين كتاب در بارهء علوم كيمياء قديم بحث مينمايد، و در آن طرق تبديل كردن معادن به طلا، و تمديد زندگي توسط بعضي اكيسرها، وجود دارد.
5-آنان ادب فلسفي و ديني مخفيي هم دارند كه بخشي از آن به قرن چهارم  و قرن دوم قبل از ميلاد بر ميگردد،  تركيز و تأكيد آن بر قناعت دادن حكام است، و بخش ديگر آن از اواخر قرن دوم ميلادي شروع ميشود، و حركات منظم ديني را رهبري مينمايد، اين كتاب بعد از اجراء سوگند به حفظ و مخفي نگه داشتن از شيخ به شاگردانش نقل داده ميشود.
دوم: مفكورهء شان در بارهء پروردگار:
-پروردگار نزد آنان –نه صوت است و نه صورت ، جاويدان است، فناء نمي شود، وجود وي از وجود غيرش مقدم بوده وي اصل موجودات ميباشد، و روحش در ديگر موجودات جاري ميشود.
-(طاو) مطلق موجود است، و مراد از كائنات هم همان است، جدا و منفصل از كائنات نيست بلكه در آن داخل ميباشدآنهم به صورت دخول جوهري، تمام موجودات از وي بيرون آمده اند.
-آنان به وحدة الوجود ايمان دارند، زيرا [نزد آنان]خالق و مخلوق شئ واحد بوده كه اجزاء آن از هم جدا نمي باشد، و اگر جدا شود فاني ميشود.
-نظريهء شان در بارهء پروردگار به نظريه و مذهب حلوليه خيلي نزديك است، زيرا حلوليه نيز قائل اند كه خالق در تمام موجودات حلول نموده است، و خالق تا آنكه در اشياء حلول نكند تصرف و كاري كرده نمي تواند.
-به قانون بزرگ آسماني ايمان دارند، و آنرا اصل حيات، فعاليت و حركت براي تمام موجودات در زمين  و آسمان ميدانند.
-شونغ تسي چنين مي پندارد كه انسان همراه با كائنات به صحنهء وجود آمده است، بنابرآن وي  الله را دوست دارد لكن مصدري را كه از آن الله آمده است، زياد تر دوست دارد، اين مفكورهء وي دلالت به آن دارد كه ايشان معتقد اند كه قبل از الله u كدام مبدأ و مصدر ديگري هم وجود دارد.
سوم: محافل ديني و شعائر طاويه :
-محفل شيو (Chioo) اين محفل از سابقه ترين محافل ميباشد، زيرا آن عبارت از تجديد رابطهء اجتماعي با پروردگار ميباشد، و اين محفل در تايوان تا امروز موجود است.
-محافل ديگري هم وجود دارد بخاطر انتخاب وتعيين كردن كاهنان، و محافل ديگري هم در وقت سالگيرهء تولد آلههء شان.
-بعضي كاهنان محافل خاصي دارند به مناسبات دفن، عروسي، و ولادت.
-از جملهء روش هاي خاص شان روشي هم در معالجهء مريض دارند، به اين طريق كه وي را در يك اطاق معتدل داخل مينمايند و مريض در آنجا مدتي را در تأمل و تفكر گذرانيده مشغول به گناهان خود ميباشد، بعضي ديگر شان  واسطه ها را در كار ميندازند، و آنان خود را به خواب ميزنند و خود را آرام ميگيرند، و چنين ميپندارند كه آنان نظريات آلهه و يا مردگان و يا نزديكان و خويشاوندان را نقل ميدهند.
-دردادن بخور[چيزهائي كه سبب خوشبوئي شود] در تمام عبادات طاويه جايگاه اساسي دارد، و علاوه برآن خنجر ها، آب جادو شده، موسيقي، سلاح و كتب مقدس را نيز استعمال ميكنند.
چهارم : افكار طاويه :
-آنان صوفي اند، زيرا بالاي طاوي واجب است كه نفس خود را از تمام مشغوليت ها و شائبه ها پاك كند تا در داخل خود فراغي را بيابد كه آن در حقيقت پرشدن نفس است، و آن توسط رسيدن به حقائق مجرد حاصل ميشود، و رسيدن به حقائق مجرد از طريق تجرد و دوري از ماديات بدست ميايد تا كه انسان روح خالص گردد.
-بلند ترين مرتبهء تصوف همانا مرحلهء وحدت كامل بين فرد و قانون اعظم است، وآن توسط حاصل شدن خلط و درهم شدن ميان صوفي و ذات عالي  كه هر دويشان شخص واحد بگردند، حاصل ميشود.
-وقتي انسان به معرفت درست ارتقا نمود آنگاه ميتواند به حالت اثيري برسد كه ديگر نه موت است و نه حيات .
-طاويه- بر عكس كونفوشيوسيه – روش و منهج سلبي دارد، زيرا فضيلت نزد آنان قدرت داشتن به كار نكردن و اكتفاء به تأمل وتفكر است،  وبه سوي زندگي در كوه هاي مقدس و به نزديكي جزيره هاي دور دعوت ميكند.
-آنان با شرائع، قوانين، علم، و ديگر چيزهائي كه از آثار و علائم تمدن و ترقي است، دشمني مينمايند [و ميگويند] كه اينها فطرت انسان را در حاليكه به فطرت سليم تولد شده بود، فاسد كرده اند، و بهترين طريق نزد آنان در اين مورد همانا بازگشت به سوي نظام طبيعي، كه در بقاء پاكي و سلامت فطرت امتياز دارد، ميباشد.
-طاوي ها به درازي عمر توجه و اهتمام دارند، كلان سن بودن را دليل مقدس بودن ميدانند، بنا برين كوشش در راه دراز ساختن و جاويداني عمر يكي از اهداف تصوف طاويه به شمار ميرود، بعضي از آنان چنين ادعا نموده اند كه ممكن است عمر به چندين صد سال دراز كرده شود، بهترين اشخاص جاويد- در نظر آنان- كساني اند كه در روز روشن به سوي آسمان بالا ميروند، اين جاويداني كه به نظر آنان از جملهء ممكنات است، توسط رياضت هاي  خاص جسمي و روحي حاصل ميشود.
-اهتمام و توجه شان به جستجو از اكسير حيات عامل مهمي در تقدم و پيشرفت طب و كيمياء توسط آنان بود، علاوه برآن سحر، شعبده، و دجل را نيز ترقي دادند كه آن سبب شد تا كهانت هم خيلي غني گردد و وسعت يابد.
-آنان به تعاليم اخلاقي و ضرور بودن مشاركت در محافل موسمي عام  علاقه داشته به آن تأكيد مينمايند.
-نزد آنان قيامتي، و حسابي وجود ندارد، بلكه شخص نيكوكار به صحتمندي و درازي