ر رفع امان و جنگ آمده و اين قول از علي عليه السلام رسيده است».
نويسنده گويد: اگر گفته شود كه پيامبر خدا - (ص) – براي كافران نامه مي‌نوشت و در آغاز نامه اش آية بسم الله الرحمن الرحيم را مي‌نگاشت چنانكه در نامة به هرقل (هراكليوس، امپراتور روم شرقي) و ديگران آمده است. پاسخ مي‌دهيم كه: نگارش بسم الله الرحمن الرحيم در نامه هاي مزبور بهنگامي نبوده كه كافران، پيمان پيامبر (ص) را شكستند و اعلام جنگ بدانها فرمود بلكه در آغاز دعوت آنها، صورت مي‌پذيرفت و از اينرو مي‌بينيم كه پيامبر خدا (ص)  فرمان داد تا در نامة به هرقل اين آيه را نيز (پس از بسم الله) بنگارند كه: «السَّلامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الهُدَى» (چنانكه بخاري در صحيح خود گزارش نموده است) و اين سخن را بهنگام فرا خواندن كسي به سوي حق و اسلام ياد مي‌كنند چنانكه موسي و هارون – عليهما السلام- بهنگام نخستين بر خورد با فرعون و دعوت او بسوي فرمان خدا، اظهار داشتند همانگونه كه در قرآن كريم آمده است:
﴿فَأْتِيَاهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الهُدَى﴾ (طـه: 47).
يعني: «پس به سوي وي (فرعون) رويد و بگوييد كه ما فرستادگان خداوند تو هستيم، بنا بر اين فرزندان اسرائيل را با ما بفرست و عذابشان مكن، براي تو آيتي از سوي خداوندت آورده ايم و سلامت كسي راست كه از هدايت پيروي كند».خداي بزرگ در كتاب ارجمند و خطاب گرانقدرش به ما دستور داده تا (به پاداش تلاشها و مجاهدات) پيامبر برگزيده‌اش، بر او درود فرستيم و در اين باره فرموده‌است:
﴿إِنَّ الله وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾ (الأحزاب: 56).
برخي از ياران پيامبر (ص)  در بارة چگونگي اين درود (يا دعاء) از ايشان پرسش مي‌نموده و از جملة آنان علي عليه السلام بود كه از وي روايت شده پرسيدم:
«اي رسول خدا چگونه بر تو درود فرستيم؟ پيامبر (ص)  فرمود، بگوييد: «اللهم صل على محمد وعلى آل محمدكما صليت على إبراهيم وآل إبراهيم. انك حميد مجيد».
يعني: «خداوندا بر محمد و آل او لطف و عنايت فرما چنانكه بر ابراهيم و آلش فرمودي، همانا تو ستوده و بزرگواري». اين گزارش را سيوطي در تفسير «الدّرّ المنثور» آورده است».
نويسنده گويد: صلوات خدا بر بندگانش همان لطف و رأفت وي نسبت به ايشان‌است كه در رديف رحمت او در قرآن آمده همانگونه كه فرمود: ﴿أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ﴾ (البقرة: 157) و از جمله امور پسنديده آنست كه شخص مسلمان، درود و دعا براي پيامبر خدا را بر دعاهاي خودش پيش افكند چنانكه باز هم از علي عليه السلام روايت شده كه فرمود:
«هر گاه كه از خداي سبحان در خواستي داشتي، ابتدا در بارة پيامبرش دعا كن (بر او درود فرست) آنگاه حاجت خود را از خدا بخواه زيرا خداوند، بزرگوارتر از آنست كه چون دو حاجت با يكديگر از او بخواهند، يكي را بر آورد و از روا ساختن ديگري خودداري ورزد»! 
اين روايت را شريف رضي در نهج البلاغه آورده است(74).  

الهوامش
(74) به: «نهج البلاغه»، بخش سوم (سخنان كوتاه) شمارة 361 بنگريد. خداوند بزرگ در كتاب ارجمندش فرمود:
﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾ (المؤمن: 60). يعني: «خداي شما گفت مرا بخوانيد تا دعايتان را پاسخ دهم همانا كساني كه با تكبّر از بندگي من روي گردانند با خواري به دوزخ وارد خواهند شد».
