درس تعيين شد و در آنجا فعاليت ديني اش در ميان مردم شروع شد، خصوصا در قهوه خانه ها و در ميان كاركنان كانال. 
-در ماه ذو القعده  1327هـ / ابريل 1928م تهداب حركت اخوان المسلمين گذاشته شد.
-در 1932م استاد حسن البنا به قاهره انتقال نمود وبا انتقال وي حركت نيز به قاهره انتقال كرد.
-در سـال 1352هـ/1932م جريـدهء هفـته وار ( اخوان المسلمين) انتشار يافت 
و مدير آن استاد محب الدين خطيب (1303-1389هـ) ( 1886-1969م)  تعيين گرديد بعد از آن در سال (1357هـ/ 1938 م)  "النذير" انتشار يافت و بعد از آن در سال (1367هـ /1947م ) "الشهاب " به نشر رسيد ... و مجله ها و جريده هاي متعلق به حركت پيهم شروع به انتشار نمود.
 -در سال 1941م اولين هيئة تأسيسيه متشكل از صد عضو تشكيل يافت كه افراد آنرا خود حسن البنا انتخاب نمود.
 -اخوان المسلمين در سال 1948م در جنگ فلسطين شركت نمودند و با نيروي خاصي كه داشتند در معركه داخل شدند، اين رويداد را  استاد كامل شريف در كتاب خود ( الإخوان المسلمين في حرب فلسطين ) به تفصيل ذكر نموده است.
-در 8 نومبر 1948م محمود فهمي نقراشي – صدراعظم مصر در آن وقت- فيصله اي را صادر نمود كه طبق آن بايد جماعة اخوان المسلمين منحل گرديده دارايى هايش ضبط شود و افراد برا زندهء آن زنداني گردد.
-در دسمبر  1948م محمود فهمي ترور شد و اخوان المسلمين متهم به قتل آن گرديد، طرفداران محمود فهمي نقراشي در جنازه اش اعلان نمودند: سر حسن البنا در مقابل سر نقراشي،همان بود كه در12فروري 1949م حسن البنا تروركرده شد.
-در سال 1950م دوران وزارت نحاس آمد و مجلس دولت فيصله نمود كه: امر به انحلال جماعت باطل است و ديگر اساس ندارد بنابر همين فيصله قيودات از سر راه جماعت برداشته شد.
-در سال 1950م استاد حسن الهضيبـي (1306-1393هـ) (1891-1973م)
به حيث رهبر اخوان المسلمين تعيين گرديد، وي يكي از بزرگترين قاضيان مصر بود و چندين بار زنداني شده بود و در سال  1954م حكم اعدامش صادر شد بعدا از اعدام به حبس ابدي تخفيف يافت  ولي در سال 1971م براي آخرين بار از زندان رهايى يافت.
-در برج اكتوبر 1951م  روابط مصر و بريطانيا قوي گرديد بنابرين اخوان المسلمين جنگ هاي چريكي را ضد انگليس در كانال سويس آغاز كردند كه آن را كامل شريف  در كتاب ( المقاومة السرية في قناة السويس) ثبت نموده است .
-در 23 يوليو 1952م  افسران  مصري به سركردگي محمد نجيب انقلاب يوليورا با همكاري اخوان المسلمين براه انداختند ولى اخوان المسلمين بعد از پيروزي انقلاب اشتراك در حكومت را ترك كردند، زيرا هدف افسران از انقلاب واضح بود [يعني آنان حكومت اسلامي را نمي خواستند] جمال عبدالناصر ترك نمودن آنان را يكنوع دسيسه پنداشت و در ميان افسران و اخوان المسلمين تنش وخصومت ايجاد شد بعدا اين تنش و خصومت بالا گرفت و بحدي رسيد كه در سال  1954م حكومت به گرفتاري اخواني ها اقدام نمود وهزاران نفر آنان را تبعيد كرد، حكومت دراين اقدام خود اين را بهانه كرد كه:  اخواني ها مي خواستند جمال عبد الناصر را در ميدان المنشيه در اسكندريه به قتل برسانند،  در همين ايام شش تن آنان اعدام كرده شد كه آنان عبارت اند از: عبد القادر عوده, محمد فرغلى, يوسف طلعت، هنداوي دوير، ابراهيم الطيب، و عبد اللطيف.
-در سـال 1965-1966م بار ديگر خصـومت و تنـش ميان حكومـت و 
اخوان شدت گرفت و حكومت بار ديگر به گرفتاري،  تعذيب و اعدام دست زد كه دراين بار سه تن را اعدام نمود و آنان عبارت اند از:
1-سيد قطب ( 1324- 1387 هـ ) 1906- 1966م) وي كسي بود كه مفكر دوم بعد از حسن البنا در جماعت اخوان المسلمين و يكي از رهبران مفكورهء جديد اسلامي شناخته مي شود.
