زمين خلافت كردند، همچنانكه مردم پيش از ايشان نيز بر پاره‌اي از زمين خلافت و حكومت كردند.

7- آية ديگري كه به آن استشهاد مي‌كنند آيات 82 و 83 سورة نمل است كه خداوند مي‌فرمايد: ﴿وَإِذَا وَقَعَ القَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَـهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآَيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ (82) وَيَوْمَ نَحْشـُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآَيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ (83)﴾ (النمل/82-83). (يعني: هنگاميكه آن گفته (عذاب) بر كفار محقق شود از زمين جنبنده‌اي بر آنها خارج كنيم كه با آنها سخن مي‌گويد، كه اين مردم به آيات ما يقين نمي‌داشتند, و روزي كه از هر امتي دسته كساني كه به آيات ما تكذيب مي‌كردند محشور مي‌كنيم، پس آنها تقسيم كرده مي‌شود). 

مي گويند: منظور از ((دابه)) يعني جنبنده در آية 82، ((مهدي)) مي‌باشد، و مي‌گويند، منظور از آية 83 در بارة رجعت مي‌باشد.

و أما جواب: در مورد آية اول (يعني آية 82)، بايد گفت: اولاً كلمة ((دابه)) در قرآن به معني جنبندگان پست آمده، ثانياً در مورد اين آيه (82 نمل) بايد به ما قبل آن توجه كرد، در آية 66 همين سوره (نمل) در بارة شك كفار است كه به آخرت شك داشتند، آية 67 در مورد صحبت كفار است كه مي‌گفتند آيا اگر استخوان شويم و خاك گرديم، روز قيامت برانگيخته مي‌شويم؟ در آية 71 مي‌گفتند: وعدة عذاب آخرت چه موقع است؟ در آية 80 مي‌فرمايد: ((تو مردگان را نمي‌تواني بشنواني و تو هدايت كنندة كوران نيستي))، بعد در آية 82 مورد بحث است، مي‌فرمايد: ((وقتي كه وعدة عذاب بر آنها محقق شود (يعني بر كفار)، از زمين جنبنده‌اي خارج مي‌كنيم كه با آنها صحبت مي‌كند، اين مردم به آيات ما يقين نداشتند)). از عبارت ((به آيات ما يقين نداشتند))، معلوم است در موردي است كه در آية 66 خداوند فرمود: ((كفار در مورد آخرت در شك بودند))، پس با توجه به آيات قبل، معلوم مي‌شود مقصود قيامت كبري است كه كفار به آن شك داشتند، ديگر اينكه اصلاً در قرآن صحبت از مهدي نيست كه در مورد او و ظهورش صحبتي شده باشد، تا بعضي در شك باشند و قبول نكنند))، ديگر اينكه روايات زيادي نيز تأييد مي‌كند كه اين آيه دربارة جهان آخرت و قيامت است. ديگر اينكه منظور از ((ارض)) در اين آيه همان ((ارض)) بهشت است كه در گذشته به آن اشاره شد.

و أما آية 83 سورة نمل: با توجه به آيات كه گفته شد و در ارتباط با آنها، اين آيه نيز در بارة قيامت بايد باشد و أما چرا گفتنه شده كه از هرامتي دسته كساني را كه تكذيب آيات ما را كردند، محشور مي‌كنيم؟ جواب آنستكه اگر به آيات 100، 101، 102، 103 سورة طه توجه شود، خداوند مي‌فرمايد: ﴿مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ القِيَامَةِ وِزْرًا خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاءَ لَـهُمْ يَوْمَ القِيَامَةِ حِمْلاً. يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُـرُ المُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً ﴾ (طه/100-101). يعني هر كس از ذكر (قرآن) روي برگرداند، روز قيامت را حمل مي‌كند، وجاويد در حمل وزر خواهد بود، و حمل كردن آن، در روز قيامت برايش بد خواهد بود، قيامت روزي است كه در صور دميده مي‌شود و مجرمين در آن روز چشم سفيد محشور مي‌شوند (كنايه از كوري آنان است).

از اين آيات كه در مورد قيامت است، معلوم مي‌شود: با اينكه در قيامت تمام موجودات و انسانها محشور مي‌شوند، ولي خداوند مي‌فرمايد در آن مجرمين را كور محشور مي‌كنيم، چون طرف صحبت مجرمين هستند، و معلوم است كه غير مجرمين بلكه مؤمنين نيز در قيامت محشور مي‌شوند، و ما نمي‌توانيم بگوئيم چون در اين آيه صحبت از غير مجرمين نشده، پس فقط مجرمين محشور مي‌شوند، و بقول معروف اثبات شيء نفي ما عدا نمي‌كند. 

