لق)كه قبلا ذكر گرديد، اين قول مخالف با اين گفتهء خداوند(ج) است:«اليوم اكملت لكمدينكم...»يعني امروز دينتان را تكميل نمودم.
-آنان مثل ديگر طرق صوفيه توسل را به ذات پيامبر r وبنده هاي صالح خداوند (ج) جائز ميدانند ، و ازايشان و از شيخ عبد القادر جيلاني و از خود احمد تجاني استمداد ميجويند، واين كاري  است كه شريعت خداوند حكيم ازآن منع نموده است .
-در كتب شان القاب صوفيان، بسيار ذكر ميشود مثل: نجباء، تقباء، ابدال، اوتاد، و كلمه غوث وقطب نزد ايشان مرادف است و آن نزد ايشان عبارت از همان انسان كاملي است كه توسط وي خداوند نظام وجود را حفظ مينمايد.
-ميگويند: مثليكه پيامبر (ص) خاتم الانبياء است احمد تجاني خاتم الاولياء ميباشد.
-احمد تجاني ميگويد: ( كسيكه مرا ديد داخل جنت ميشود) همچنان ميگويد: كسيكه برايش ديدار وي در روزهاي جمعه و دوشنبه حاصل شود داخل جنت ميشود، و به اتباع خود تأكيدا ميگويد كه خود پيامبر خدا r براي وي و اتباعش جنت را تضمين نموده كه بدون حساب و عقاب به آن داخل شوند.
-از احمد تـجاني نقـل ميكنـند كه گفته است«تمام چيزهايى كه براي هر عارفي
 داده شده باشد براي من نيز داده شده است».
-همچنان اين قولش را نقل كرده اند «اگر گروهي از پيروانش با اقطاب امة محمد r وزن كرده شوند اقطاب برابر با يك موي يك فرد ايشان  نمي شوند چه رسد به خود وي».
-و اين قولش نيز : تمام اوليائي كه از دور خلق آدم تا  نفخ صور بوده اند و ميباشند اين هر دو پاي من بر گردن ايشان است.
-ايشان وردي دارند كه آن را صبح و بيگاه ميخوانند، و وظيفه اي كه روزي يكبار خوانده ميشود، صبح ويا بيگاه، و ذكري كه روز جمعه بعد از عصر منعقد ميشود و منتهي به غروب ميباشد و اين ذكر و وظيفه ضرورت به طهارت دارند، ايشان وردهاي متعدد ديگري نيز دارند كه به مناسبت هاي گوناگون خوانده ميشوند.
-كسيكه وردي را وظيفه گرفت بايد به آن ملتزم باشدوجائز نيست كه از آن تخلف ورزد، اگر تخلف نمود و ترك كرد هلاك ميشود و عذاب بزرگ نصيبش ميگردد.
-احمد تجاني خودرا در روز قيامت، در مقام نبوت جا داده است، چون ميگويد: «روز قيامت براي من منبري از نور گذاشته ميشود، و منادي ندا درميدهد و آن ندا را تمام كساني كه در موقف اند مي شنوند: اي اهل موقف اين همان پيشواي شما است كه از وي استمداد مي جستيد بدون اينكه بدانيد» الافادة الاحمدية ص 74 را نظر كنيد.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-در اين هيچ شك نيست كه اكثر افكارش همانا نظريات صوفيان است، ولي چيزي از نزد خود بر آنها افزوده است.
-از كتب عبد القادر جيلاني، ابن عربي، حلاج و ديگر اعلام متصوفه آراء خودرا اخذ نموده است.
-در دوران تشكيل اين طريقه قبل از تأسيس آن با تعدادي از مشائخ صوفيان ملاقات نمود و از آنان اجازه و اورادي اخذ كرد كه از بارز ترين  اين طريقه ها قادريه و خلوتيه است.
-از كتاب ( المقصد الأحمد في التعريف بسيدنا أبي عبد الله  أحمد) كه  از تأليف أبو محمد عبد السلام ابن طيب قادري حسيني ميباشد، استفاده نموده است، اين كتاب سال 1351هـ در فاس طبع شده.
-انتشار جهل وناداني ميان مردم تأثير بزرگي در پخش و گسترش اين طريقه داشت.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-ابتـدا از فـاس شروع شـد و رو به گسترش نهاد تا آنكه به خود اتباع زيادي  


در بلاد مغرب، سودان غربي (سنغال) نيجيريا، افريقاي شمالي، مصر، سودان و ديگر مناطق افريقايى پيدا كرد.
