ضرورة بشرية.             المطابع التعاونية- عمان- اردن- 1978م.




 
تجـانيه
تعريف:
تجانية يك فرقهء صوفي مشرب است كه پيروان آن به تمام افكار و معتقدات صوفيه عقيده مند ميباشند، و علاوه برآن عقايد خاصي نيز دارند مانند: ممكن بودن ملاقات مادي و حسي در همين دار دنيا، با پيامبر خدا (ص) و اينكه پيامبر (ص) براي آنان درود ( الفاتح لما اغلق) را تعليم داده است، اين درود نزد  ايشان از عظمت و شأن خاصي برخوردار ميباشد.
تأسيس و افراد برازندهء آن:
-مؤسس آن أبوالعباس احمد بن محمد بن مختار بن احمد بن محمد سالم تجاني است، كه در سالهاي ( 1150-1230هـ)  (1737-1815م) زندگي نموده و تولدش در قريهء ( عين ماضي) بوده، اين قريه از قريه هاي الصحراء متعلق الجزاير فعلي ميباشد.
-علوم شرعي را فرا گرفت و به مناطق: فاس، تلمسان، تونس، قاهره، مكه، مدينه، و وهران سفر نموده بود.
-طريقهء خودرا سال ( 1196هـ) در قريهء أبو سمغون ايجاد نمود و مركز اولي اين طريقه قريهء فاس  بود كه از همان جا به تمام افريقا انتشار يافت.
-از مشهور ترين آثارش كه از خود به جاگذاشت يكي برج تجاني است كه در فاس موقعيت دارد، و دومي كتابش است بنـام ( جواهر المعاني و بلوغ الاماني في فيض
سيـدي أبو العباس التجـاني)، اين كتاب را شـاگرد تجاني علي حرازم جمع آوري 
نموده است.
افراد مشهورشان بعد از مؤسس:
-علي حرازم أبو الحسن بن العربي برادة المغربي الفاسي، وي در مدينهء منوره وفات نمود.
-محمد بن المشري الحسني السابحي السباعي (وفات 1224هـ) صاحب كتاب (الجامع لما افترق من العلوم) و كتاب ( نصرة الشرفاء في الرد علي اهل الجفاء).
-احمد سكيرج العياشي ( 1295- 1363هـ) در فاس تولد شده، و در مسجد القرويين درس خواند و همانجا مدرس تعيين گرديد، وظيفهء قضاء را نيز بدوش گرفت و از يكتعداد شهرهاي مغرب بازديد بعمل آورد، وي كتابي دارد بنام (الكوكب الوهاج سنة 1318هـ) و نيز كتاب ديگري بنام ( كشف الحجاب عمن تلاقي مع سيدي احمد التجاني من الأصحاب).
-عمر بن سعيد بن عثمان الفوتي السنغالي، سال ( 1797م)  در قريهء «الفار» كه از قريه هاي ديمار در سنغال است، تولد شده، علوم خويش را در الأزهر  فرا گرفت، وقتي به وطن خود بازگشت كرد شروع به نشر كردن علوم خود در ميان بت پرستان نمود، و در مقابله و مقاومت بر ضد فرانسوي ها كوشش هاي قابل ملاحظه اي نموده بوده ،درسال (1283هـ) وفات كرد، و دو نفر ازپيروانش جانشين وي گرديدند، مهم ترين  كتاب هايش  همانا كتاب (رماح حزب الرحيم علىنحور حزب الرجيم ) است كه آن را سال (1261هـ/1845م) نوشته است.
-محمد الحافظ بن عبد اللطيف بن سالم الشريف الحسني  التجاني المصري (1315- 1398هـ)وي رهبر تجاني ها در مصر بود واز خود كتاب خانه اي  بجاگذاشت كه فعلا در برج تجاني در قاهره موجود است، وي كتابهايى دارد بنام هاي : (الحق في الحق والخلق) و(الحد الأوسط بين من أفرط و من فرط) و(شروط طريقة التجانية)، همچنان در سال (1370هـ/1950م)مجله اي را بنام (طريق الحق ) پايه گذاري كرد.
افكار ومعتقدات:
-به اعتبار اصل آنان ايمان به الله (ج) دارند .
-آنان به اموريكه ديگر صوفيان عقيده دارند معتقدند كه از آنجمله است ايمان به وحدة الوجود (جواهر المعاني 1/259 را مطالعه كنيد) وعقيدهء ( فناء) كه آن را وحدة الشهود مينامند ( همچنان جواهر المعاني 1/191 را مطالعه كنيد).
-غيب را به دو بخش تقسيم ميكنند: غيب مطلق كه دانستن و علم آن خاص به خداوند است، دوم غيب مقيد كه آن از بعضي مخلوقات غائب است و از بعض ديگر نيست.
