و خورشید و فلک درکارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

ای بندگان من! همه برهنه اید، مگر کسی که او را بپوشانم، پس پوشاک از من بخواهید تا به شما برسانم، شما تصور نکنید که روزیتان در دست این و آن است، این و آن چیزی در دست ندارند، نیاز خودشان در دست من است، مگر نه این است که مرگ آنان در دست من است؟ زندگی‌شان از فضل من است؟ روزیشان را من می‌رسانم؟ پس چقدر نفهمی است که رو به بندگان بنهید و آبروی خود نزد همچو خودی ببرید و به سوی من رو نیاورید، من عطایم بی‌منت است، هر قدر روزی به شما برسانم، خسته نمی‌شوم. چه کسی سراغ دارید که اگر بیش از دو سه بار از وی بخواهید، روی به هم نیاورد؟ من هستم که روزیتان را متعهدم از بچگی تا بزرگی، از نوزادی تا سالخوردگی شما را فراموش نمی‌کنم، احسان می‌کنم و بدی می‌کنید بازهم روزی‌تان را قطع نمی‌کنم، شما را مهلت می‌دهم تا از من آمرزش بخواهید. ای بندگان من! شما به شب و روز خطا می‌کنید و من شما را می‌آمرزم، پس از من بخواهید تا شما را بیامرزم.
در همه این مسایل فرمود: از من بخواهید، هدایت از من بخواهید، روزی از من بخواهید، پوشاک از من بخواهید، زیرا اگر بدون خواهش از او باشد، داستان قارون پیش می‌آید که گفته چنانکه در قرآن است: (‏ قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي)[القصص: 78] (قارون گفت: مالی که به من رسیده است، از علم و دانش خودم بوده است) خدا به من نداده است، در نتیجه خودش و مالهایش همه به زمین فرو رفتند.
ای بندگان من! خوبی من به شما فقط از راه مهر و رحمت من است، من از شما بی‌نیازم، منزه از نیازم، دعایتان را به اجابت می‌رسانم، هدایت‌جویان را به هدایت می‌رسانم، روزی‌خواهان را روزی می‌دهم و پوشاک می‌رسانم، آمرزش‌خواهان را می‌آمرزم، و در همه اینها ابداً توقعی از شما ندارم. ﴿ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ‏) [العنکبوت: 6] (محققاً خدا از همه جهانیان بی‌نیاز است). ای بندگان من! نه توانایی زیان‌رسیدن در شما هست که بتوانید زیانی به من برسانید، و نه توانایی نفع‌رسانیدن در شماست که بتوانید به من فایده‌ای برسانید، سود و زیانی از شما به من نمی‌رسد. ای بندگان من! اگر همه بر قلب پاکترین و پرهیزگارترین فرد بشر باشید، از ملک من چیزی کم نشود، بر بیچارگی‌تان رحم می‌آورم و به توبه شما خوش‌وقت می‌شوم، شما اگر هرقدر خوش‌وقتی بیابید بازهم به آن خوش‌وقتی من که از توبه شماست، نمی‌رسد. عظمت من طوری است که همه کاینات در برابر من عدم است.
کفر شما چیزی از ملک من کم نکند، ایمان شما بر ملک من نیفزاید. ای بندگانم! اگر اول و آخرتان و انس و جن‌تان در یک میدان گرد آیید و هرکدام هرچه می‌خواهید از من بخواهید و به هرکدام از شما آنچه می‌خواهد بدهم، از آنچه نزد من است چیزی کم نکند، مگر آنقدر که سوزن در دریا فروبردن از دریا کم می‌کند، دریا از سر سوزن چه اندازه کم می‌کند؟ هیچ. یعنی هرچه بخواهند آن را برسانم، هیچ از ملک من کم نکند، چیزی کم نکند، بلکه بیفزاید. ندانسته اید که علم هرچه بیشتر اتفاق شود، افزونتر می‌شود. پس ای بندگان! از چنین پروردگاری که خزاین کرم و رحمتش پایان نمی‌پذیرد و گنجینه‌های احسانش تمام نمی‌شود بخواهید. ولی خواستن و خواهش‌تان همراه با شوق و یقین باشد و در خواهش از خدای تعالی همت را بلند بگیرید که هرچه بخواهند، نزد خدا مهم نیست.
