 شان به داخل جزيرهء عرب روآوردند كه با طلوع اسلام از آنجا نيز بيرون كرده شدند، و تعدادي از آنها هم در افريقا و آسيا زندگي نمودند.
-از ابتداي قرن گذشتهء ميلادي به جمع نمودن پراگنده هاي خويش در سرزمين فلسطين آغاز كرده اند و آنان را به اين كار صهيونيزم و استعمار تشويق و ترغيب نموده اند.
-در اين شكي نيست كه يهوديان موجوده- كه تقريبا به پانزده مليون بالغ ميگردند-هيچ رشته و رگي با عبراني هاي قديم اسرائيلي كه از نسل ابراهيم u بودند، ندارند زيرا اينان مردمان مختلطي از اقوام روي زمين اند كه عوامل استعماري آنان را به سوي يهوديت سوق داده است، اما آناني كه فعلا از اصول و نسل اسرائيل هستند آنان امروز- خصوصا در اسرائيل – از يهوديان طبقه پايين به شمار ميروند.
مراجــع :
1-إظهار الحق                                       رحمة الله الهندي.
2-اليهود: نشأتهم و عقيدتهم و مجتمعهم            زكي شنودة – ط1-مكتبة نهضة 
                                                       مصر- 1974م.
3-تاريخ الأقباط                                     زكي شنودة.
4-اللـه                                             عباس محمود العقاد.
5-خطر اليهودية العالمية على الإسلام               عبد الله التل.
و المسيحية  
6-مقارنة الأديان «اليهودية»                       د. أحمد شلبي – ط4- النهضة 
                                                       المصرية – 1974م.
7-اليهود في تاريخ الحضارات الاول                غوستاف لوبون – ترجمة عادل
                                                      زعيتر- طبعة عيسى البابي الحلبي.
8-التوراة: عرض و تحليل                           د. فؤاد حسين.
9-تاريخ بني إسرائيل من أسفارهم                  محمد عزة دروزة.
10-الأديان و الفرق و المذاهب المعاصرة           عبد القادر شيبة  الحمد- 
                                                      مطبوعات  الجامعة الإسلامية 
                                                      بالمدينة المنورة.
مراجــع  بيگانه :
1-       Berry: Religions of the World.
2-       Reinach : History of  Religion.
3-       Smith J. W. d: God and man in early Israel.
4-       Kirk : A Short  History of the Middle east.
5-       Max marigolis and Alexander marx : A History of the Jewish Peeple.
6-       Hertzl : The Jewish State.
7-       Weech : Civilization of Neer east.
8-       Wells : A Short History of the World.

به كمك و توفيق خداوند u مراجعه و براسي كتاب توسط بنده فقير مولوي محمد طاهر عطائي به تاريخ 16 صفر 1422هـ. ق 19 ثور 1380هـ. ش عصر چهارشنبه تكميل گرديد.
و الله اعلم بالصواب.