-معتقدند كه مشائخ ايشان غيب را ميدانند چه رسد به پيامبران عليهم السلام كه آنان به طريق اولي ميدانند، در بارهء شيخ و رهبرشان احمد تجاني ميگويند:  (…از جملهء كمالات وي  و شدت بصيرت وي و فراست نورانيش،  بصيرتي كه به مقتضاي آن در معرفت احوال  همصحبتان و غيره از قبيل ظاهر ساختن چيزهاي پوشيده و اخبار از غيبيات و دانستن عواقب امور و حاجات و ديگر اموريكه برين ها مرتب ميشود از مصالح و آفات و ديگر امور واقع شدني) جواهر  المعاني  1/63 را مطالعه كنيد.
-رهبرشان احمد تجاني ادعا ميكند كه وي با پيامبر r ملاقات نموده يعني ملاقات حسي و مادي و با وي مشافهة صحبت نموده، و از پيامبر r درود ( الفاتح لما اغلق) را آموخته است.
-لفظ درود مذكور چنين است: " اللهم صلى على سيدنا محمد الفاتح لما اغلق و الخاتم لما سبق، ناصر الحق بالحق الهادي الى صراطك المستقيم و على آله حق قدره و مقداره العظيم" آنان در بارهء اين درود اعتقاداتي دارند كه بعضي از آنان را ذكر مينماييم:
* پيامبر r به وي يعني به احمد  تجاني گفته است كه يكبار خواندن اين درود معادل به شش بار خواندن قرآن است.
* پيامبر r بار ديگري به وي خبر داده و گفته كه يكبار خواندن اين درود معادل و مساوي به شش هزار بار خواندن قرآن و هر ذكر و دعاي بزرگ و كوچك ديگريست ( جواهر المعاني 1/136) .
* اين فضيلت به خداندن اين درود حاصل نميشود مگر براي كسيكه اجازهء خواندن داشته باشد، يعني اجازه اي كه سلسله وار از احمد تجاني رسيده باشد.
* اين درود از جملهء كلام خداوند متعال است مثل احاديث قدسي ( الدرة الفريدة 4/128).
* كسيكه ده بار دورد فاتح را تلاوت كند چنان اجر و ثوابي را نصيب ميشود كه اگر شخص عارف بالله [خداشناس و عابد] يك مليون سال زندگي كند ولي اين درود را تلاوت نكند به ثواب واجر آن نمي رسد.
* كسيكه يكبار اين را خواند تمام گناهانش بخشيده ميشود و هموزن شش هزار تسبيح و ذكر و دعاء برايش پاداش داده ميشود…( كتاب مشتهي الخارف الجاني 299-300) .
-يكي از انتقاداتي كه بالاي شان وارد ميشود اينست كه آنان مطابق ميل و دلخواه شان امور كوچك را بزرگ و امور بزرگ را كوچك جلوه ميدهند كه اين كار باعث شده تا تكاسل و تهاون در اداي عبادات ميان شان شائع كردد و رواج يابد، زيرا آنان اجرها و پاداش هاي بزرگ و زيادي را توسط كمترين عمل كه يكي از ايشان انجام ميدهد، حاصل ميدانند.
-ميگويند كه براي آنان خصوصياتي است كه ايشان را در روز قيامت از ديگر افراد بشر بالا و بلند ميسازد ، و از آنجمله خصوصيات است:
* سكرات و شدايد موت بر آنان تخفيف ميشود.
* خداوند ايشان را در سايهء عرش خود سايه ميكند.
* براي شان برزخي است كه خاص خودشان بوده در سايهء آن زندگي مينمايند.
* ايشان [به پندار خود شان] نزد دروازهء جنت همراه باكساني كه در امن وامان هستند، قرار ميداشته باشند وهمراه باگروه اول داخل جنت ميشوند يعني همراه با محمد r وياران مقرب وي [y]. 
* ميگويندكه پيامبر r احمد تجاني را ازتوسل به اسماء  الله الحسني منع نموده وبه توسل به درود (الفاتح لما اغلق) امر كرده است؛ واين عقيده مخالف باصريح اية كريمه است "ولله الأسماء  الحسـني فادعـوه بـها" يعـني براي خداوند U اسماء 
حسني است پس  شما وي را توسط همين اسماء حسني دعاء كنيد.
-بر پيامبر  (ص) افترا  مي بندند كه وي بخشي از وحي پروردگار را كه به او وحي شده بود پنهان كرده بود تا آنكه وقت اظهارش فرا رسيد وآن را به شيخ شان احمد تجاني اظهار وبيان نمود، كه از آن جمله است درود (الفاتح لما ا