ند.
-فشار قوي تنصير در ماليزيا، دول خليج و افريقا است.
-در مجلس عدم انسلاك دركولالمپور ذكر شد كه تقريبا 2500 دستگاه راديوئي از 64 لسان قومي وجود دارد كه در مقابل اسلام صريحا هجوم نموده ضد آن تبليغ مينمايند.
-مجموع ارساليات موجود در 38 شهر افريقا به 111000 ارسالي ميرسد كه در خدمت بعضي از آنها هواپيماها قرار دارد و توسط آنها طبيبان، ادويه و كاركنان صحي را بخاطر تداوي مريضان در اطراف دور دست وصعب العبور انتقال ميدهند.
-فعـلا زياده بر 220 هزار مبشر در جهان وجود داردكه 138000 آن كاتوليكي 
و باقي 82000 پروتستاني ميباشند، تنها در افريقا 119000 مبشر و مبشره وجود دارد كه سالانه  دو بليون دالر را به مصرف ميرسانند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-دعوت تنصير و توسع آن عقب شكست هائي بود كه در خلال دو قرن (1099-1254م) در راه بدست آوردن بيت المقدس و اخراج آن از دست مسلمانان، صليبيها به آن مبتلا شدند.
-پاپ يسوعي ميبز ميگويد:«جنگ هاي سرد صليبـي كه آنرا مبشر هاي ما در قرن هفدهم شروع كرده اند تا الحال ادامه دارد، راهب و راهبه هاي فرانسوي هميشه تعداد زيادي از آنها در شرق وجود داشته اند».
-مستشـرق آلماني بيكر به اين عقيده است كه : «نصرانيت با اسـلام دشمني
 شديدي دارد، زيرا وقتي اسلام در قرون وسطى به نشر رسيد سد بزرگي در مقابل نشر نصرانيت واقع شد، ديگر اينكه اسلام به جاهائي رسيد و گسترش نمود كه مطيع و منقاد نصرانيت بود».
-هدف اساسي  تنصير دست يافتن غرب نصراني بر بلاد اسلامي بوده كه اين خود مقدمه اي بر استعمار و سبب مباشر براي از بين بردن قوت مسلمانان و ضعيف ساختن آنان است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-تنصير بر تمام كشورهاي سوم انتشار و نفوذ نموده است.
-اين دعوت پشتوانهء دولتي بزرگي از :امريكا، اروپا، كليساهاي مختلف، هيئتها، دانشگاه ها و مؤسسه هاي جهاني، به دست آورده است.
-تركيز فشار بزرگ اين دعوت متوجه عالم اسلامي است.
-تمركز اين دعوت در اندونوزيا، ماليزيا، بنگلاديش، پاكستان و عموم افريقا ميباشد.
مراجــع:
1- الفكر الإسلامي الحديث         د. محمد البهي –ط8-مكتبة وهبة در قاهره
                                      - 1395هـ/1975م.
2- التبشير و الاستعمار              المستشار محمد عزت اسماعيل طهطاوي 
                                      المطابع الاميرية بالقاهره-1397هـ/1977م.                                          
3-التبشير و الاستعمار               د. مصـطفـى الخالدي و د. عمر فروخ-
                                       ط5- 1973م.
4- الغارة على العالم الإسلامي       ا. ل. شاتلية، ترجمه محب الدين خطيب و
                                       مساعد يـافي- ط3- المطبـعة السـلفيـة –
                                      1385هـ.
5-معاول الهدم و التدمير             ابـاهيم سليمان الجبهان-ط4- عالـم الكتب
في النصرانية و التبشير                  -الرياض – 1981م.
6- اضواء على الاستشراق           د. محمد عبدالفـتاح عليـان-ط1-دارالبحوث
                                       العلمية- 1980م/1400هـ.
7- قادة الغرب يقولون              جلال العالم- ط2-1395هـ 1975م.
8-مجلة البلاغ                         شماره 484تاريخ 14/2/1979م.
9- دائرة المعارف الإسلامية
 10-دائرة معارف الدين و الأخلاق 
The Encyclopaedia of Islam-
-Encyclopaedia of Religion and Ethics
11-Focuc on Christian – Muslim Relations.

 
جماعت اسلامي 
در شبه قارهء هند – پاكستان
تعريف:
-جماعت اسلامي شبه قارهء هند پاكستان يك گروه اسلامي معاصر است كه تمام كوشش خودرا در راه نفاذ و تطبيق شريعت اسلامي در زندگي مردم و مقابلهء جدي با همه گروه هاي علماني كه ميخواهند بر منطقه سلطه  حاصل كنند، تمركز داده است.