بیچاره مردمی که از این همه رحمت محروم شوند و از آن همه دریای احسان و گنجینه‌های انفاق دست را کوتاه دارند و کاری نکنند که دری از دریای رحمت برایشان گشوده شود، الحق بیچاره آنهایی که از خدا نخواهند و خود را بیچاره محروم کنند و روز قیامت هم شرمساری برند که نخواستند و نیافتند؛ زیرا اگر می‌خواستند به دست می‌آوردند. ای بندگان من! حقیقت قضیه این است که همان کردارهای خودتان است که برایتان می‌شمارم، و پس از آن مزد و سزای آنها را به تمام و کمال به شما می‌رسانم، پس اگر کسی در مزد و سزای خود خوبی یافت و به توفیق خدای تعالی کارهای شایسته کرد و زندگی پرآسایش نصیبش شد، باید بداند که سزای نکوکاری، نکوکاری است.
خداوند متعال فرمود: (‏ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏)[النحل: 97] (کسی که کار شایسته کند، از مرد و زن در حالی که ایمان دارد، پس در حقیقت او را زندگی خوش و پرآسایش می‌دهیم، و هرآینه به ایشان مزد و سزایشان را در برابر  بهترین رفتاری که می‌کردند می‌رسانیم). کسی که به کارهای شایسته کامیاب شد و توفیق نکوکاری و سزای خوب آن از فضل خدای تعالی یافت، باید ستایش خدای تعالی را به جا آورد که او را چنین توفیق داده است، چنانکه بهشتیان به سپاس خدا پرداختند و گفتند: (الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا) [الأعراف: 43] (ستایش برای خدای یکتاست که ما را به این خوشی رسانید و بهشت را نصیب ما فرمود).( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ) [الزمر: 74] (همه سپاس‌گزاری ما برای خدای یکتاست که به آنچه نوید داد راست فرمود و ما را به بهشت رسانید). (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ)[فاطر: 34] (همه ستایش ما برای خدای یکتاست که از ما نگرانی را دور ساخت). و هرکسی نتیجه‌ای غیر از آن بیابد و سزایش بد و مزدش دوزخ باشد، پس کسی غیر از خودش را سرزنش نکند، چنانکه در قرآن در باره دوزخیان می‌فرماید: ﴿•‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ...الخ﴾. [المؤمن: 10] (محققاً مردمی که کفر آوردند و به دوزخ رسیدند، صدا زده می‌شوند که در حقیقت خشمی که خدا بر شما دارد، بیش از خشمی است که شما بر خود گرفته اید: (فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم)[ابراهيم: 22] موقعی که دوزخیان به ملامت شیطان زبان گشودند، شیطان از خود دفاع می‌کند و می‌گوید: مرا سرزنش مکنید، خود را سرزنش بکنید که عقل خود را به کار نبستید، از گمراهان پیروی کردید، روی از خدا گرداندید، روی به خدا نیاوردید، زیرا در حقیقت هرکس رو به خدا آورد رویش به خیر است.
حدیث بیست و چهارم از کتاب اربعین امام نووی را که شرح آن گذشت «مسلم» در صحیح خود روایت نموده است، و رجال إسناد آن همه دمشقی هستند، و امام احمد و ترمذی و نسایی هم با زیادتی آن را روایت کرده اند، و چنانکه ظاهر است، این حدیث مشتمل بر قاعده‌های عظیم در اصول دین و فروع آن و آداب آن و آنچه دل را به صلاح آورد می‌باشد.
(تنبیه) حدیث بیستم و چهارم و هر حدیثی که در اول آن یاد شود که حضرت رسول الله از خدا عزوجل روایت نماید، این حدیث را «حدیث قدسی» نامند و جمله حدیث‌های «قدسی» تا بیش از صد حدیث رسیده است که بعضی از دانشمندان در جز