-صاحب كتاب ( التجانيه) كه علي بن محمد است، اندازهء اين گروه را در سال 1401هـ/ 1981م تنها در نيجيريا زياده از ده مليون قلمداد مينمايد.
مراجــع:
1-الهدية الهادية الى الطائفة التجانيه        دكتور محمد تقي الدين هلالي-دار الطباعة  الحديثة
                                                   بالدار البيضاء – ط 2- 1397هـ/1977م.                                               
2-كتاب مشتهي الخارف الجاني            محمد الخضر  ابن سيدي عبد الله بن مايابي جكني   
    في رد زلقات التجاني الجاني               الشنقيطي –طبع در مطبعه دار احياء الكتب 
                                                    العربية در مصر.                                                   
3-التجانية                                     علي بن محمد دخيل الله- نشر و توزيع دار طيبه- 
                                                   رياض –  دار  مصر  للطـباعه -1401هـ/ 
                                                   1981م.
4-الأنوار الرحمانية لهداية الفرقة              عبد الرحمن بن يوسف افريقايى-ط4- توزيع
    التجانية                                       الجامعة الإسلامية در مدينه منوره- 
                                                    1396هـ /1976م.
5-جواهر المعاني و بلوغ الاماني في          جمع و ترتيب آن را علي حرازم نموده، ( اين كتاب 
    فيض سيدي ابي العباس التجاني،         در دو جز چاپ شده) – مطبعه مصـطفى بابي
    و در خواشي آن   رماح حزب          حلبي و پسرانش در مصر- 1380هـ-  1961م.
    الرحيم على نحور حزب الرجيم                   

6-المقصد الأحمد في التعريف بسيدنا       ابو محمد عبد السلام بن طيب قادري حسيني – مطبعه 
    ابي عبد الله احمد                          حجري در فاس- طبع سال 1351هـ.                                                 
7-الدرة الخريدة شرح الياقوتة الفريدة     محمد فتحا بن عبد الواحد سوسي نظيفي –طبع سال 
                                                  1398هـ / 1978م.                                                         
8-بغية المستفيد شرح منية المريد           محمد العربي سائح- دار العلوم للجميع – 1393هـ 
                                                  /1973م.
9-أقوي الأدلة و البراهين على أن          حسين حسن طايى تجاني آنرا جمع  نموده است -
    أحمد التجاني خاتم الأقطاب             دار الطباعة المحمديه – قاهرة.
    المحمديين بيقين
10-شماره هائي از مجلهء طريق الحق      اين مجله مخصوص به طريقهء تجاني است و در قاهره
                                                 نشر ميشود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمـهء كتاب</a><a class="folder" href="w:html:6.xml">*الف* تا *ز*</a><a class="folder" href="w:html:33.xml">*س* تا *ي*</a></body></html>حزب تحرير
تعريف:
حزب تحرير يك حزب اسلامي و سياسي است كه تركيز دعوتش بر واجب بودن  اعادهء خلافت اسلامي ميباشد، و فكر را يگانه مؤثر قوي در تغيير نظام ميداند، از اين حزب اجتهادات و فتواهاي شرعي نيز صادر شده كه آنها باعث انتقاد جمهور علماء مسلمانان بالاي اين حزب گرديده است.
تأسيس و افراد برازنده:
-مؤسس حزب شيخ تقي الدين نبهاني ( 1909-1979م) فلسطيني ميباشد كه در قريهء اجزم قضاء حيفا تولد شده، دروس ابتدائي خودرا در قريه فرا گرفت، بعد به الأزهر پيوست و علوم خويش را در قاهره تكميل كرد، بعدا به فلسطين بازگشت و در تعدادي از شهرهاي فلسطين به حيث مدرس و بعد از آن به حيث قاضي كار نمود.
-در اثر حادثهء 1948م. وي با فاميلش فلسطين را به قصد بيروت ترك گفت.
-بعدا در محكمهء استيناف شرعي در بيت المقدس به حيث عضو تعيين گرديد، و بعد از آن به حيث مدرس در دانشكدهء اسلامي در عمان ايفاء وظيفه نمود.
-در سال 1952م حزب خودرا تأسيس كرد و بخاطر رياست آن از ديگر كارها خود را فارغ ساخت و در