تأسيس و اشخاص برازنده:
اول: داعي و مؤسس آن:
-ابوالاعلى مودودي : ( 1321-1399هـ) ( 1903-1979م) در شهر اورنك آباد دكن ولايت حيدرآباد تولد شد، تربيه و تعاليم ابتدائي خود را نزد والدش سيد احمد حسن فراگرفت، نسبش به خاندان قطب الدين مودودي كه مشهور به ديانت و روحانيت بود، ميرسد.
-مرحلهء دعوتش از زمان دخول در ميدان  نويسندگي و امور فرهنگي در سال 1918م شروع شد. در سال 1920م يك جبهه فرهنگي از روزنامه ها و مجلات تشكيل داد كه هدف از آن آزادي ملت مسلمان و تبليغ اسلام بود. وي در چندين جريده به حيث نويسنده ، مدير، و رئيس ايفاء وظيفه نمود.
-كتابش ( الجهاد في الاسلام) كه سال 1928م به نشر رسيد، تأثير بزرگي در تشويق نفـوس و بر انگيـختن آنها در مقـابل انگليس و بت پرستان و در مقابل
 تمام دشمنان اسلام در همه جا داشت.
-سال 1933م مجلهء ( ترجمان القرآن) را از حيدرآباد دكن به نشر رسانيد، شعار اين مجله اين بود كه «اي مسلمانان: دعوت قرآن را با خود داشته بر پاخيزيد و عالم را حلقه كنيد» از طرف همين مجله افكار خودرا به مردم پاكستان رسانيد كه اين كار راه را به تأسيس جماعت اسلامي وي بعد ها هموار ساخت.
-در سال 1937- 1938م نظر به دعوت محمد اقبال (1873-1938م) به لاهور رفت، و در باثانكوت دار الاسلام تأسيس نمود كه در آنجا اشخاص را تربيه مينمود و كتاب تأليف ميكرد، ولي علامه اقبال بعد از رسيدن مودودي چند ماهي زنده بود و بعد از آن جهان فاني را وداع گفت.
-از طريق مجلهء ترجمان القرآن مودودي علماء و رهبران مسلمانان را به سوي مجلسي كه در لاهور 26اغسطس 1941م/1360هـ ترتيب داده بود، فراخواند، در اين مجلس (75) شخص كه ممثل بلاد مختلف هند بودند حضور داشتند و در همين مجلس جماعت اسلامي تأسيس گرديده و شخص مودودي به حيث امير جماعت تعيين گرديد.
-در آن ايام كه زمام سلطه به دست بريطانيايىها بود، مودودي فتواي جرئت مندانه خودرا ، مبني بر حرام بودن خدمت وكار در قواي اشغالگر، صادر نمود، كه اين خود جماعت را در ابتداء ظهورش مورد هجوم قواي استعماري قرار داد.
-در 28 اغسطس 1947م پاكستان با هر دو جزء خود  [پاكستان  فعلي وبنگلديش] از هند بت پرست به حيث يك كشور مستقل جدا شد. در عقب آن قيادت نوي براي جماعت اسلامي در هند قدم به ظهور نهاد اين كار صرف بخاطر تسهيل امور اداري جماعت بود و بس، و در آن اوقات  جماعت به پاي خود ايستاده شده بود، براي مسلمانان مهاجر اردوگاه هائي تشكيل داده به آنها كمك هاي اضطراري ميكرد.
-مودودي در زندگي خود، بخاطر جرأتي كه در مقابل معارضين تطبيق شريعت اسلامي در پاكستان داشت، چندين بار محبوس گرديده بود كه در بعضي از آنها حكم اعدامش نيز صادر گرديد، ولي بعدا تخفيف شده حكم اعدام عملي نمي شد، اما اين محبوسيت ها در عزم متين وي تغييري نياورد، بلكه ايمانش به دعوت و مبادي اسلامي اش راسخترمي گرديد.
-جماعت اسلامي مجاهدين كشمير را در راه جهاد عليه هند كمك نموده براي شان مركز هاي طبي  و كمپ ها تشكيل مي داد.
-در نومبر 1971م پاكستان به دوبخش تقيسم گرديد: پاكستان غربي كه نام خودرا حفظ نمود، پاكستان شرقي كه بنام بنگلديش مسمى گرديد، اين انقسام استاذ مودودي را خيلي  ناراحت ساخت.
-در اوائل نومبر  1972م مودودي نظر به درخواست خودش و بخاطر مختل بودن صحتش از مقام خود كه به حيث امير جماعت بود استعفاء نموده به بحث، تحقيق و نوشتن رو آورد و به تكميل كتاب خود ( تفهيم القرآن) پرداخت، بعد از استعفاء وي ميان طفيل محمد به حيث امير جم