ديگر اينكه اگر به آية مورد استشهاد در بحث، يعني آية 84 توجه كنيم، مي‌بينيم مي‌فرمايد: ﴿حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُمْ بِآَيَاتِي﴾ (النمل/84). (يعني: تا اينكه بيايند، به آنان خدا خواهد گفت: آيا آيات مرا تكذيب كرديد)، پس معلوم مي‌شود منظور از آمدن آنها، آمدن در صحراي محشر قيامت كبري است كه خداوند با آنها صحبت خواهد كرد، چون زمان مهدي كه اينها چنين مي‌گويند كه خدا با كسي صحبت نمي‌كند، و اين قيامت است كه خداوند با خلائق صحبت خواهد كرد.

ديگر اينكه از اين آيات (82 و83) نمل معلوم مي‌شود، مسافتي را بايد كفار در قيامت طي كنند تا آنها را به آتش اندازند، و أما تكليف ديگران چه مي‌شود، يعني مؤمنين و ضالين؟، در آيات ديگر به آنها اشاره شده و آيات 82 و83 سورة نمل در مقام وصف حال تكذيب كنندگان پيامبران در قيامت است.

8- آيات ديگري كه به آن استشهاد مي‌كنند: علي بن ابراهيم از عبد الله بن عباس روايت كرده كه پيغمبر (ص) در تفسير آية ﴿وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا﴾(الشمس/3)، فرمودند كه مقصود از روشني در اين آيه، امامان ما اهل بيت هستند كه در آخر الزمان به سلطنت مي‌رسند و زمين را پر از عدل و داد مي‌كنند.

جواب: خداوند در قرآن به عصـر ـ روز ـ شب ـ ماه ـ خورشيد ـ زيتون ـ انجير و غير اينها قسم خورده كه معلوم مي‌شود همان مخلوقات اوست، بنابر اين روز كه در اين آيه خدا به آن قسم خورده همين روز است كه خورشيد از افق ظاهر مي‌شود، و اگر ما مقصود از روز را روشني و امام بگيريم، پس مقصود از ليل (يعني شب كه خدا به آن قسم خورده و فرموده: ((وَاللَّيْلِ)) را چه بگيريم؟ مي‌گويند مقصود از ((ليل)) كه خدا به آن قسم خورده عمر است، و مقصود از ((شمس))، علي است، بايد ايشان گفت خداوند به چيز مهم و مقدس و مانند آن قسم مي‌خورد، اگر مقصود از ((ليل)) عمر باشد، خدايتعالي چگونه به آن قسم ياد نموده با اينكه بايد بر چيزهاي خوب و انسانهاي شريف قسم مي‌خورد، چرا به ليل كه به قول شما بمعني عمر است قسم ياد نموده است؟!!!.

تذكر: عمر را مسلمان پاكي مي‌دانيم و استدلال بالا را از جهت مطابقت با زبان شيعيان و الزام خصم ذكر نمودم تا اينكه به زبان ايشان صحبت كرده باشيم.

9- آية ديگري كه به آن استشهاد مي‌كنند آية 11 سورة مؤمنون است كه كفار مي‌گويند: ﴿قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ؟﴾ (غافر/11). (يعني كفار در جهنم خواهند گفت: پروردگارا دو بار ما را ميراندي و دو بار ما را زنده نمودي، پس اعتراف نموديم به گناهانمان پس آيا براي خروج از جهنم راهي وجود دارد؟.

اين آيه را دليل آورده، مي‌گويند كه مقصود از دو بار ميراندن يكي هنگام مردن در اين دنيا مي‌باشد، و مرگ دومي، مردن بعد از رجعت است.

و أما جواب: اين آيه دلالتي بر رجعت ندارد و آيه چنين مقصودي را نمي‌رساند، زيرا اگر منظور رجعت باشد و ما به فرض محال بگوئيم قبل از قيامت رجعتي باشد، در اين صورت براي كساني كه به دنيا رجعت مي‌كنند، سه حيات مي‌باشد و دو مرگ، زيرا يك حيات در اين دنيا و بعد از آن مرگ، حيات ديگر، در رجعت و بعد از آن مرگ و حيات سو