 مي کند.» [ابوداود و ترمذي]

رسول خدا صلى الله عليه و سلم همنشين مناسب و دوست خوب را به حامل عطر و خوشبويي و درعوض همنشين بد را به کسي که در آتش مي دمد تشبيه نموده و مي فرمايد: (مثل الجليس الصالح والجليس السوء كحامل المسك ونافخ الكير . فحامل المسك إما أن يحذيك (يعطيك من المسك) وإما أن تبتاع منه، وإما أن تجد منه ريحًا طيبةً . ونافخ الكِير إما أن يحرق ثيابك، وإما أن تجد منه ريحًا خبيثة) يعني: «مثال همنشين صالح و همنشين بد، مانند دارنده ي مشک، و دمنده ي دمه ي(وسيله ي دميدن باد) آهنگري است، که دارنده ي مشک يا برايت مشک مي دهد، و يا از وي خريداري مي کني و يا از او بوي خوش را مي يابي، و دمنده ي دمه ي آهنگر يا لباست را مي سوزاند و يا از او بوي بد به مشامت مي رسد.» [متفق عليه]

پيامبر صلى الله عليه و سلم در مورد همنشيني با انسان هاي صالح و درستکار و خداترس تاکيد بسيار نموده چنين مي فرمايد: (لا تصاحبْ إلا مؤمنًا، ولا يأكلْ طعامك إلا تقي) يعني: «همصحبتي جز با مسلمان مکن و طعامت را کسي جز پرهيزگار نخورد.» [ابوداود و ترمذي]

خداوند متعال ما را از نشستن با کساني که آيات کلام الله را تحريف نموده و آن را در غير موضع خود قرار مي دهند برحذر داشته و مي فرمايد: {وإذا رأيت الذين يخوضون في آياتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره وإما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين} [انعام: 68] يعني: «و چون ببينى كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مى‏روند از ايشان روى برتاب تا در سخنى غير از آن درآيند و اگر شيطان تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت پس از توجه [ديگر] با قوم ستمكار منشين!» بنابراين انسان مسلمان مي کوشد تا پيوسته در مجالس خير و نيکي حاضر شده و از آن ها بهره برگيرد.

سلام کردن و نشستن هر جاکه جا شد: 
وقتي مسلماني بر عده اي وارد شده و بخواهد با آنان بنشيند به آنان سلام مي کند. پيامبر صلى الله عليه و سلم ما را به اين کار امر نموده و مي فرمايد: (إذا انتهى أحدكم إلى مجلس فليسلِّم) يعني: «هرکس از شما به مجلسي رسيد سلام کند.» [ترمذي]
همينطور فرد بايد جايي بنشيند که مجلس خاتمه مي يابد و حق ندارد کسي را از جايش برخيزاند و جاي او بنشيند، حالا هرکس که مي خواهد باشد. همه انسان ها از آدم و آدم از خاک است و همگي يک اصل و طبيعت را دارند و جز به تقوا و کردار صالح فرقي با هم ندارند. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا يقيم الرجلُ الرجلَ من مجلسه ثم يجلس فيه) يعني: «مردي برخيزانده نمي شود تا کسي به جاي او بنشيند.» [متفق عليه]
وسط مجلس نيز نبايد نشست که از رسول الله صلى الله عليه و سلم روايت شده که مي فرمايد: (لُعِنَ من جلس وسط الحلقة) يعني: « بر کسي که در ميان حلقه مي نشيند، لعنت باشد.» [ابوداود و ترمذي] همچنين جز با اجازه ي دو نفر بين آن ها ننشيند. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا يُجْلَسْ بين رجلين إلا بإذنهما) يعني: «نبايد هيچ کس که يعني ميان دو نفر بنشيند مگر به اجازه ي آن ها.» [ابوداود]

درست و ميانه نشستن: 
شخص مسلمان با اعتدال و رعايت ادب نشسته و به حاضرين پيرامون خويش خيره ننگريسته و در جايش زياد حرکت نکرده و جابه جا نمي شود. از انجام کارهايي که با ذوق سليم و طبع نيک مخالف باشد پرهيز کرده و وقتي همه نشسته اند بر پا نايستاده و وقتي همه برخاسته اند نمي نشيند. همينطور بايد که در نشست و برخاست خويش پايبند وقار و متانت و آرامش و آراستگي ظاهر نيز باشد.

