يكنند.
4-قبل از آنكه مدت اقامت شان در همانجا به پايان برسد مردم را به طرف خروج و برآمدن في سبيل الله بخاطر رسانيدن دعوت براي ديگران، و بخاطر عملي ساختن اين قول خداوند U «كنتم خير أمة اخرجت للناس» دعوت مينمايند، بعد اشخاصي خود را براي همراهي آنان به مدت يك روز يا سه روز يا يك هفته يا يكماه و يا ... نامزد مينمايند، هر كس به اندازهء توان و امكانات و فارغ بودنش.
5-بخاطري كه از امور دعوت و ذكر به چيز ديگر مشغول نشوند و بخاطريكه عمل شان خالص في سبيل الله باشد هيچ نوع دعوت اهل قريه را به سوي طعام و غيره نمي پذيرند.
6-به طرف ازالهء منكرات ( نهي از منكر ) توجه نمي نمايند وبه اين عقيده هستند كه فعلا مرحلهء  ايجاد يك جو و فضاء مناسب براي زندگي اسلامي است، و قيام به كار «ازالهء منكرات» موانع و عقـباتي را در راه دعوت ايجاد مينمايد و مردم را 
از آنان متنفر ميسازد.
7-به اين فكر اند كه وقتي هر فرد را جدا جدا اصلاح نمودند منكرات خود به خود از جامعه دور ميشود و از بين ميرود.
8-خروج و تبليغ و دعوت مردم  براي خود داعي نيز از امور تربيوي به شمار ميرود، زيرا وقتي وي مردم را دعوت ميكند خودش احساس مينمايد كه من به حيث پيشواي مردم هستم بنا بر آن بايد آنچه مردم را به سوي آن دعوت ميكنم اول خودم آن را عملي نمايم  و به آن ملتزم باشم.
-تقليد مذاهب را واجب ميدانند، و از اجتهاد منع مينمايند،البته بدليل اينكه شروط مجتهدي كه برايش حق اجتهاد است در علماء اين زمان مفقود ميباشد.
-از طريقه هاي صوفيه كه در هند موجود است متأثر اند، بنابرين برخي از امور كه صوفي ها برآن متصف اند بالاي اينهاهم تطبيق ميشود، از قبيل:
1-براي هر مريد شيخي ضروري است كه با وي بيعت كند، و كسيكه بميرد و در گردنش بيعتي نباشد همچون شخص جاهل (كافر) مرده است، بسا اوقات بيعت براي شيخ در محضر عام صورت ميگيرد، كه در آن مجلس چادر هاي كلان كلان كه يكي با ديگري متصل ميباشد بالاي مردم  پهن كرده ميشود، و كلمات بيعت را به طور دست جمعي تكرار مينمايند،  واين كار در ميان جمعيت زنان نيز صورت ميگيرد.
2-مبالغه در دوستي شيخ و همچنان افراط در دوستي و محبت پيامبر  صلى الله عليه وسلم گاهي آنـان را از ادبي كـه بايد آن را در مقـابل پيامبر r مراعات كرده، 
شود خارج ميسازد.
3-براي رؤيا و خواب ديدن ارزشي قائل ميشوند كه  آنرا به مقام حقيقت مي نشانند، حتى اين رؤياها قاعده اي تلقي ميشود كه بران امور را طرح زيري مينمايند و اثري بر مسير دعوت ميگذارد.
4-معتقداند كه تصوف نزديكترين راه براي درك كردن حلاوت ايمان در قلب است.
5-نام هاي صوفيان بزرگ ورد زبان شان است، مثل : ( عبد القادر جيلاني  متولد در جيلان سال 470هـ، سهروردي ، أبو منصور ماتريدي متوفى سال 332هـ و جلال الدين رومي متولد سال 604هـ صاحب كتاب مثنوي).
-روش شان بر ترغيب و ترهيب و تأثير عاطفي استوار است، و توانسته اند تعداد زيادي را كه غرق در شهوت پرستي و منغمس در گناه بودند از آن حالت خارج نموده، به طرف ايمان، عبادت،  ذكر و تلاوت قران كريم بكشانند.
-در سياست حرف نمي زنند و افراد خود را نيز از آن منع مينمايند و نمي گذارند در مشكلات آن داخل شوند، و بالاي هر كسيكه در سياست دست ميزند انتقاد مينمايند، شايد اختلاف اساسي هم ميان ايشان و ميان جماعت اسلامي همين نقطه باشد، زيرا جماعت اسلامي مقابله را با دشمنان اسلام در قارهء هند ضروري ميداند.
