 زیربار روزه خالی کند، به حجت این که تکلیف است، شانه از زیربار هرکار اجتماعی که در یک زندگی شرافتمندانه ضرورت دارد، خالی می‌کند و در برابر ناملایمات زندگی فقط کسانی می‌توانند ایستادگی کنند که ایمان‌شان قوی و تکالیف دینی را انجام می‌دهند، و گرنه به خزه‌های اجتماع می‌مانند که در مقابل کوچکترین ناملایمات به انتحار می‌افتد.
هرجا که در تکالیف شرعی مشقتی پیش آید، شریعت تخفیف آن را روشن ساخته است، اگر نمی‌تواند ایستاده نماز بخواند نشسته بخواند، اگر در موقع سفر و بیماری و بارداری نمی‌تواند روزه بگیرد، موقعی که مقیم شد و بهبود یافت و وضع حمل نمود قضا بگیرد. در قسمت امر قید شد که بر حسب توانایی انجام گیرد، در قسمت نهی این قید نبود، و از اینجا دانسته می‌شود که باید کاملاً از نهی‌شده‌ها دور بود، اما اگر در جایی دو مفسده باشد، در این حال ارتکاب أخف مفسدتین می‌شود؛ مثلاً: هرگاه میان دو کس دشمنی باشد و بتوان به دروغ سبب نزدیک‌شدن آن دو شد، مانعی نیست؛ زیرا این دروغ مصلحت‌آمیز از دوام دشمنی که به مفاسد متعدد دیگر می‌کشاند بهتر است، هرچند که دروغ خوب نیست، زیرا شریعت در سه مورد به آن اجازه داده است: یکی در جنگ، دوم برای اصلاح بین دو کس که دشمنی میان آنها هست، سوم کسی که دو زن دارد و به یکی از آن دو دروغ می‌گوید برای خوشنودساختنش که در این سه مورد دروغ جایز شده است؛ زیرا فساد آن کمتر است.
حضرت رسول الله فرمود: آنچه به آن امر کردم به حسب توانایی به جا آورید، و آنچه از آن منع کردم از آن دور شوید، و از سؤال‌های بیجا خودداری کنید: (فَإِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَثْرَةُ مَسَائِلِهِمْ واخْتِلاَفُهُمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ) زیرا محققاً مردم پیش از شما را بسیاری سؤال و پرسش و مخالفتی که با پیغمبران‌شان می‌کردند نابود ساخت، و این که چرا از اختلاف منع شده، علت این منع آن است که اختلاف سبب تفرقه و دوری دل‌ها از همدیگر و ضعف دین می‌گردد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:33.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:34.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث دهم
عن أبي هريرةَ - رَضِي اللهُ عَنْهُ - قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَيِّبٌ لاَ يَقْبَلُ إِلاَّ طَيِّبًا، وإِنَّ اللهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ، فَقَالَ تَعَالَى: (‏ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً)[المؤمنون: 51]. وَقَالَ تَعَالَى: (‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ‏) [البقرة: 172].
ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ، يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّماءِ يا رَبُّ.. يا رَبُّ، وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَشْرَبُهُ حَرَامِ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِّيَ بِالْحَرَامَ، فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لَهُ؟) رواه مُسْلمٌ.

ترجمه حديث:
از ابی هریره – خدا از خوشنود باد – روایت است که گفت: پیغمبر خدا فرمود: محققاً خدای تعالی پاک است و نمی‌پذیرد مگر پاکیزه را، و به حقیقت خدا مؤمنان را امر فرمود به آنچه پیغمبران را به آن فرمان داد؛ زیرا خدای تعالی فرمود: (ای پیغمبران! از پاکیزه‌ها بخورید و کار شایسته را انجام دهید) و فرمود: (ای مردمی که ایمان آورده اید! از پاکیزه‌هایی که روزی‌تان نمودیم بخورید). پس از آن پیغمبر مردی را یاد فرمود که به مسافرت طول می‌دهد و به حال پراکنده مویی و گردآلود رویی دو دستش را به سوی آسمان بلند می‌کند و می‌گوید: ای پروردگار من! در حالی که خوراکش حرام و آبش حرام است، و پوشاکش حرام است و تغذیه شده به حرام – با این حال چگونه دعایش اجابت می‌شود؟.
