حمد طه.
6-رسالة الصلاة                           محمود محمد طه.
7-همچنان جمهوري ها كتابي به نشر رسانيدند بنام ( الضحية ليست بواجبة لاعلى الأغنياء ولا على الفقراء) يعني: قرباني واجب نيست، نه بالاي ثروتمندان و نه بر تهيدستان. 
8- الفكر الجمهوري تحت المجهر          نور محمد احمد- مطبوعات اتحاد طلاب 
                                           جامعة ام درمان الإسلامية –  امانة الشئون
                                           الثقافية.
9-دراست و تحقيقات مفصل از حزب جمهوري در فايل هاي الندوة العالمية للشباب الإسلامي.
 
جينيـه
تعريف:
-جينيه دين منشعب از دين هندو است، كه در قرن ششم قبل از ميلاد، به دست مؤسس آن (مهاويرا) قدم به ظهور نهاد وتا امروز وجود دارد، بناي اين دين بر اساس خوف از تكرار تولد است، دعوت كننده به سوي آزادي از قيود زندگي و از خوشگذراني بوده و اينكه انسان بايد بدور از احساس به زشتيها از قبيل عيب، گناه، خير و شر باشد و نيز مبناي اين دين بر رياضت بدني، رهبانيت، تفكرات عميق نفساني است، البته اين رياضت و تفكرات بخاطر خاموش ساختن شعلهء زندگي در نفوس پيروانش ميباشد.
تأسيس و افراد برازنده :
-(مهاويرا) مؤسس حقيقي دين جينيه به شمار ميرود كه معتقدات آن نيز از وي ظاهر شده و تا امروز باقي است.
-(مهاويرا) از خانداني از طبقهء كاشتر بود كه مختص به امور سياست و حربي بودند.
-پدر وي (سدهارتها) امير شهري در ولايت بيهار بود.
-تولد ( مهاويرا) سال 599 ق م صورت گرفته و وي پسر دومين والدين خود بود.
-مرحلـهء اول زندگي خود را در سايـهء پدر و مادر خـود سپري نموده مستفيد
 از خادمان و لذات مادي بود، به والدين خود خيلي احترام داشت، در اين مرحله ازدواج نيز كرد و داراي يك دختر گرديد.
-وقتي  والدينش وفات نمود در بارهء سبكدوش شدن از وليعهدي و دور شدن از پادشاهي و القاب، از برادر خود اجازه خواست.
-سر خود را تراشيد، زيورات و لباسهاي فاخرهء خودرا از تن كشيد و مرحلهء زهد، خلوت گزيني و گوشه نشيني را آغاز نمود، در آنوقت سي سال داشت.
-دو روز و نيم، روزه گرفت، موي بدن خود را كند، برهنه در شهرها شروع به گشت نمود و به رياضت شاقه و تفكرات عميق آغاز كرد.
-نام اصلي اش (وردهاماتا) است ولي اتباع و پيروانش ويرا (مهاويرا) يعني «قهرمان بزرگ» مينامند و معتقدند كه اين نام را خدايان برايش اختيار نموده اند، و همچنان بر وي (جينا) اطلاق ميكنند، يعني غالب بر شهوات و ميل هاي مادي.
-پيروان اين گروه ادعا مينمايند كه دين جينيه رجعش به بيست و سه شخص جيني بوده كه مهاويرا بيست و چهارم آنها به شمار ميرود.
-مهاويرا علوم خودرا از (بارسواناث) كه وي را جيني بيست و سوم ميشمارند، اخذ نموده است، اصول جينيه را از وي فراگرفت بعدا در بعضي امور با وي مخالفت نموده برآن چيزهائي را اضافه كرد كه آنچيزها را به تجربه و زكاوت خود حاصل نموده بود، همين بود كه وي به حيث مؤسس حقيقي شناخته شد.
-در تفكرات و رهبانيت خود به مدت سيزده ماه غرق بود كه در اين مدت با جسد برهنه، موي كنده، در شهرها سرگردان بود، باخاموشي تمام مراقب نفس خود بود، زندگي خود را با همان صدقاتي كه برايش داده ميشد پيش ميبرد، بعد از اين مدت مستقيما به درجهء چهارم رسيد زيرا سه درجهء ديگر، چنانچه ميگويند از اول برايش حاصل بود.
-بعد از آن شروع به رحلت عدم احساس نمود تا آنكه به درجهء پنچم نايل گرديد كه اين درجه درجهء علم مطلق بوده و رسيدن به مرحلهء نجات است.
