صبح، فقل ثلاثًا: سبحان الله العظيم وبحمده، تُعَافَي من العمي والجذام والفالج (نوع من الشلل). يا قبيصة، قل: اللهم إني أسالك مما عندك، وأَفِضْ على من فضلك، وانشر على من رحمتك، وأَنْزلْ على من بركتك) يعني: «بر هيچ سنگ و درخت و کلوخي نگذشتي مگر آنکه براي تو اي قبيصه طلب آمرزش نمايند. وقتي نماز صبح را خواندي سه بار بگو: " سبحان الله العظيم وبحمده " از گزند نابينايي و جذام و فلج شدن بدور باشي . و اي قبيصه بگو: "اللهم إني ..." يعني: "بارالها! من از آنچه نزد تو است مي خواهم، بر من از لطف خود ببخشاي و از رحمت خود بر من بگستر و برکتت را بر من فرو فرست.» [احمد]

کار و کسب مانع تحصيل علم نيست: 
بسياري از صحابه رضوان الله عليهم کار مي کردند و وقتي از سر کار بازمي گشتند بقيه ي روزشان را به کوشش در فراگيري علم مي گذراندند و شب ها را براي فراگرفتن علوم قرآن و حديث بيدار مي ماندند. 

از ابوسعيد -رضي الله عنه- روايت شده که تعريف مي کند: "به نبرد مي پرداختيم و يکي دو نفر را براي حديث و فرمايش پيامبر صلى الله عليه و سلم بجا مي نهاديم. وقتي از جنگ بازمي گشتيم احاديث رسول الله صلي الله عليه و سلم را براي ما بازگو مي نمودند و ما نيز آن ها را بازگو نموده و مي گفتيم: صلى الله عليه و سلم فرمود. [ابن عساكر] بنابراين مي توان طلب علم و کار و کسب و بهره گرفتن از داده هاي خداوند را با هم يکجا گردآورد.

صبر و تحمل: 
انسان مسلمان خود را به صفت صبر و شکيبايي بر دشواري فراگيري علم آراسته مي نمايد. صبر توشه ي مؤمنان است که آنان را در برخورد با تمام رنج و دردهاي زندگي ياري مي دهد. گفته اند که: "من لم يتحمَّل ذُلَّ التعلم ساعة بقي في ذل الجهل إلى قيام الساعة." يعني: «آنکه ساعتي ذلت تحصيل علم را تاب نياورد تا قيامت باقي عمرش را در خواري ناداني خواهد ماند.»

پله به پله رفتن براي فراگيري علم: 
فرد طالب علم بايد قبل از تعمق در علوم آموزش را از اولويت ها و مقدمات آن علوم شروع نمايد که دانستن آن اولويت ها و مقدمات به راهنمايي هاي معلمان بازمي گردد. به اين ترتيب انسان مسلمان سعي در يادگيري ديگر علوم داشته و مي کوشد که هيچکدام را وانگذارد. 

يحيي بن خالد به پسرش چنين مي گويد: سعي کن به هر نوع دانشي پرداخته و از ان چيزي بياموزي. چون انسان با چيزي که نمي داند دشمن است و من دوست ندارم که با بخشي از علم دشمن باشم.

تخصص: 
هرگاه که فرد خواست تا در علم خاصي تخصص پيدا کند، بايد از ميان علوم والاترين، سودمندترين آن ها و چيزي را که بيشتر از بقيه با علاقه و استعدادش سازگار مي باشد را برگزيند.
گويند: " اگر خواهي که دانشمند گردي از يک چيز هرچه هست بدان و چنانچه خواستي فرهيخته شوي از هرچيز چيزي را بياموز."

حفظ همراه با فهم و تدبر: 
پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (نضَّر الله امرءًا سمع منَّا حديثًا فحفظه حتى يبلِّغه غيره، فربَّ حاملِ فقهٍ إلى من هو أفقه منه، ورُبَّ حاملِ فقهٍ ليس بفقيه) يعني: « شاد دارد خداوند شخصي را که از ما چيزي را شنيده و آن را چنانچه شنيده تبليغ کند. چه بسا دانش را براي کسي ببرد که از وي داناتر باشد و چه بسا که حاملان فقه که خودشان آن را درنمي يابند.» [ترمذي]

در اين حديث به اهميت حفظ نمودن علم اشاره شده است. همچنين امام شافعي مي فرمايد:

عِلْمِـي مَـِعـي حَيثُمَا يمَّمْتُ يَتْبَعُنـــي
قَلْبِـي وِعَـاءٌ لَـه لا بَطْــنَ صُنْدُوقِ
إِنْ كُنْتُ فِي البَيتِ كَان العِلمُ فِيهِ مَعِـــي
أو كنتُ في السُّوق كَان العِلْمُ في السُّوقِ

