عت تعيين گرديد.
-در 27فبراير 1979م  جائزهء خدمت اسلام از طرف ملك فيصل به مودودي اعطـاء گرديـد، ولي وي اين مبلغ را براي تأسيس (مـجمع المعارف الإسلاميه ) 
در لاهور صرف نمود.
-در 1/11/1399هـ /22/9/1979م بعد از يك عمليات جراحي كه در نيورك به وي صورت گرفت مودودي  به جانب پروردگارش شتافت ، جنازه اش با سوكواري عالم اسلامي به لاهور نقل داده شد.
 مودودي دعوتي، رجالي و كتابخانه اي كه آباد از تأليفاتش بود از خود به ميراث گذاشت، البته كتب و تأليفاتش به چندين لسان ترجمه گرديده به كرات و مرات به چاپ رسيده است.
دوم : اشخاص بارز:
1-در پاكستان.:
-ميان طفيل محمد: متولد ( 1914م) يكي از اعضاء مؤسسين، در زندگي مودودي به حيث معاون جماعت ايفاء وظيفه مينمود،بعدا در سال 1972م به جاي مودودي به حيث امير جماعت تعيين گرديد، و در سال 1977م انتخابش بار ديگر تجديد گرديده و تا سال 1981م در اين منصب خود باقي ماند، وي با مودودي محبوس نيز شده بود، و در بسياري از مجالس در داخل پاكستان و خارج از آن شركت ورزيده بود، چندين شهادتنامهء دانشگاهي در علم فزيك، رياضيات و قانون بدست آورده بود.
-قاضـي حسـين احمد : وي نيز به حيث معاون جماعت ايفاء وظيفه مينمود، بعد 
از ميان طفيل محمد 1987م به حيث امير جماعت انتخاب گرديد.
-خورشيد احمد : نائب امير، و وزير سابقه در مجلس وزراء 1978م، وعضو مجلس صوبائي  پاكستان.
-محمد اسلم سليمي : منشي عمومي جماعت.
-خليل احمد حامدي: مدير دارالعروبة و مدير معهد عالمي مودودي براي تدريسات اسلامي.
-خرم جاه مراد: مدير مؤسسه اسلامي در انجلترا ( ليستر)، امير جماعت اسلامي در پايتخت پاكستان شرقي قبل از تقسيم  و فعلا نائب منشي عمومي.
-امين احسن اصلاحي: از علماء بزرگ كه همراه با مودودي محبوس گرديد، ولي وي جماعت را بخاطري كه در ميدان سياست و انتخابات داخل گرديد، ترك نمود، اما كتبش فعلا هم ضمن منهج درسي جماعت، تدريس ميشود.
-پروفيسور عبد الغفور احمد: وي امير جماعت اسلامي گراچي، عضو پارلمان مركزي و وزير معادن و صنايع در دور وزارت 1978م بود.
-محمود اعظم الفاروقي: عضو پارلمان و وزير اطلاعات و كلتور 1978م.
-سيد اسعد جيلاني: امير صوبهء پنجاب، و فعلا عضو پارلمان مركزي كه از جانب جماعت  انتخاب گرديده است، بيشـتر از (80)كتـاب، در نواحـي مختـلـف
 زنـدگي اسلامي از وي به نشر رسيده است.
-چودري رحمة الـهي: وي وزير آب و برق، در دور وزارت 1978م بود.
2-در هند:
أبوليث الإصلاحي الندوي: اولين امير جماعت در هند، بعدا امارة را ترك نمود، ولي بار ديگر انتخاب گرديد و تاحال به وظيفهء خويش ادامه ميدهد.
-شيخ محمد يوسف: وي بعد از دورهء اول أبو ليث، به حيث امير جماعت ايفاء وظيفه نمود.
-سيد حامد حسين: وي از جملهء خطيبان و داعيان مشهور بود و بعد از حج سال 1405هـ در جده وفات نمود.
-افضل حسين : وي فعلا منشي عمومي جماعت است، و كار شناس در امور تربيه ميباشد، تقريبا سي كتاب در اين مورد نوشته است.
-سيد احمد عروج القادري:  فعلا نائب امير جماعت،و رئيس تحرير مجلهء «زندگي» كه زبان فعلي جماعت اسلامي درهند ميباشد، است.
3- در بنگلديش : 
-ابو كلام محمد يوسف : اولين امير جماعت در بنگلديش بعد از جدائي از پاكستان سال 1972م.
-عباس علي خان: امير فعلي جماعت.
-غلام اعظم : حكومت بخاطر بيم دادن وي و تنگ ساختن ساحه بر حركت داعيانهء وي  تذكرهء هويتش را مصادره نموده اسـت، بنابرآن وي بدون تـذكره
 زندگي مينمايد، وي امير جماعت در پاكستان شرقي قبل از جدائي بود.
