اداش خوبی را به دو میلیون خوبی می‌رساند: (ألفى ألف حسنة).
پس از آن أبوهریره آیه‌ای از قرآن را خواند: ﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً ﴾. [النساء: 40] (و اگر خوبی باشد، خدا آن را چند برابر می‌فرماید، از نزد خود ثواب بسیار بزرگ می‌دهد). و گفت وقتی که خدا می‌فرماید: ثواب بسیار بزرگ چه کسی می‌تواند مقدار آن را بداند؟ و آیا بدی چند برابر می‌شود یا نه؟ بعضی از علماء برآنند که در ماه رمضان گناه‌کردن به چند برابر نوشته می‌شود.
در دو حدیث که إسنادشان به ثبوت نرسیده: (السَّيِّئاتُ تُضاعفُ في رمضان) عقوبت گناهان در رمضان چند برابر می‌شود، و امام احمد و اسحق بن راهویه و عده‌ای از علماء گناه در مکه معظمه را مضاعف دانسته اند.
گاهی بدی گناه به حسب فاعل آن چند برابر می‌شود، مثل آنچه که در آیه 30 و 31 سوره احزاب است: ﴿‏ يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً ‏30‏ وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحاً نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقاً كَرِيماً ‏31﴾. (ای زنان پیغمبر! هریک از شما کار زشتی انجام دهد، برای او عذاب دو برابر می‌شود و این چند برابرساختن عذاب نزد خدا کار آسانی است، (یعنی هر زنی که نور نبوت و صحبت پیغمبر او را از زشتی باز ندارد، عذابش که چند برابر شود، بازهم آسان بر او گرفته شده است) و هریک از شما که مطیع خدا و پیغمبرش باشد و کار شایسته انجام دهد، ثوابش را به دو برابر به او می‌دهیم و روزی بزرگوارانه‌ای را برایش آماده ساختیم).
علی بن الحسین زین العابدین (رض) در باره آل بیت همین نظر را داشت که چون به پیغمبر نزدیک هستند، اگر بازهم قرابت پیغمبر مانع ایشان از گناه نشود، کیفر گناه‌شان دو برابر کیفر باقی مردم است.
در حدیث است: (إذا تحدث عبدي بأن يعمل حسنة فلم يعملها فعلم الله منه انه قد أشعر قلبه وحرص عليها كتبت له حسنة) کسی که قصد خوبی کند و آن را به انجام نرساند و خدا دانست که او تصمیم برآن گرفته و برای انجام آن حرص داشته، یک خوبی برای او نوشته می‌شود.
از این حدیث برمی‌آید که مقصود از خاطره خوبی عزم همراه با تصمیم بر انجام آن است که ثواب یک حسنه دارد، وقتی که نیت و قصد خوبی هم یک حسنه نوشته می‌شود، محروم کسی است که نیت و قصد خود را بر خوبی قرار ندهد، و در حدیث طبرانی است: (نية المؤمن خير من عمله وعمل المنافق خير من نيته) نیت مؤمن از کردارش بهتر است و عمل منافق از نیت او بهتر است. مؤمن هزارها قصد و نیت خیر دارد که عمر او به همه آنها نمی‌رسد و بر همه آنها ثواب دارد، منافق هزارها نیت بد دارد که عمل او به هزار و یک نیت او نمی‌رسد.
در حدیث است: (إنما الدنيا لأربعة نفر: عبد رزقه الله مالا وعلما وهو يتقي فيه ربه ويصل فيه رحمه ويعلم لله فيه حقا فهذا بأفضل المنازل) دنیا برای چهار کس است: بنده‌ای که خداوند مال و علم را روزی او فرمود، پس او در مال خود پروای خدا را پیشه کند و صله ارحام را به جا می‌آورد و حق خداوندی در مال خود را می‌شناسد و این در بالاترین منزل‌هاست.
(وعبد رزقه الله علما ولم يرزقه مالا فهو صادق النية فيقول: لو أن لي مالا لعملت بعمل فلان فهو بنيته فأجرهما سواء) و بنده‌ای که خداوند علم را روزیش فرمود و مال را به او نداد، و او راست‌نیت است و می‌گوید اگر مال داشتم، مانند فلان کارهای خیر انجام می‌دادم، پس او به حساب نیتش ثواب دارد و هردو در ثواب یکسانند، (در ثواب اصل عمل یکسان است، اما در چند برابرشدن ثواب عمل یکسان نیستند، زیرا از دومی عملی انجام نگرفته است).