این حدیث صحیح را مسلم روایت نموده است.
شرح حديث:
حدیث بالا اهمیت خوراک حلال و پوشاک و آشامیدنی حلال را می‌رساند، و این که عمل صالح و کار شایسته همیشه همراه با لقمه حلال است، و از آن برمی‌آید که دعا وقتی به اجابت می‌رسد که از دلی روشن و ذهنی پاک و جسمی پاکیزه که از غذای حلال پرورش یافته است برآید.
در این حدیث یکی از نامهای پروردگار را طیب.... به معنی بسیار پاک آورده است، یعنی ذات پرعظمت پروردگار منزه از هر نقص و پاک از هر عیب است، خداوند پاک عملی را می‌پذیرد که پاکیزه از فساد باشد. در این باره حضرت فرمود: (إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَيِّبٌ) محققاًَ خدا از هر نقصی منزه است، و از هر صفتی که از کمال مطلق خالی باشد نیز منزه و پاک خواهد بود، (لاَ يَقْبَلُ إِلاَّ طَيِّبًا) پروردگار پاک از کردارها و گفتارها فقط آنچه را که پاک باشد می‌پذیرد، اما کارهایی که به ریاء و خودپسندی آلوده باشد، به درگاه خدا راه نخواهد یافت، از کردارها فقط طیب و خالص را که دور از مفسدات باشد می‌پذیرد، و از مال‌ها آنچه حلال باشد قبول می‌نماید، زیرا طیب و خبیث دو چیز متضاد هستند. پاک و ناپاک یک جا جمع نگردند. حرام اگر هم کسی تصور نماید، در صدقه به کار برده است، پذیرفته نمی‌شود. مالی که کسی از راه غصب به دست آورد، اگر صدقه نماید گناه دیگری را برگناه غصب افزوده است، به غصب مال را از دست صاحبش گرفته و به صدقه‌کردنش تصرف به ناحق در مال دیگری نموده است.
حرام چگونه می‌تواند مورد قبول واقع شود؟ قبول‌نشدن در فقه به دو معنی تعبیر می‌شود: یکی قبول‌نشدنی که دلالت بر فساد عمل می‌کند، مانند این حدیث: «خدا نماز بدون وضو را نمی‌پذیرد». بنابراین، نماز بدون وضو باطل است. دوم قبول‌نشدنی که فساد عمل دلالت نمی‌کند، بلکه مایه حرمان از ثواب است، چنانکه در حدیثی به روایت احمد آمده است: (من صلي في ثوب قيمته عشرة دراهم فيه درهم حرام لم يقبل له صلوة) کسی که در جامه‌ای که ده درهم ارزش دارد و یک درهم حرام در آن است، آن نماز پذیرفته نیست.
در إِسناد این حدیث نظری است، و علماء گفته اند که نماز در چنان جامه‌ای ثواب ندراد، نه این که مأمور به اعاده آن نماز باشد، بعضی گفته اند که قسم سوم معنی قبول‌شدن: خوشنودی خدا و ستودن او تعالی از کننده آن کار است، اگر مالی از حرام به دست آورد و بعداً نتوانست آن را به مالکش برگرداند، مثلاً او را نشناسد، در این حال صدقه‌کردن آن مال که ثواب آن عاید صاحبش بشود جایز است، و این در صورتی است که امید به دست‌آمدن صاحبش نباشد.
از «فضیل بن عیاض» خداشناس بلند نام نقل شده است که مال حرام که صاحبش مشخص نباشد تلف می‌شود. و این بعید به نظر می‌رسد، در بیان معنی طیب بعضی گفته اند که طیب به معنی لذیذ است که شرع بر لذت آن موافقت کرده باشد و این تعبیر بعید است؛ زیرا گوشت خوک لذیذ است در حالی که یقیناً حرام است، و صبر تلخ است در حالی که یقیناً حلال است.
بعضی طیب را به معنی حلال تفسیر کرده اند، و در این حال آیه (كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً)[البقرة: 168] (حلال و طیب به یک معنی است