َسَدٍ وأَسْوَد، ومن الحية والعقرب، ومن ساكن البلد، ومن والدٍ وما ولد) يعني: «اي زمين پروردگار من وتو الله است، از شر تو و شر آنچه در تست و شر آنچه در تو آفريده شده و بر روي تو مي خزد به خدا پناه مي جويم، پناه مي برم به خدا از شر شير و سياه (هر آنچه به نظر رسيده و هنوز شر از آن مي رود) و مار و عقرب و ساکن شهر (جن) و پدر (ابليس) و آنچه زاده (شياطين).» [ابوداود و احمد]
- وقتي در منزلي فرود آمدند مي گويد: (أعوذ بكلمات الله التامات من شر ما خلق) يعني: «پناه مي جويم به کلمات تامه ي خدا از شر آنچه آفريده است.» [ترمذي و ابن ماجه]
- وقتي به روستا يا آبادي نزديک شده و درشرف وارد شدن به آن باشند، مي گويد: (اللهم رب السماوات السبع وما أظللن، ورب الأراضين السبع وما أقللْن، ورب الشياطين وما أضللن، ورب الرياح وما ذرين! أسألك خير هذه القرية، وخير أهلها، وخير ما فيها، ونعوذ بك من شرها، وشر أهلها، وشر ما فيها) يعني: «بارالها! پروردگار آسمان هاي هفتگانه و آنچه زير آن ها قرار دارد، اي پروردگار زمين هاي هفتگانه و آنچه بر روي آن ها قرار دارد، و اي پروردگار شيطان ها و آنچه باعث گمراهي اش مي شوند، و اي پروردگار بادها و آنچه آن را حرکت مي دهند، ما از تو خير اين آبادي و خير اهالي اش را مسئلت مي نماييم و به تو پناه مي جوييم از بدي آن و بدي اهالي آن و بدي آنچه در آن قرار دارد.» [نسائي]
- اگر در حين سفر به سحر و نزديکي هاي صبح برخوردند، بگويد: (سمعَ سامعٌ بحمد الله وحسنِ بَلائه علينا، ربنا صَاحِبْنا وأَفْضِل علينا، عائذًا بالله من النار) يعني: «شنونده شنيد که ما حمد خدا را و شکر نعمتش را و لطف او را بر ما بيان کرديم. پروردگارا! تو همراه ما باش و بر ما لطف کن. به خدا پناه مي برم از آتش دوزخ.» [مسلم]

تفكر و پندگيري: 
مسلمان درباره ي چيزهايي که د ر خلال سفر مشاهده مي نمايد به تفكر مي پردازد و در خلقت خداوندي و آنچه ايمانش را بيافزايد انديشه مي کند.

مراعات عادات و رسوم اهالي شهري که بدان پا مي گذارد: 
وقتي که مسافر به شهري رسيد، بايد عادات و رسوم ان شهر را مراعات نموده  و کاري نکند که با آن مخالف باشد، البته به شرطي که مخالف شرع نباشد.

استفاده از رخصت هاي داده شده در جريان سفر: 
رخصت هايي در سفر براي مردم فراهم آمده است و مسافر بايد در جريان سفرش از آن در دشواري ها استفاده نمايد، از جمله:

-شکسته خواندن نماز هاي چهار رکعتي: 
آن ها را دو رکعت مي خواند. مطابق فرمايش خداوند -عز جل- که: {وإذا ضربتم في الأرض فليس عليكم جناح أن تقصروا من الصلاة إن خفتم إن يفتنكم الذين كفروا} [نساء: 101] يعني: «و چون در زمين سفر كرديد اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيده‏اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد.»
- جمع بين نماز ظهر و عصر (به صورت تقديم يا تأخير) و همچنين بين نمازهاي مغرب و عشاء.
- در ماه رمضان نيز براي او خوردن روزه مباح بوده و بايد در اينده قضاي آن را به جا آورد. خداوند متعال مي فرمايد: {فمن كان منكم مريضًا أو على سفر فعدة من أيام أخر} [بقره: 184] يعني: «[ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد].»
پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده است: (ليس من البر الصيام في السفر) يعني: «روزه گرفتن در سفر از طاعت و فرمانبرداري نيست.» [متفق عليه]
- ترك نماز جمعه و به جا آوردن نماز ظهر به جاي آن. چون نماز جمعه بر مسافر واجب نيست.