خودداري از نشستن در کوچه و بازار: 
فرد مسلمان از نشستن در کوچه و بازار دوري مي کند تا مزاحم ديگران نشود. پيامبر صلى الله عليه و سلم چنين مي فرمايد: {(إياكم والجلوسَ على الطرقات) 
فقالوا: ما لنا بد، إنما هي مجالسنا نتحدث فيها.
فقال صلى الله عليه وسلم: (فإذا أبيتم إلا المجالس، فأعطوا الطريق حقها). قالوا: وما حق الطريق؟
قال صلى الله عليه وسلم: (غض البصر، وكف الأذى، ورد السلام، وأمر بالمعروف، ونهي عن المنكر)} يعني: «از نشستن در راهها بپرهيزيد.
گفتند: يا رسول الله صلي الله عليه و سلم ما چاره ي از اين نشستن هاي مان نداريم که در آن صحبت مي کنيم.
رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمود: پس هرگاه ناگزير از نشستن شده ايد، حق راه را بدهيد.
گفتند: حق راه چيست؟
فرمود: پوشيدن چشم، خود داري از اذيت و آزار و جواب دادن سلام و امر به کارهاي پسنديده و نهي از کارهاي بد.» [بخاري]

دوري از اماکن شبهه ناک: 
مسلمان جز براي ضرورت در قهوه خانه ها ننشسته و همچنين به شدت از قمارخانه و شراب فروشي ها دوري کرده و خوب مي داند که اين گونه اماکن دروازه هاي شيطان هستند.

رعايت ادب در گفتگو: 
در نشستن خويش بايد ادب و وقار را از ياد نبرده و به گفته هاي سخن گويان تا وقتيکه از گناه و معصيت صحبت نمي کنند گوش داده و در حين صحبت افراد ميان سخنانش ندويده و در هنگام حرف زدن به ملايمت و به گونه اي سخن بگويد که دور و بري هايش صدايش را بشنوند ولي صدايش را بلند نکند که خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: {واغضض من صوتك إن أنكر الأصوات لصوت الحمير} [لقمان: 19] يعني: «و صدايت را آهسته‏ساز كه بدترين آوازها بانگ خران است!»

وقتي يک مسلمان نظرش را ابراز مي دارد آن را به آرامي و واضح بيان مي دارد تا بقيه حرف هايش را بفهمند و اگر ديد که لازم است براي فهم موضوع بايد آن را تکرار کند اين کار را بکند. پيامبر صلى الله عليه و سلم وقتي سخني مي گفت ان را سه بار تکرار مي نمود تا شنونده آن را بفهمد. حضرت عايشه -رضي الله عنها- كلام رسول الله صلى الله عليه و سلم را چنين توصيف مي کند: كلام ايشان با فاصله بود و هرکه مي شنيد مي فهميد. 
مسلمان در گفتگوهايش مي کوشد تا از انچه نمي داند سخني نگويد که خداوند متعال مي فرمايد: {ولا تقف ما ليس لك به علم إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤولاً} [اسراء: 36] يعني: «و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.» و رسول الله صلى الله عليه و سلم فرموده است: (كفى بالمرء كذبًا أن يحدث بكل ما سمع) يعني: « دروغگوئي فرد همين بس که همه ي آنچه را مي شنود، بگويد.» [مسلم] همچنين مي کوشد تا به ديگران گوش فرا داده و به نظرات همنشينان خويش احترام بگذارد و آن قدر سخنش را طول ندهد که بقيه از صحبت و نشستن با او خسته و دلزده گردند.

در گوشي دو نفر در حضور نفر سوم: 
اگر جايي سه نفر نشسته باشند، درست نيست که دوتايشان با هم جداگانه حرف بزنند. اين عمل باعث ناراحتي نفر سوم شده و احساس مضيقه خواهد نمود. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إذا كنتم ثلاثة فلا يتناجى رجلان دون الآخر حتى تختلطوا بالناس، من أجل أن ذلك يحزنه) يعني: « چون سه نفر بوديد، پس دو نفر بدون ديگري با هم نجوا نکنيد (درگوشي حرف نزنيد) تا اينکه با مردم يکجا شويد، زيرا اين کار او را غمگين و پريشان ميسازد.» [بخاري]

جاي باز کردن براي کسي که وارد مي شود: 
چنانچه در جايي عده اي نشسته باشند و تعدادي وارد شو