 قبل از ميلاد به هند آمده اند، اولين تأسيس كنندگان دين هندويت به شمار ميروند.
-دين فاتحين جديد دين سابقهء هندي ها را به كلي محو و نابود نكرد، بلكه با آن خلط گرديده هر يكي از ديگري متأثر گرديد.
-در قرن هشتم قبل از ميلاد دين هندويت توسط كاهنان براهمه ترقي نمود، آنان كساني بودند كه مي پنداشتند در طبيعت آنان عنصر الهي وجود دارد.
-بار ديگر درقرن سوم قبل از ميلاد توسط قوانين ( منوشاستر) ترقي كرد.
افكار و معتقدات :
-ميتوانيم كه هندويت را از ميان كتابهايش، مفكورهء شان نسبت به پروردگار، عقايد شان، طبقات شان، و بعضي مسائل مفكوره اي و اعتقادي ديگر، درك نماييم.
اول : كتابهاي شان :
هندويت خيلي زياد كتابهائي دارد كه فهم آنها مشكل و لغت شان ناآشنا ميباشد، كتابهاي زياد ديگري تاليف شده كه آنان را شرح مينمايد،  و كتاب هاي ديگري براي اختصار اين شروح تاليف گرديده كه همهء آنها به نزد شان مقدس ميباشد، و مهمترين آنها كتب ذيل است:
1-الويدا: در اين كتاب زندگي آريائي ها، و مدارج ارتقاء  زندگي عقلاني از سادگي به سوي احساس فلسفي ديده ميشود،همچنان در اين كتاب دعاهائي وجود دارد كه به شك و ترديد به پايان ميرسد،  و نيز در آن خدا پرستيي وجود دارد كه به وحدة الوجود بالا ميرود، اين كتاب از چهار كتاب تشكيل شده كه آنان عبارت اند از:
* ريج ويدا : به 3000 سال قبل ازميلاد باز ميگردد،  در اين كتاب اولا ذكر خداي خدايان ( اندرا) آمده، بعد از آن ذكر خداي آتش (اغني) بعد از آن ذكر خداي ( فارونا) بعد از آن خداي سوريه (يعني خداي آفتاب ).
* يساجور ويدا: آنرا راهبها در وقت پيشكش نمودن قرباني ها تلاوت مينمايند.
* ساما ويدا:  اشعار آنرا در وقت اقامت نمازها و دعاها مي خوانند.
* آثار ويدا: عبارت است از افسونها و تعويذاتي براي دفع جادو، توهم، خرافات، افسانه ها و شياطين.
* هر يكي از اين ويدا ها مشتمل بر چهار جزء اند كه عبارت است از:
* سمهتا: كه مذهب فطرت را انعكاس ميدهد ، دعاهاي آنرا سكان هند قبل  ازآمدن آريائي ها، براي آلههء خويش تقديم مينمودند.
* البراهمن : آنرا براهمي هابراي كسانيكه در بلاد شان سكونت دارند تقديم مينمايند، و انواع قرباني هارا بيان ميكنند.
* آرانياك الغابيات : آن عبارت ازنمازها و دعاهائي است كه توسط آن شيوخ، هنگام اقامت شان در مغاره ها، جنگلات، و علفزارها،  تقرب حاصل مينمايند.
* آبانيشادات : و آن اسرار و مشاهدات نفسي عرفاء صوفيه است.
2- قوانين (منو) اين كتاب در قرن سوم قبل از ميلاد، زمان ويداي دوم وضع شده، يعني زمان غالب شدن هندويت بر الحادي كه به صورت ( جينيه و بودائي) ظاهر شده بود. اين قوانين عبارت  است ازشرح ويدا ها كه در آن شعائر هندويت، مبادي و اصول آن بيان ميشود.
3-مها بهارتا: كتاب حماسهء هندي است كه به الياذه و اوديسه يونانيان مشابهت دارد، مؤلف آن ( وياس) پسر( بوسرا) عارف ميباشد، و آنرا سال 950 ق. م تأليف نموده است، اين كتاب جنگي را كه ميان امراء خاندان مالكه واقع شده بود  بيان ميكند كه در آن جنگ آلهه ( خدايان) – به گمان آنان – نيز شركت نموده بودند.
4-كيتا: اين كتاب از وقوع و كيفيت يكي از جنگ هائي حكايت ميكند كه ميان امراء  خاندان ملكيه واقع  شده بود و همچنان دراين كتاب نظريات فلسفي و اجتماعي به كرشنا نسبت داده شده است.