بعضي ملاحظات و انتقادات بالاي آنان:
-ايشان توسعهء افقي و كمي پيدا ميكنند، نه توسعه نوعي، زيرا تفوق و توسعهء نوعي محتاج به دوام تربيهء افراد است، و اين امريست كه در اين جماعت وجود ندارد، زيرا افرادي كه اينان وي را دعوت ميكنند گاهي چنين هم ميشود كه ديگر هزگر باوي يكجا نمي شوند، و اين فرد يا افراد نظر به تأثير فريب زندگاني و فتنه هاي آن بارديگر به روشي كه بودند باز ميگردند.
-ايشان به طور منظم در تنظيم واحدي قرار ندارند بلكه ميان افراد و داعيانش  علاقه هايى وجود دارد كه استوار بر تفاهم و دوستي ميباشد.
-كارشان براي جاري ساختن احكام  اسلامي در زندگي مردم كافي نيست، همچنان كار شان براي مقابله با موج هاي فكري دشمنان اسلام كه با همه توان خود بخاطر مقابله و جنگ با اسلام و مسلمانان اماده ميشوند، كفايت نمي كند.
-تأثير كار شان بالاي افرادي است كه به مساجد رفت  و آمد دارند ، اما كساني كه داراي افكار و اعتقادات مختلف اند [و به مساجد نمي روند] تأثير شان بالاي اينگونه افراد نزديك به هيچ است.
-گفته ميشود كه: آنان بخشي از اسلام را گرفته اند و بخش ديگر  آن را ترك كرده اند، و اين تقسيم و تجزي خود منافي باطبيعت يكپارچه اسلام است.

ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-اين جماعت يك جماعت اسلامي است كه مأخذهاي اصلي آن قرآن كريم و سنت  پيامبر (ص) ميباشد، و طريقه اش طريقهء اهل سنت و جماعت است.
-از بعضي طريقه هاي صوفي ها نيز متأثر اند مثل طريقهء چشتيه كه موجود در هند است، و براي صوفيان بزرگ در تعليم و تربيهء خود اعتبار خاصي قائل اند.
-بعضـي ها معتـقد انـد كه اين جماعت افكار خودرا از جماعت نور تركيه اخذ 
نموده است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-دعوت شان درهند شروع شد و در پاكستان و بنگلديش نشر گرديد، وبه عالم اسلامي و عربي منتقل شد، در سوريه، اردن، فلسطين، لبنان، مصر، سودان، عراق و حجاز پيرواني يافتند.
-در اكثر بلاد عالم دعوت شان نشر گرديده، از قبيل اروپا، امريكا، آسيا، و افريقا،  و در زمينهء دعوت غير مسلمانان به سوي اسلام، در اروپا و امريكا كوشش هاي بارزي كرده اند.
-مركز عمومي شان در نظام الدين دهلي است و از همانجا امور دعوت را در عالم سرپرستي ميكنند.
-در بخش تمويل مالي، بالاي خود داعيان اعتماد مينمايند [يعني هر داعي مصرفش را خودش ميپردازد] كمكهاي متفرقهء ديگري هم از بعضي ثروتمندان وجود دارد، كه يا مستقيما ميباشد و يا مصرف بعضي داعيان را به دوش ميگيرند.
مراجــع:
1-حيات الصحابه                      شيخ محمد يوسف كاندهلوي – دار القلم- دمشق
                                             –ط2- 1403هـ/-1983م.
2-جماعة التبليغ عقيدتها  و افكار      ميان محمد اسلم پاكستاني، بحثي است كه  در                                                                                                                                       مشائخها                                  سال درسي 1396، 1397هـ به دانشكدهء  شرعيات
                                             جامعهء اسلاميهء مدينهء منوره پيش كرده شده بود.
3-الطريق إلى جماعة المسلمين          حسن بن محسن بن علي بن جابر- دار الدعوة – 
                                              كويت – ط1– 1405هـ/ 1984م.                                                  
4-الموسوعة الحركية                      فتحي يكن- دار البشير-عمان- اردن- ط1
                                              -1403هـ/1983م.
5-مشكلات الدعوة و الداعية          فتحي يكن – مؤسسة الرسالة- بيروت – لبنان- 
                                             ط3-1394هـ/1974م.
6-السراج المنير                           دكتور تقي الدين هلالي.
7-الدعوة الإسلامية فريضة             دكتور صادق امين- جمعية عمال
    شرعية و 