اباضيـه
تعريف:
 اباضيه گروهي ميانه رو از گروه هاي خوارج است، مگر پيروان اين مذهب خود را از جملهء خوارج نمي شمارند، بلكه مذهب خويش را مذهبي اجتهادي و فقهي  از مذاهب اهل سنت ميدانند، مثل مذاهب چهار گانهء ديگر اهل سنت، يعني :  حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي0
 تأسيس وافراد برازنده:
- تأسيس كنندهء اين مذهب عبدالله بن اباض مقاعسي مرُي است، كه به اباض منسوب مي شود و آن قريه اي در يك جانب يمامه است.
- از اشخاص برازندهء شان جا برابن زيد ( 21- 96هـ )  است، وي از جملهء كسانيست كه نخستين تدوين كنندگان حديث شمرده ميشوند، علوم خويش را از عبدالله ابن عباس، عائشه، انس ابن مالك، عبدالله ابن عمر و ديگر بزرگان صحابه ، اخذ نموده است.
-ابوعبيده مسلمه ابن ابي كريمه : از مشهور ترين شاگردان جابرابن  زيد است.
وي بعد از جا برابن زيد مرجع اباضيه گرديد ، ومشهور به لقب " قفاف" است.
-ربيع بن حبيب فراهيدي: وي در نصف قرن دوم هجري زندگي نموده، ومسندي [كتابي به طرزمسند] از احاديث نيز تصنيف نموده كه بنام (مسند ربيع بن حبيب) ياد ميشود، اين كتاب مطبوع ومتداول است.
-ازجملهء  امامـان شان درشمـال افريـقا، در دوران حكومـت عباسي: حـارث بن
 تليد، بعد از وي ابوخطاب عبدالاعلي بن السمح معافري،  بعد از وي ابو حاتم يعقوب بن حبيب، بعد از وي حاتم مروزي بود0
-آن امامان شان كه بعد از يكديگر، در دولت رستمي بر تاهرت مغرب حكومت كردند عبارت اند از: عبدالرحمن، عبدالوهاب، افلح، ابوبكر، ابواليقظان، ابو حاتم0           -از جملهء علماء شان :
1-سلمه بن سعد: وي در اوائل قرن دوم، مذهب شان را در افريقا نشر نمود0
2-ابن مقطع الجنوني: علوم خويش را دربصره فرا گرفت ، بعد به وطن خود، در (جبل نفوسه) كه در ليبيا واقع است، باز گشت تا درنشر مذهب اباضي سهم گيرد0
3-عبد الجبار بن قيس مرادي : وي در دوران امام شان حارث بن تليد، قاضي بود0
4-سمح ، ابوطالب: وي از زمرهء علماء شان در نصف دوم قرن دوم هجري به شمار ميرفت0 در دوران عبدالوهاب بن رستم تا مدتي وزير وي بود ، بعدا منحيث والي وي بر جبل نفوسه واطراف آن در ليبيا ايفاي وظيفه نمود0
5-ابوذر ابان بن وسيم : از جملهء علماء شان، در نصف اول قرن سوم هجري بوده، ومنحيث والي براي افلح بن عبدالوهاب، بر مناطق طرا بلس ايفاي وظيفه نموده است.
افكار ومعتقدات :
-اباضيها به تنزيه مطلـق پروردگار دعـوت مي كنند، وآنچـه از قرآن كـريم و 
احاديث شريف را كه ظاهرا افادهء تشبيه مي نمايد طوري تأويل مي كنند كه معني داشته باشد ومفضي به تشبيه نشود، اسماء حسني وصفات را براي خداوند عزوجل ثابت مي نمايند، همانطوري كه خداوند آنها را براي خويش ثابت كرده است ، ( مثلا ) استواء خداوند برعرش بايد تأويل مجازي شود، ودست خداوند (كه در قرآن آمده ) بايد به قوت ويا به نعمت تأويل شود0
-به ديدار خداوند  در آخرت قائل نيستند، و در اين مورد از اين ايت: (لاتدركه الأبصار) استدلال مينمايند.
-برخي مسائل آخرت را ، از قبيل ترازوي اعمال وپل صراط وغيره، تأويل مجازي ميكنند.
-افعال انسان را خداوند خلق كرده، وخود انسان كسب نموده است، درين مسئله آنان موقف وسطي ميان قدريه و جبربه اتخاذ نموده اند0
-صفات خداوند زياده بر ذات خداوند نيست بلكه عين ذات خداوند  هستند0
-قرآن كريم نزد آنان مخلوق است0
-به «المنزلة بين المنزلتين» قائل نيستند [چنانكه معتزله ها به آن قائل اند]يعني ميان كفر وايمان جاي سومي وجود ندارد زيرا آندو، مانند زندگي وموت، ومانند حركت وسكون ضد همديگر اند، وميگويند هر گاه كسي از ايمان خارج شود 


دركفر داخل مي شود،[ چون جاي سوم وجود ندارد] ، بنابرين كسي كه مؤمن نبود حتـمي كافراست، درين مسئـله به اين قول خداوند  استدلال ميكنند: (إماشاكرا وإماكفورا ).
-مردم به نظر آنها به سه گروه تقسيم مي شوند:
1-مؤمناني كه تقاضاهاي ايمان خويش را پوره كرده اند 0
2-مشركاني كه شرك شان ظاهر و آشكار است0
 3-گروهي كه كلمهء توحيد را مي خوانند وبه اسلام معترف اند، ولي در سلوك وعبادت ملتزم به اسلام نيستند ، بنابرين اينها مشرك نيستند زيرا به توحيد ويكتايي خداوند  اقرار دارند ، ومؤمن نيز نيستند، چون آنان به  آنچه ايمان تقاضا دارد ملتزم نيستند ، پس اين گروه در احكام دنيا بامسلمانان اند، به خاطر اقرار شان به توحيد، ودر احكام آخرت، به خاطر عدم وفاي شان به ايمان  ومخالفت شان با آنچه توحيد تقاضا مي كرد بامشركين اند0
-وطن مسلمانان ديگر كه مخالف آنان اند دار توحيد است، جز اردوگاه پاشاه كه آن دار بغي ميباشد0
- عقيده دارند كه مخالفين شان، از اهل قبله، كافر هستند نه مشرك، عروسي ومناكحه با آنان جائز است، ميراث بر