* در سال 1954م زنداني شد ده سال را در زندان سپري نمود  و در سال 1964م به سفارش رئيس جمهور عراق عبد السلام عارف از حبس رها شد، ليكن ديري نگذشت كه دو باره به زندان برده شد و به حكم اعدام مواجه گرديد.
* وي چندين كتاب ادبي و فكري اسلامي نوشته كه از آنجمله است:  (العدالة الإجتماعية في الإسلام، خصائص التصور الإسلامي ومقوماته في ظلال القران، معالم في الطريق) و غيره.
2-يوسف هواش
3-عبد الفتاح اسماعيل.
-جماعت اخوان تا وفات عبد الناصر 28/9/1970م كار خويش را به طريق مخفي پيش مي برد.
-در دوران انور السادات افراد  جماعت تدريجا رهايى يافتند .
-بعد از هضيبي عمر تلمساني ( 1904- 1986م ) رهبر جماعت تعيين گرديد، مقام رهبري جماعت اخوان المسلمين با سر پرستي وي تمام دارايى هاي ضبط شده خويش را كه در دور عبد الناصر ضبط شده بود و همچنان همه حقوق خويش را  به طور كامل درخواست نمود  و رهبر جماعت افراد جماعت را به طريقي واداشت كه از خصومت و درگيري ها با حكومات بدور بمانند  و هميشه توصيه ميكرد كه بايد دعوت و كار خويش را به حكمت پيش برده تندروي و جانب واقع شدن را كنار بگذارند.
-بعد از أستاذ تلمساني محمد حامد ابونصر  رهبر تعيين گرديد وروش استاد تلمساني را در پيش گرفته از اسلوب وي استفاده كرد.
-تعدادي از افراد برا زنده اخوان المسلمين  در خارج مصرنيز ظهور نمودند كه برخي از آنها را اينجا ذكر ميكنيم:
1-شيخ محمد محمود الصواف كه مؤسس و رهبر اخوان المسلمين در عراق بود، وي چندين كتاب نوشته و در نشر اسلام در افريقا نقش بارزي داشت آنهم بعد از هجرتش از عراق و استقرارش در مكهء مكرمه سال 1959م.
2- دكتور مصطفى السباعي ( 1334-1384هـ) (1915-1964م) اولين رهبر عام اخوان المسلمين در سوريا، وي دكتوري خودرا سال 1949م از دانشكدهء شرعيات ازهر اخذ نمود، در سال 1948م گروپ هاي اخواني را به طرف فلسطين سوق داد و رهبري نمود،همچنان  در سال 1949م خودرا به حيث وكيل دمشق كانديد كرد، وي خيلي سخنور و خطيب ممتاز بود،  سال 1954م دانشكده شرعيات را در دمشق تأسيس كرد وخودش اولين رئيس آن بود، وي چندين كتاب نوشته كه از جمله آنها (السنة و مكانتها في التشريع الإسلامي، المرأة بين الفقه والقانون، قانون الأحوال الشخصية) وغيره ميباشد.
3-در 13 رمضان 1364هـ مطابق 19/11/1945م جماعت اخوان المسلمين در اردن تأسيس گرديد  و اولين رهبر آن شيخ عبد اللطيف أبو قوره بود، سال 1948م وي گروپ هاي اخوان المسلمين را در اردن به طرف فلسطين قيادت نمود.
-در 26/11/1953م استاذ محمد عبد الرحمن متولد سال (1919م) ناظر عام بر اخوان المسلمين در اردن تعيين گرديد و تا حالا درمنصب خود ايفاء وظيفه ميكند، وي سه قطعه شهادت نامهء علمي را دارا ميباشد.
 افكار و معتقدات:
-برداشت اخوان المسلمين از اسلام اين است كه: اسلام همه شمول بوده مقتصر به جانبي نيست.
-اخوان المسلمين ميكوشند كه دائرهء كارشان وسعت پيداكند و حركت جهان شمول وعالمي گردد.
-حسن البنا حركت را چنين معرفي نموده ميگويد: ( اخوان المسلمين دعوت سلفي، طريقهء سني، حقيقت صوفيه، هيئة سياسي، گروه رياضت كشيده،  پيوند علمي و ثقافتي، شركت اقتصادي و مفكورهء اجتماعي است).
 -حسن البنا مؤكدا ميگويد: شعار و علامات اخوان المسلمين امور آتي است:
1-دوري از مواضع اختلاف.
2-دوري از بدگويى بزرگان .
3-دوري از فرقه گرائي و حزب گرائي.
4-توجه جدي به خود سازي و مرحله به مرحله پيش رفتن.
5-ترج