5-يوجا واسستا: اين كتاب مشتمل بر شصت و چهار هزار بيت ميباشد، ابتداء تأليف آن از قرن ششم شده و طي گذشت مرحله دور و درازي، توسط تعدادي از مردم  به تكميل رسيده است، در اين كتاب بعضي مسائل فلسفي و لاهوتي نيز وجود دارد.
6-رامايانا: اعتناء و توجه اين كتاب به افكار سياسي و قانوني بود، و در آن خطبه هاي يكي از پادشاهان بنام ( راما) نيز وجود دارد.
سوم : مفكورهء هندويت در بارهء خدايان: 
-توحيد و يكتاپرستي : توحيد به معني دقيق و درست آن يافت نمي شود،  ولي وقتي متوجه يكي از خدايان خويش شدند، به تمام معنى به طرف وي متوجه ميشوند، حتى كه ديگر خدايان از چشم شان پنهان ميگردد، وآنرا بنام رب الارباب و خداي خدايان ياد ميكنند.
-تعدد و يا چند خدائي: ميگويند كه براي هر طبيعت نافعه و يا ضاره پروردگاري هست كه عبادت كرده ميشود : مثل  آب، هواء، درياها، كوه ها . . . بنابر اين پروردگارهاي زيادي وجود دارد كه توسط عبادت و قرباني به آنان تقرب حاصل مينمايند.
-تثليث : در قرن نهم قبل از ميلاد كاهنان تمام خدايان را در خداي واحد كه عالم را از ذات خود بيرون نموده است، جمع كردند و آنرا به نامهاي ذيل نامگذاري كردند:
* براهما: به اين اعتبار كه وي پيدا كننده است.
* فشنو: به اعتباري كه وي حافظ ونگهبان است.
* سيفا : به اين اعتبار كه وي هلاك كننده ميباشد.
پس كسيكه يكي از خدايان سه گانه را عبادت ميكند همه اش را عبادت كرده است و ياهمان واحد عالي مقام را عبادت كرده است، وهيچگونه فرقي ميان آنها  موجود نيست، آنان به اين كارخود دروازهء تثليث را براي نصارا باز نمودند.
-هندوها به تقديس وتعظيم گاو اتفاق دارند.
-هندو ها عقيده دارند كه پروردگار  آنان همچنان درانساني حلول نموده كه نام آن كرشنا ميباشد، در اين شخص پروردگار با انسان يكجا شده  و يا به عبارت ديگر لاهوت  در ناسوت حلول نموده است، آنان از كرشنا طوري سخن ميگويند كه نصارا  در بارهء  عيسى عليه السلام ميگويند، شيخ ابو زهره مقارنه و موازنه اي در ميان اين دو طائفه بر قرار نموده مشابهت عجيبـي را، بلكه مطابقت و توافق را ميان شان ثابت نموده است، و در آخر مقارنه و موازنه چنين گفته است : «بالاي نصارا لازم است كه اصل دين خود را جستجو و تحقيق نمايند» .
-يكي از آنان ميگويد: « بزرگترين پروردگار به نزد طبقهء پايين، توده اي از خشت  پخته است كه تمثيل كنندهء مادر قريه و يا شيطان آن كه سرپرستي قريه را مينمايد، ميباشد».
سوم : طبقات در جامعهء هندوي :
-از وقتيكه آريائي ها به هند رسيدند طبقات را تشكيل دادند و تا حال آن طبقات باقي است،  ودور كردن آن ممكن نيست، زيرا آن – چنانچه آنان عقيده دارند- تقسيمات ابدي از خلق وايجاد خداوند ميباشد.
-طبقات در قوانين منو به ترتيب آتي آمده است :
1-براهمه : آنان كساني اند  كه پروردگار، براهما آنان را از دهن خود پيدا كرده است ، معلم، كاهن و قاضي از جملهء آنان ميباشد، و ايشان اند كه در حالات ازدواج و وفات مرجع  و ملجأ همه اند، و پشكش نمودن قرباني ها هم بدون حضور داشت آنان جائز نيست.
2- كاشتر: آنان كساني اند كه پروردگار آنان را از بازوهاي خود خلق نموده است، درس ميخوانند، قرباني هارا تقديم مينمايند، و براي دفاع باخود سلاح  ميداشته باشند.
3-ويش: آنان كساني اند كه پروردگار ايشان را از ران خود آفريده است، زراعت مينمايند، تجارت ميكنند، و مال جمع آوري نموده بالاي مراكز و معهد هاي ديني مصرف مينمايند.
4-شودر:  آنان كساني اند كه پروردگار آنان را از پاهاي خود آفريده است، ايشان با سياه پوستان اصلي طبقهء منبوذين  [طبقهء پايين] را تشكيل ميدهند  وظيفهء آنان خدمت سه طبقهء شريف سابق الذكر، و ديگر كار هاي حق