4- در جاهاي ديگر:
-امراء و شخصيات بارز ديگري هم است در: سريلانكا ، كشمير، و سيلان.
افكار و معتقدات:
-عقيدهء جماعت همان عقيده مسلمانان اهل سنت و جماعت است و فكر شان به  طور اجمال از اين عقيده بيرون نيست كه آن عبارت است از دعوت به سوي يكتا پرستي، تمسك به كتاب خداوندU  و سنت پيامبر خدا r و كوشش جدي در راه تطبيق شريعت اسلامي در زندگي بشر.
-عقيدهء دائمي مودودي اين بود كه : اسلام يك نظام فلسفي صرف نيست بلكه يك نظام كامل براي زندگي است و تا وقتيكه نمونه و مثال آن را عملا در پيش روي خود نبينيم، از راه كلام و سخن هيچ خدمتي به اسلام كرده نمي توانيم.
-برنامه هاي اصلاحي مودودي از چهار نقطه تشكيل ميشود: 
1-تزكيه و پاك كردن افكار.
2-اصلاح خود فرد.
3-اصلاح اجتماع.
4-اصلاح نظام حكومت.
-مودودي جهاد و كوشش خودرا درمقابل چهار چيز تمركز داده بود:
1-درمقابل مفكورهء اتحاد قومي كه در داخل هند وجود داشت . البته اين دعوتي بود كه حزب كانگرس هند آنرا ايجاد نموده بود، حزبي كه بسوي اتحـاد قومي ميان
 مسلمانـان و هنـدوها دعـوت ميكرد  مودودي در اين باره دو كتاب نوشته كه يكي بنام (المسلمون والصراع الحالي) دوم بنام (مسألة القومية) است.
2-ضد سيطره وتسلط تمدن غربي.
3-ضد فرمان رواياني كه داراي افكار ضد اسلامي بودند.
4-ضد تنگ نظري هاي ديني.
-مودودي بخاطر مستحكم شدن حركت به سه نقطه تأكيد مي كرد: 
1-شخص بايد به اين قناعت نكند كه همراهانش در عقيدهء خويش قوي هستند بلكه در رفتار  فردي خويش نيز بايد رضايت بخش باشند.
2-بايد نظام دعوت چنان محكم و قوي باشد كه هيچ نوع تساهل و سستي را نپذيرد.
3-بايد دعوت مشتمل بر دو نوع از داعيان باشد:
الف: داعياني كه داراي ثقافت اسلامي قديمه باشند.
ب: داعيانيكه داراي ثقافت و علوم عصري جديد باشند.
-در سخنرانيى كه مودودي در دانشكدهء حقوق لاهور بتاريخ 19/2/1948م ايراد فرموده بود چهار درخواست اساسي را كه حيثيت اهداف دولت آيندهء پاكستان را داشت، اعلان نمود، كه آنها قرار ذيل ميباشند:
1-حاكميت در پاكستان خاص خداوندU  بوده حكومت پاكستان جز نافذ ساختن اوامر خداوند  Uحق ديگري ندارد.
2-يگانه قانون اساسي دولت، شريعت اسلامي ميباشد.
3-الغاي تمـام قوانينيكه مخالـف شريعـت اسلامي باشـد و در آينده نيز قانوني 
وضع نشود كه مخالف شريعت باشد.
4-حكومت پاكستان سلطهء خود را در داخل حدودي نافذ كرده ميتواند كه آنرا شريعت تعيين كرده است.
-نقاط چهارگانهء مذكور هنگامهء وسيعي را در پي داشت طوري كه هزاران رساله و مكتوب از مناطق مختلف در تأييد آنها و مطالبه به آنها وارد گرديد، حكومت فورا برضد آنها قيام نموده مودودي و همراهانش را به سبب آن زنداني نمود، ولي ديري نگذشت كه حكومت در مقابل آن نرمش نشان داد و فيصلهء گروه تأسيسه كه بنام فيصله هاي اهداف معروف است، و تا حال به حيث اساس نظريهء اسلامي در دولت پاكستان  شمرده ميشود، درمارچ 1949م صادر گرديد.
-مودودي طريقهء دعوت خودرا در اساليب ذيل منحصر ساخته بود:
* اسلوب زراعت. 
* اسلوب طبابت.
* اسلوب تصنيف ( طلبه –كارگران – زارعين – مدافعين - طبيبان…)
* اسلوب در نظر داشت امر مهم درجه اول و بعد درجه دوم.
* اسلوب عمل قبل از سخن.
-جماعت بخاطرايجاد  يك حركت منظم طلاب اسلامي كار نمود كه بعدا آن حركت بنام ( اسلامي جمعيت الطلبه ) مسمى گرديد. اين حركت يك گروه مستقل در كار و ادارهء خود بوده اشتراكي ها، كمونست ها، و علماني ها را مغلوب خود ساخته اند و اكثر كرسي هارا در مجالس