معني شعر: 
«دانشم همراه من است قصد هرکجا که کنم
قلب من ظرفي است برايش و شکم خاليست
چون در خانه ام دانشم با من همانجاست
يا چون به بازارم دانش من نيز در آنجاست»

يادداشت برداري: 
گفته اند: "دانش منوط به نوشتن است." و گويند: "علم چون شکاري است و نوشتن بند آن است." بنابراين بايد دانش را با بند نگاه داريم تا فراموشمان نشود و آنچه را مي نويسيم را برگزينيم. همچنين گفته شده که: "نزد عالم سه کس مي نشيند: کسي که هر چه مي شنود فرامي گيرد، شخصي که نمي نويسد و تنها گوش مي سپارد و آنکه برمي گزيند و او بهتر از بقيه است.

مطالعه و تکرار و تمرين: 
معاذ بن جبل -رضي الله عنه- مي گويد: دانش بياموزيد که فراگيري آن خشيت خداوند، طلب آن عبادت، مطالعه ي آن تسبيح، جستجوي آن جهاد، آموزش آن به کساني که نمي دانند صدقه و بخشش آن به اهلش باعث نزديکي است.

زمانبندي براي يادگيري: 
مسلمان در تمام امور زندگيش با نظم و زمانبندي وارد عمل مي شود، به زمانبندي و اختصاص دادن وقت و انرژي مناسب براي کسب علم و آگاهي اهميت ويژه اي قائل مي باشد.

نبودن حيا در علم: 
خداوند متعال مي فرمايد: {فاسألوا أهل الذكر إن كنتم لا تعلمون} [نحل: 43] يعني: « پس اگر نمى‏دانيد از پژوهندگان كتابهاى (آسمانى) جويا شويد.»

حضرت عايشه -رضي الله عنها- فرموده است: بهترين زنان، زنان انصار هستند که شرم و حيا آنان را از آموختن دين بازنمي دارد. انسان مسلمان آنچه را مي خواهد بداند مي پرسد و شرم و حيا او را از پرسش کردن بازنمي دارد. دانش گنجينه ايست که کليدش پرسيد است.

تلاش براي کسب علم: 
جابر بن عبد الله -رضي الله عنهما- مي گويد: حديثي را که مردي از رسول الله صلى الله عليه و سلم شنيده بود به من رساندند. شتري خريدم تا به قصد ديدنش مسافرت کنم. يک ماه در راه بودم تا به شام رسيدم و توانستم او، يعني عبد الله بن أنيس -رضي الله عنه-، را پيدا کنم. به دربان گفتم: به او بگو که جابر بر در است. گفت: ابن عبد الله؟

گفتم: آري. آنگاه او بيرون آمد در حالي که با شتاب جامه اش را به خود مي پيچيد و مرا در آغوش گرفت و من نيز او را در آغوش گرفتم. سپس گفتم: حديثي در مورد قصاص از تو به من رسيده که از رسول الله صلى الله عليه و سلم شنيده اي، ترسيدم قبل از آنکه آن را از تو بشنوم تو بميري يا من بميرم. آنگاه عبد الله بن أنيس حديث را برايش بازگفت. [احمد و طبراني]

از عبيد الله بن عدي روايت شده که مي گويد: حديثي که نزد علي بود به من رسيد و ترسيدم که اگر او فوت کند نتوانم از کس ديگري آن را بشنوم. راه افتاده و در عراق به نزد او رفتم. [خطيب]
ابن مسعود مي گويد: چنانچه بدانم کسي که با شتر مي توانم به او برسم از آنچه بر محمد صلى الله عليه و سلم فروفرستاده شده داناتر است، بسويش مي شتافتم تا علمي به علم خويش بيافزايم. [ابن عساكر]
شعبي مي گويد: چنانچه مردي از دورترين نقطه ي شام به دورترين نقطه ي يمن سفر نمايد تا يک کلمه حکمت را بشنود، گمان ندارم که سفرش بي بهره بوده است.

عمل به علم: 
خداوند سبحان کساني را که به علم خويش عمل نمي کنند را نکوهش کرده و آنان را به درازگوشاني که بارکتاب بر پشت دارند تشبيه مي نمايد و چيزي از ان ها سر در نمي آورد. خداوند باري تعالي مي فرمايد: {مثل الذين حملوا التوراة ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل أسفارًا} [جمعه: 5] يعني: « مثل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار ن