(وعبد رزقه مالا ولم يرزقه علما فهو يتخبط في ماله بغير علم لا يتقي فيه ربه ولا يصل رحمه ولا يعلم فيه لله حقا، فهذا بأخبث المنازل) و بنده‌ای که خداوند مال را روزی او فرمود و علم را به او نداد، پس او در مال خود بر پایه جهل و نادانی و سرگشتگی کار می‌کند، نه در مال خود از خدا می‌ترسد و نه صله ارحام را به جا می‌آورد و نه برای خدا در مال خود حقی می‌شناسد، و این شخص در بدترین منزلت‌هاست.
(وعبد لم يرزقه الله مالا ولا علما وهو يقول أن لي مالا لعملت فيه بعمل فلان وهو بنيته فوزرهما سواء) و بنده‌ای که خدا چیزی روزیش نساخت، نه مال به او داد و نه علم، و او می‌گوید: اگر مال داشتم، مانند فلان کس به خشک مغزی و بدعملی می‌پرداختم، او به حساب نیتش گناه دارد و این دو در گناه و کیفر یکسانند.
خداوند تعالی میان کسانی که عذر دارند و کسانی که معذور نیستند فرق گذاشته، و در آیة 95 سورة نساء: (فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى)ذکر شده است، (خداوند مجاهدین را که در راه خدا به مال‌ها و جان‌های خود جهاد کنند، بر کسانی که عذر بیماری و یا غیر آن مانع از رفتن‌شان به جهاد شد، درجه‌ای برتری داد و خداوند به همه‌شان چه آنهایی که به جهاد رفته و چه آنهایی که معذور بوده و نرفته اند، وعده بهشت عنایت فرمود). (وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً ‏95 ‏ دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً96)[النساء: 95 - 96] (و خداوند مجاهدان را بر کسانی که نشستند و به جهاد نرفتند و عذری نداشتند، برتری و ثواب بسیاری عطا فرمود).
درجه‌هایی که از فضل خدای تعالی نیت کار خیر ثواب دارد، هرگاه نیت جزم باشد و موانع او را از اجرای آن باز دارد، و این نیت مانند عمل است در اصل ثواب بدون چند برابری آن. هرگاه نیت خوبی باشد، بدون جزم و تصمیم برآن هم ثواب دارد، و این ثواب نیت است فقط و نیت و قصد گناه کیفر دارد هرگاه قصد جازم داشته باشد، منتهی موانعی جلو آید و نتواند، این قصد در حکم عمل است و کیفر دارد.
هرگاه قصد گناه باشد، اما تصمیم برآن نباشد، قصد گناه در دل خطور کند و بگذرد و برآن تصمیم نگیرد، گناه بر او نوشته نمی‌شود، اما نگرانی و ناراحتی‌های فکری اکثر مولود چنین نیت‌های است، سعدی می‌گوید:
نکوکاری از مردم نیک رای
یکی را به ده می‌نویسد خدای
تو نیز ای پسر در کسی یک هنر
ببینی، زده عیبش اندر گذر

اگر ما بشر در برابر ده هنر از یک عیب می‌گذشتیم، جهان را بر خود دوزخ نمی‌ساختیم، این فضل خدای تواناست که قصد خوبی را می‌نویسد و قصد بدی را نمی‌نویسد و عمل بد را فقط یک بدی می‌نویسد، مقصود از عمل بد هیچگاه گناهان کبیره نیست، زیرا کبایر حدود و کیفرهای آن مشخص است.
با این حال، مرد کسی است که این همه افزایش ثواب در کارهای نیک بتواند بدی‌های او را بپوشاند، و عاقل کسی است که کاری نکند که آن همه ثواب خوبی، بازهم نتواند با بدی‌هایش برابری کند، بازهم فضل خدا تا چه حد است:
کرم بین و لطف خداوندگار
گنه بنده کرده است و او شرمسار

رحمت خدای تعالی