كليني در «اصول الكافي» از امام صادق (ع) روايت نموده كه گفت: امير مؤمنان علي عليه السلام مردي بود كه اهتمام بسيار به دعا داشت و مي‌فرمود كه: «دعا سپر مؤمن‌است و هر گاه كه دري را بسيار بكوبي، به رويت باز خواهد شد» ونيز مي‌گفت كه: «دعا كليد رستگاري‌است و بهترين دعا آنست كه از دلي پاك و پرهيزكار بر آيد» و همچنين مي‌گفت كه: «پيش از در خواست (از خدا) بايد به ستايش (او) پرداخت، پس چون بدرگاه خداوند دعا كردي، بزر گواري و عظمت وي را ياد كن (تا دعايت را بر اساس معرفت بنا نموده باشي)».
نويسنده گويد: در سورة فاتحة الكتاب همين شيوه را مي‌يابيم كه ابتدا ستايش خداوند و آنگاه دعا بدرگاه او آمده‌است (چنانكه بنده مي‌گويد: الحمد لله رب العالمين... و سپس از معبود خود در خواست هدايت مي‌كند).
سيد رضي در «نهج البلاغه» از امير مؤمنان علي عليه السلام آورده كه فرمود:
«بدان آنكس كه گنجهاي آسمانها و زمين در دست اوست بتو اجازه داده او را بخواني، و بر عهده گرفته تا دعايت را اجابت كند، و تو را فرمان داده كه از او بخواهي تا بر تو ببخشد، و از او در خواست رحمت كني تا بر تو رحم آورد، و ميان تو و خودش كسي را نگماشته تا او را از تو بپوشاند، و مجبورت نساخته بسوي كسي روي كه نزد وي برايت شفاعت كند، و اگر به بدي روي آوري تو را از توبه باز نداشته است، و در كيفرت شتاب نورزيده است، و بهنگام بازگشت، بر تو عيب نگرفته‌است .... پس چون او را ندا كني ندايت را مي‌شنود، و چون با او آهسته سخن گويي، نجوايت را مي‌داند، و تو حاجت خويش را بسوي او مي‌بري، و آنچه در جان داري نزد او باز مي‌گويي، و از اندوههاي خود نزد وي شكايت مي‌كني، و زدودن گرفتاريهايت را از او مي‌خواهي، و در كارهايت از او ياري مي‌جويي، و از گنجهاي رحمتش چيزهايي مي‌طلبي كه جز او كسي بر بخشيدن آنها توانايي ندارد، چون فزوني عمر و تندرستي و فراخي روزي. آنگاه كليدهاي خزائن خود را - با اجازه اي كه در دعا بتو داده- در دستت نهاده‌است پس هر گاه كه خواستي با دعا درهاي نعمتش را مي‌گشايي، و باران ريزان رحمتش را طلب مي‌كني، پس تأخير در اجابتش تو را نا‌اميد نكند زيرا كه بخشش به اندازه نيّت‌است، و چه بسا اجابت دعايت به تأخير مي‌افتد تا پاداش در خواست كننده بيشتر شود و جزاي آرزومند كاملتر گردد، و چه بسا چيزي را مي‌خواهي كه بتو داده نمي رسد زيرا كه خير تو در همان است، و چه بسا چيزي را مي‌خواهي كه اگر داده شوي، نا بودي دين تو در آن خواهد بود. پس خواسته هايت به گونه اي باشد كه خير و زيبايي آن براي تو بماند و رنج و محنتش از تو دور گردد...».
نويسنده گويد: اين روايت را (علاوه بر سيّد رضي) ابن شعبه نيز در كتاب «تحف العقول» با اندك اختلافي در الفاظ آورده است. ضمناً امير مؤمنان علي عليه السلام از برخي دعاها نهي فرموده مانند اينكه كسي بگويد: «خدايا، من از فتنه به تو پناه مي‌برم»! چنانكه روايت شده امام (ع) شنيد مردي چنين مي‌گويد، فرمود: مي‌بينم كه از مال و فرزندت به خدا پناه مي‌بري! زيرا كه خداوند (در قرآن مجيد) مي‌فرمايد: إنَّما أَمْوالُكُمْ وأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ (أنفال: 28) يعني: جز اين نيست كه مالها و فرزندانتان فتنه (وسيلة آزمايش) اند. بنا بر اين بگو: «خداون