-يك سال بعد از رياضت و تهذيب نفسي به درجهء مرشد نايل گرديد كه بعد از آن مرحلهء دعوت را به سوي عقيدهء خود شروع نموده اولا خاندان خود، بعدا قوم و بعد از آن اهل شهر خود را دعوت كرد، و بعد از آن پادشاهان و سرلشكران را دعوت نمود كه تعداد زيادي از آنها با دعوت وي – كه قيام بر ضد براهمه بود- موافقه نمودند.
-به دعوت خود تاسن 72 سالگي ادامه داد، و در سال 527 ق. م، وفات نموده از خود مذهبي، پيروان و اتباع و خطبه هائي بجاگذاشت.
-بعد از وي جينيه به دو بخش تقسيم شد:
1-ديجاميرا: يعني دارندگان زي[لباس وهيئة] آسماني كه برهنه و عريان بودند، اين گروه از جملهء افراد خاصه اند كه ميلان به سخت گذراني و زهد دارند و اكثر آنان را كاهنان، رهبانان و نساك تشكيل ميدهند كه زندگي (مهاريرا) را نمونه والگو براي خويش قرار داده اند.
2-سويتامبرا: يعني دارندگان لباس سفيد، ايشان طبقهء معتدل عامه اند كه زندگي اول  (مهاويرا) را، در احترام پدر ومادر چراغ راه خويش قرار داده اند، يعني آن دور زندگي اش كه در آن از لذتها و خدمتگاران استفاده ميكرد، آنان  تمام كارهايى كه در آن خير باشد انجام ميدهند، و از هر امري كه در آن بدي و شر وجود داشته باشد و يا سبب مرگ زنده جاني شود پرهيز مينمايند، لباس ميپوشند [برهنه نمي باشند مثل گروه اول]، و مبادي عام جيني را بالاي خود تطبيق ميكنند.
-پادشاهان و حكام در هند به پذيرفتن جينيه روي آوردند كه اين امر سبب غلبهء جينيه بر عصر ويداي هندوي شمرده ميشود، البته پذيرفتن ملوك وحكام  بخاطري بود كه دين جينيه به سوي: عدم ضرر رسانيدن به مطلق زنده جان، واجب بودن اطاعت مردم از حاكم خويش و ذبح كردن كسيكه از حاكم سركشي نموده نافرماني اوامرش را مينمايد، دعوت ميكرد، بنا برآن ايشان در قرون وسطى در دربار بسياري از ملوك و حكام نفوذ پيدا كردند.
-در زمان فرمانروائي اسلامي در هند از احترام و عزت زيادي بر خور دار بودند، حتى كار به جائي رسيد كه امپراطور «اكبر» كه از ( 1556-1605م) بر هند حكومت داشت، از اسلام گشت و مرتد شده بعضي از عقايد جينيه را پذيرفت، باهندوان دامادي و خويشي كرد، معلم جينيه ( هيراويجيا) را از مقربين دربار قرار داده لقب ( معلم الدنيا) را به وي اعطاء كرد.
افكار و معتقدات:
اول: كتابهاي شان:
-مهاويرا قبل از مرگش در شهر بنابوري ولايت تبنا آمده پنجاه و پنج خطابه ايراد  فرمـود و از سي وشش سوال پاسخ گفت، بعدا هـمين خطابه ها و همين سوال
 و جواب ها كتاب مقدس ايشان گرديد.
-در پهلوي آن، خطابه ها و وصايائيكه به مريدان، رهبانان و نساك جينيه منسوب است قرار دارد.
-فرهنگ ديني شان به طريق مشافهه [غيركتبيي] نقل ميشد، و در قرن چهارم قبل از ميلاد خواستند آنرا تدوين نمايند ولي در جمع كردن مردم پيرامون آنچه نوشته بودند ناكام ماندند، بنابراين كتابت آن تا سال 57م بتأخير افتاد .
-در قرن پنجم ميلادي بزرگان جينيه در شهر (ويلابهي) جمع شدند تا فرهنگ ديني خودرا به زبان سنسكريتي بنويسند، و زبان و لغت اصلي آن ( اردها مجدي) بود.
دوم: اله و يا پروردگار:
-جينيه در اصل قيامي بود بر ضد براهمه، ايشان آلههء هندوان را قبول ندارند، خوصوصا آلههء سه گانهء ايشان را (برهما – فشنو - سيفا) از همين جهت حركت ايشان را بنام حركت الحادي نام نهاده اند.
-جينيه به روح اكبر ويا خالق بزرگ براي كائنات قائل نيستند ولي به وجود ارواح جاويد قائل هستند.
-هر روحي از ارواح جاويد، از ديگرش مستقل بوده در آنها تناسخ  جاري ميشود.
-خودرا از فكر الوهيت كاملا آزاد كرده نتوانستند بناب