- شتاب در بازگشت: 
رسول خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (السفر قطعة من العذاب؛ يمنع أحدكم نومه وطعامه وشرابه، فإذا قضى أحدكم نهمته من وجهة (أي قضى حاجته من المكان الذي كان فيه) فليعجِّل إلى أهله)يعني: «سفر پاره اي از عذاب است که يکي از شما را از خوردن و نوشيدن و خواب باز مي دارد،  هرگاه کدام يک از شما مقصودش را از سفرش انجام داد، بايد به سوي خانواده اش بشتابد.» [مسلم] و مسلمان نبايد بعضي چيزها را موقع بازگشت فراموش کند، از جمله:
- بردن بعضي هدايا و سوغاتي ها در حد توان هنگام بازگشت.
-دعاي بازگشت که همان دعاي سفر است، جز آنچه که در آخر آن چنين اضافه شده است: (آيبون تائبون عابدون لربنا حامدون) يعني: «ما بازگشتيم در حاليکه توبه کاران و پرستندگان و براي خداي مان سجده کننده گانيم.» [مسلم]
- دعا هنگام نزديک شدن به شهر و ديار خويش: (اللهم اجعل لنا به قرارًا ورزقًا حسنًا) يعني: «الهي! در آن برايمان آرامش و روزي نيکو قرار بده. » [نسائي و طبراني]
- کسي را پيشاپيش به سوي خانواده اش گسيل دارد تا آنان را از آمدنش باخبر سازد تا آنان براي ديدن او آماده گشته و او چيزي را که ناخوش مي دارد از آنان نبيند.
- از مسجد آغاز نموده و دو رکعت نماز در آن بخواند. پيامبر صلى الله عليه و سلم وقتي از مسافرت بازمي گشت از مسجد شروع مي کرد و در آن دو رکعت نماز مي گزارد. [متفق عليه].
- استقبال از ديدارکنندگان و پذيرائي از آنان: از کساني که براي مبارکباد بازگشت با سلامت او نزدش مي آيند با شادماني و روي خوش استقبال نموده و تا جائيکه مي تواند از آنان پذيرائي کند.
....................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comيک روز مردي نزد پيامبر صلى الله عليه و سلم آمده و از او درخواست پول کرد. آن حضرت صلى الله عليه و سلم فرمود: آيا در خانه چيزي داري؟ مرد گفت: آري، پلاسي دارم که قسمتي از آن را به تن کرده و قسمتي را مي گسترانيم و پياله اي که در آن آب مي نوشيم.
رسول خدا صلى الله عليه و سلم فرمود: آن ها نزد من بياور! مرد رفت و آن ها را آورد. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: چه کسي اين دو را مي خرد؟ مردي پاسخ داد: من آن ها را به يک درهم مي خرم. آن حضرت صلى الله عليه و سلم فرمود: کسي هست که بيشتر از يک درهم براي آن ها بپردازد؟ _ دو يا سه بار تکرار فرمود-
مرد ديگري گفت: آن ها را به دو درهم مي خرم. آن ها را به او داد و رسول خدا صلى الله عليه و سلم دو درهم را گرفت و به مرد فقير داد و فرمود: با يکي براي خانواده ات غذايي بخر و با ديگري تيشه اي بخر و با آن نزد من برگرد. 
آن مرد تيشه اي را خريده و نزد پيامبر صلى الله عليه و سلم برگشت. آن حضرت صلى الله عليه و سلم دستي بر پشت او نهاد و فرمود: برو و هيزم جمع نما و آن را بفروش و تا پانزده روز ديگر نبينمت.
آن مرد رفت و به جمع کردن و فروش هيزم پرداخت و پس از آنکه ده درهم گردآورده و لباس و غذا خريد و برگشت. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: (هذا خير لك من أن تجيء المسألة نُكْتَةً (علامة) في وجهك يوم القيامة، إن المسألة لا تصلح إلا لثلاثة: لذي فقر مُدْقِع (شديد)، أو لذي غُرْم مفظع (كبير)، أو لذي دم موجع (عليه دية)) يعني: «اين براي تو بهتر از آن است که گدايي بر چهره ات نشاني در روز قيامت بگذارد. درخواست کمک مالي و تکدي جز در سه مورد جايز نيست: براي کسي که دچار فقر شديد باشد، يا صاحب قرض بسيار، و يا کسي که ديه بر عهده اش باشد.» [ابوداود]
***
يک روز صبح صحابه رضي الله عنهم در محضر رسول الله صلى الله عليه و س