رمود: فرشتگانند(104).    
43-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى:﴿وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ﴾ (الذاريات: 7): معناه: ذات الحسن والزينة. (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج27، ص7).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود: «سوگند به آسٍمان كه داراي حُبُك‌است» گفت يعني: داراي نيكي و آراستگي‌است.      
44-	 وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا﴾ أنها الملائكة ينزعون أرواح الكفار عن أبدانهم بالشدَّة. (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج30، ص18).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود: «سوگند به كساني كه (جانها را) به سختي بر مي‌كَنند»، گفت: آنان، فرشتگانند كه ارواح كافران را به سختي از پيكرهاشان جدا مي‌كنند.     
45-	 وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ﴾ (الشورى:30) قال رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - : ((خير آية في كتاب الله هذه الآية، يا علي! ما من خدش عود ولا نكبة قدم إلا بذنب وما عفا الله عنه في الدنيا فهو أكرم من أن يعود فيه، وما عاقب في الدنيا فهو أعدل من أن يثنى على عبده)). (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج24،ص54).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود:  «هر مصيبتي كه به شما رسد، به سبب دستاورد خودتان‌است و خدا از بسياري در مي‌گذرد!» گفت: رسول خدا (ص) فرمود: اين آيه بهترين آيه در كتاب خداست! اي علي، هيچ خراشي از چوب و آسيبي به پاي (مؤمن) نمي‌رسد مگر به كيفر گناهي‌است (كه انجام داده) و هر چه را كه خدا در دنيا عفو كند، البته بزرگوارتر از آنست كه دو باره آنرا از سر گيرد و هر گناهي را كه خدا در دنيا به كيفر رساند، عادل تر از آنستكه دو باره بندة خود را بدان كيفر دهد.     
46-	 وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿كَلا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ﴾ (المطففين: 15) يعني محرومون عن ثوابه وكرامته. (رواه الطبرسي أيضاً في مجمع البيان، ج30، ص 56).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود: «چنين نيست، آنان در آنروز از خداوندگارشان در حجاب اند» گفت: يعني از پاداش و بخشش خداوند محرومند. 
47-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ﴾ (التكوير: 15و 16) يعني النجوم تكنس بالنهار وتبدو بالليل. (رواه الطبرسي في جامع البيان، ج30، ص75).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه فرمود: «سوگند به آن ناپديدشوندگان، همان روندگان پنهان شونده» گفت: مقصود: ستارگانند كه در روز پنهان مي‌شوند و در شب آشكار.   
48-	 وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ﴾ (التكوير: 17) يعني: إذا أدبر بظلامه. (رواه الطبرسي في مجمع البيان، ج30، ص44).
   أقول: «عسعس» من الأضداد بمعنى «أقبل» و«أدبر» كما جاء في هذه الآية الكريمة بالمعنى الأخير. 
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه: «سوگند به شب چون پشت كند» فرمود: معنايش آنستكه چون با تاريكي خود پشت كرده و بروَد. 
نويسنده گويد:  فعل «عَسْعَس»  از لغات ضدّ است كه هم در معناي «روي آورد» مي‌آيد و هم به معناي «پشت كرد» چنانكه در اين آية شريفه، به معناي دوّم بكار رفته‌است.        
49-	وروى عنه عليه السلام في معنى قول الله عزَّ وجلَّ: ﴿هَلْ جَزَاء الإِحْسَانِ إِلا الإِحْسَانُ﴾ (الرحمن:60) قال: (( سمعت رسول صلى الله عليه وآله وسلم يقول: إن الله عزَّ وجلَّ قال: ما جزاء من أنعمت عليه بالتوحيد إلا الجنة.)). (رواه ابن بابويه في كتاب التّوحيد، ص28).
أقول: من دان بالتوحيد فعليه أن يخاف مقام ربه ويترك الهوى. قال الله تعالى: ﴿وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الهَوَى. فَإِنَّ الجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى﴾ (النازعات: 40 و41).
 روايت شده از علي (ع) در بارة معناي اين سخن خداوند كه فرمود: «آيا پاداش نيكي، جز نيكي‌است؟» گفت: شنيدم از رسول خدا (ع) كه مي‌فرمود: خداوند عزّ و جل فرموده‌است: پاداش كسي كه نعمت توحيد را بدو بخشيدم جز بهشت چيست؟
نويسنده گويد: هر كس به آئين توحيد گرويد، بايد از حضور در برابر خداونش بيم كند و هواي نفس را ترك نمايد چنانكه خدواند فرمود: «و امّا كسي كه از ايستادن در حضور خداوندش ترسيد و نفس خود را از هوس باز داشت، پس جايگاه او همان بهشت‌است.     
50-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ﴾ (يــس:70) أي من كان عاقلاً. (رواه الطبرسي في مجمع البيان، ج23، ص38).
علي (ع) در بارة اين سخن خداوند كه فرمود: تا (پيامبر) بيم رساند هر كس را كه زنده‌است گفت: يعني هر كس را كه از عقل برخوردار است.      
51-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ﴾ (الماعون: 7)، هي الزكوة المفروضة. (رواه الطبرسي في مجمع البيان، ج30، ص 24).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه: «از دادن ماعون خودداري مي‌كند» فرمود: ماعون، همان زكاة واجب است.    
52-	و رُوِيَ أن علياً عليه  السلام نظر في رجوعه من صفين إلى المقابر فقال: هذه كفاة الأموات أي مساكنهم. ثم نظر إلى بيوت الكوفة فقال: هذه كفاة الأحياء ثم تلا قوله تعالى: ﴿أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفَاتًا. أَحْيَاء وَأَمْوَاتًا﴾ (المرسلات: 25 و26). (رواه عليُّ بنُ إبراهيمَ في تفسيره، ص708).
روايت شده كه علي (ع) به هنگام بازگشت از صفّين، به گورهاي (مردم كوفه) نگريست و فرمود: «اينها در بر گيرندة مُردگانند». سپس به خانه‌هاي ايشان نگاه كرد و فرمود: «اينها در بر گيرندة زندگانند». آنگاه اين سخن خدايتعالى را بر خواند كه: «آيا زمين را در برگيرندة زندگان و مردگان قرار نداديم؟».        
53-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ﴾ (البقرة: 258): هو نمرود بن كنعان. (رواه السيوطي في الدُّرّ المنثور، ج1، ص 331).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه: «آيا به (ماجراي) كسي كه با ابراهيم در بارة خداوندش محاجّه مي‌نمود توجّه نكردي؟» فرمود: او نِمْروُد پسر كنعان بوده‌است.   
54-	وقال عليه  السلام لمرتدٍّ: إن كنتُ لمستتيبه ثلاثاً. ثم قرأ هذه الآية: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ، ثُمَّ كَفَرُواْ، ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُوا،ْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا﴾ (النساء: 137). (رواه السيوطي في الدّرّ المنثور، ج2، ص235). 
علي (ع) به شخصِ از دين بر گشته اي فرمود: «همانا از تو سه بار خواسته مي‌شود كه توبه كني» سپس اين آيه را بر خواند: «كساني كه ايمان آوردند و پس از آن، كافر شدند باز ايمان آوردند و پس از آن كافر شدند، سپس بر كفر (خود) افزودند......».          
55-	وقال عليه  السلام في قوله تعالى: ﴿ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾ (المائدة: 3) أنزلت هذه الآية على رسول صلى الله عليه (وآله) وسلم وهو قائم عشية عرفة. (رواه السيوطي في الدّرّ المنثور، ج2، ص258).
علي (ع) در بارة اين سخن خدايتعالى كه: «امروز دين شما را ب