هور قرنهای پنجم و ششم هجری است. و بسیاری از پادشاهان غزنوی و دیگران را مدح کرده است.
اشعار این شاعر ادیب و دانشمند را دربارۀ خلفای راشدین با هم می‎خوانیم:
1- ستودن قطب‎الدین محمد بن علی به«ثانی اثنین» ابوبکر
در قصیده‎ای زیبا میر قطب الدین محمد بن علی را به «ثانی إثنین» ابوبکر می‎ستاید(1) .
باد قدر تو از سپهر اعلی                        کار دشمن ز سافلین، اسفل
ای خداوند صد هزار هنر                    باش از این پس هزار سال اََقَلّ
ثانی اِثنین اِذ هُما فی الغار                             با أمان خدای عزّ وجلّ
(قصائد: 309)
2- عدل عمر و علم علی
در قصیده‎ای به نام لغز قلم در مدح ابوشجاع بن ابوغالب دبیر، ممدوح را به عدل عُمَر و علم علی ستایش می‎کند:
روانت با شرف عدل عُمَّر خطّاب                دلت به قوّت علم علیّ بوطالب
(30).
3- صدق ابوبکر و علم علی
در قصیده‎ای در مدح سلطان ارسلان غزنوی، صدق ابوبکر و عدل عُمَر صفتهای ارزنده ممدوحند.
خدایگان سلاطین و صدر ملک خدای                 که صدق و عدل چو بوبکر و چون عُمَر دارد
(55).
4- ذوالفقار حیدر و تازیانه عدالت عمر
در قصیده‎ای ذوالفقار حیدر و تازیانه عُمَر با هم بکار رفته است:
کفایت را زبانش ذوالفقار حیدری گشته                 سیاست را نهادش باز همچون درّۀ عُمَر
(124).
شقیش حصن دولت، چو خنجر علی است                   نوکیش یار ملّت، چون درّۀ عُمَر
(178). 
5- تجلی صفتهای خلفا در ممدوح
در ممدوح صفتهای ویژۀ خلفای راشدین نهفته است:
بوبکر شد از ایمان وَز داد عُمَر، فرمان                 وز زهد و حیا عثمان آن چون علی اندر دین
(432).
6- علی شمشیرش را به دشمن می دهد
علی آنچنان آزاده است که در نبرد، شمشیرش را به دشمن می‎دهد و ممدوح نیز چنین است:
شاهی که از دلیری و آزادگی دهد               در جنگ چون علی بکف خصم، ذوالفقار
(102). 
ممدوح چنان امیری است که اخلاق علی و آیین محمّد (ص) دارد.
میری که حسام او در دین محمد                        اخلاق علی دارد و آیین محمّد
(648).
------------------------------------------------------------
1) دیوان اشعار عثمان مختاری- به اهتمام جلال الدین همائی استاد دانشگاه تهران – بنگاه و نشر کتاب تهران 1341 صفحه 309- شماره های پایین ابیات شماره های صفحات کتاب است. سعد الملک رشید الدین محمّد بن عبدالجلیل عُمَری بلخی شاعر قرن ششم هجری است که به گفته یاقوت حَمَوی در معجم الأدباء: «از نوادر و شگفتی‎های روزگار و یگانه دهر و غرائب آن بود، در نظم و نثر فاضل‎ترین روزگار خود و داناترین مردم به دقایق زبان تازی و اسرار نحو و ادب، آوازه وی در آفاق پیچید و در اقلیمها نام بردار شد» رشید کتابهای متعددی به زبان فارسی و عربی نوشته است که قدرت او را در نویسندگی و شاعری نشان می‎دهد و از آن جمله است:
«حدائق السحر فی دقایق الشعر» به زبان فارسی، «دیوان شعر عربی»، «دیوان رسائل عربی»، «دیوان شعر فارسی»(1) ، و چهار کتاب مهم درباره خلفای راشدین به نامهای «تحفةُ الصدیقِ مِن کلامِ أبی بکرٍ الصدّیقِ»، «فَصلُ الخطابِ مِن کلامِ عُمَرَبنِ الخطّابِ»، «أنسُ اللهفانِ مِن کلامِ عثمانَ بنِ عفّان» و «مطلوبُ کُلِّ طالبٍ مِن کلامِ علی بنِ أبی طالبٍ» 
اینک بطور مختصر درباره هر یک از کتابهای خلفاء توضیح مختصری خواهیم داد:
1- تحفة الصدّیق من کلام امیرالمؤمنین ابی بکر الصدیق
رشید الدین در باره این کتاب چنین می‎گوید:
«چون کتاب «فصل الخطاب مِن کلام امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب» بساختم و کتاب «مطلوب کُلّ طالبٍ مِن کلامِ علی بن أبی طالب» بپرداختم، ارکان دین و دولت و اعیان ملک و ملت، صانَهُمُ اللهُ تعالی مِنَ الآفات وعصَمَهُم مِنَ المخافاتِ(2)  این هر دو کتاب بدیدند و از شجرات فراید آن ثمرات فواید بچیدند فرمودند که: صدّیق اکبر ابن أبی قحافه پیغمبر را(ص) در حال حیات صاحب غار بود و در حال ممات نایب کار ... کلمات آن نامدار مهمل گذاشتن و الفاظ آن بزرگوار معطّل، بدرستی مصلحت نباشد.. من به حکم نصیحت شریفشان صد کلمه از کلمات صدّیق اکبر ابن أبی قحافه فراهم آوردم و در این کتاب آنرا به پارسی بر سبیل ایجاز شرح کردم و کتاب را «تحفة الصدّیق مِن کلامِ امیرالمؤمنین ابی بکر الصدّیق» نام نهادم»(3) .
2- فصل الخطاب من کلام امیرالمؤمنین عمربن الخطاب
به گفتۀ رشید الدین پس از نوشتن صد کلمه دربارۀ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب عده‎ای از اکابر مملکت و اعاظم دین به او می‎گویند که «در شرح کلمات امیرالمؤمنین عمر بن الخطّاب که بر افرازندۀ اسلام و بر آورندۀ اصنامست نیز چیزی بباید پرداخت تا ذکر جمیل، مترادف تر و أجر جزیل، متضاعف تر شود و هیچ بد گوینده عیب جوینده را مجال مقال نباشد، من بر موجب فرمان ایشان صد کلمه از امیرالمؤمنین عُمَر بن الخطّاب که غُرَرِ اقوال و دُرَرِ امثالست(4)  معین کردم و در شرح آن صد کلمه این کتاب فراهم آوردم و کتاب را «فصل الخطاب مِن کلامِ عُمَر بنِ الخطاب» نام نهادم»(5) .
3- أنس اللهفان من کلام امیرالمؤمنین عثمان بن عفان(6) 
رشید در مقدمۀ کتاب می‎گوید: «چون از شرح کلمات آن سه امام، که امنای دین و خلفای راشدینند رضوان الله علیهم اجمعین فارغ شدم، بزرگان دین خواستند تا صد کلمۀ دیگر از کلمات ذی النورین نیز حاصل آورم و خاطر بر شرح آن گمارم، هر چند کلمات او عزیز الوجود(7)  بود به حکم اشارتی که فرموده بودست چه در حال حیات و چه در حال ممات(8)  او با این هم جهد کردم و صد کلمه از کلمات ذی النورین به دست آوردم. و شرح آن به پارسی بر سبیل اختصار نوشتم و این کتاب را «أنس اللهفان مِن امامِ المؤمنین عثمان بن عفّان» نهادم»(9) .
4- مطلوب کُلَّ طالبٍ من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی‎طالب
اولین کتاب از این سلسله است و در مقدمه می‌گوید:
«امیرالمومنین و امام المتّقین علی بن ابی طالب با آنکه امام اخیار و قُدوۀ ابرار(10)  و سیّد فتیان(11)  و مقدّم شجعان بود، فصاحتی داشت که عقود جواهر از انفاس او در غیرتند و نجوم زواهر(12)  از الفاظ او در حیرت و عمرو بن بحر جاحظ، که در کمال براعَت(13)  و وفور بلاغت نادرۀ این امت و اعجوبۀ این ملّت بود، از مجموع کلام امیر المؤمنین علی – سلام الله علیه و علی آله، که جمع بدایع غُرَر و روایع(14)  دُرَرست، صد کلمه اختیار کرده است و هر کلمه از آن برابر هزار داشته و به خط خود نبشته و خلق را یادگار گذاشته. واجب دید آن صد کلمه را به دو عبارت نظم و نثر پارسی تفسیر کردن و در تفسیر هر کلمه دو بیت شعر از منشآت خود که مناسب آن کلمه بود آوردن، تا فایدۀ آن عالم تر بُوَد و منفعت آن تمام تر و هر دو فریق، هم ارباب نظم و هم اصحاب نثر، در مطالعۀ آن رغبت نمایند»(15) .
5- ستودن ممدوحان به صفات خلفای راشدین
رشید الدین ممدوحانش را به صفات خلفای راشدین می‎ستاید(16) :
در فتوح بلاد بد کیشان                    ملک او چون خلافت عُمرست
(94).
2- شهاب الدین صابر، از نظر علم به حیدر و از جهت شرم به عثمان تشبیه شده است.
زهی در فطرت تو علم حیدر                      زهی! در طینت تو شرم عثمان
(600). 
3- سیّد تاج الدین ابوال