 کور مادرزاد سپس دست کرد چیز سفیدی را آورد و گفت این چه رنگ است می‌بینی؟ گفت سپید است، سپس چیزی سبزی را آورد و گفت این چه رنگ است؟ گفت سبز است؟ سپس چیزی سیاهی آورد و گفت این چه رنگ است گفت سیاه است، پس فرمان داد مأمورین او را فلک کردن و فرمود شلّاق بزنید و گفت ای کذّاب تو گفتی من کور مادرزاد بودم حالا این رنگها از کجا دانستی که کور مادرزاد که رنگ‌ها را نمی‌شناسد؟ چون شروع بشلّاق زدن کردن گفت مرا رها کنید راست می‌گویم، پس گفت من کور نبوده‌م ولی چیزی از مال دنیا نداشتم یکی از کشیک‌چیان به من گفت خودت را بکوری بزن من تو را بپای ضریح می‌برم و شب‌ها می‌خوابانم تو شبی خود را بینا نشان بده و فریاد کن امام مرا شفا داد، سپس هر مقدار پول که جمع شد تقسیم می‌کنیم. از این قضیّة معلوم می‌شود تمام معجزات از این قبیل بوده است. حال می‌گوئیم ایمان به معجزات مرشدها و اقطاب و ائمه نه از اصول دین بوده و نه از فروع دین، با این حال اگر کسی انکار کند مردم عوام او را کافر می‌داند، چرا برای اینکه گویندگان غلات این طور به مردم تزریق کرده‌اند.
تازه اگر کسی بگوید فلان معجزه کار خود رسول و یا کار خود امام است تصرّف جزئی تکوینی را ثابت کرده و این دلیل بر ولایت کلیة تکوینیّة نمی‌شود هر بشر می‌تواند در مسلک خود تصرّف کند و یا فلان پرتقال را تصرّف کند.دلیل هفتم غالیان واسطة فیض و جواب آن 

می‌گویند رسول و امام واسطة بین خدا و خلقند و حتّی حضرات رقیّه و سکینه و حضرات عبّاس و اکبر و غیر ایشان از امامزاده‌ها را واسطه ومجرای فیض خدا می‌دانند در تکوینیّات و فوّارة قدرتند و حتّی اسکوئی یکی از شخیّه در کتاب احقاق الحق نوشته: رسول و امام دربانان و حجاب و نوّاب خدا و محلّ قدرت و ارادة اویند؟ جواب ایشان این است که باید مقصود از این عناوین معلوم گردد تا قضاوت شود ما برای بیان آنها می‌گوئیم : اولاً خدا همه جا با علم خویش حاضر و به هر چیز محیط است و بین خدا و خلق او واسطه نیست چنانکه خود فرموده : {وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}  سورة ق(16)
 یعنی ما از رگ گردن یعنی رگ حیات به انسان نزدیکتریم و در سوره حدید فرموده : {وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ} یعنی او با شما است هر جا باشید، اگر شنیده‌ای پیغمبر واسطه و سفیر الهی است بین خالق و خلق او یعنی بندگان، در أمور دین و رساندن وحی واسطه‌ است نه در مکان و نه در چیز دیگر. متأسفانه عدّه‌ای از ملّایان و فیلسوف مآب معتقدند که از خدا یک چیز بیشتر صادر نشده به نام عقل اوّل یا نور محمّد(ص) و آن مخلوق اوّل واسطة در خلقت و خالق چیزهای دیگر است ولی قرآن می‌گوید : {الله خلق کل شیء} که ما با دلائل و برهان اقول این اشخاص را در کتاب عقل و دین ردّ کرده‌ایم هر که خواهد به آن کتاب به جلد اوّل آن مراجعه کند، در نهج‌البلاغه در وصیّت حضرت امیر(ع) به فرزندش امام حسین می‌فرماید : «واعلم أنّ الّذی بیده خزائن السّموات والأرض قد أذن لک فی الدّعاء و أمرک أن تسئله لیعطیک و تسترحمه لیرحمک و لم یجعل بینک و بینه من یحجبه عنک و لم یلجئک إلی من یشفع لک إلیه». بدان محقّقاً خدائیکه بدست او است خزائن آسمان و زمین تو را اجازه داد که او را بخوانی و أمر کرده از خودش سئوال کنی تا به عطا کند و طلب رحمت کنی تا تو را رحم نماید و بین تو و خودش حاجب و دربان و واسطه‌ای قرار نداده و تو را ناچار نکرده که شفیع نزدش ببری، یعنی هر گاه خدایت را بخوانی حاضر و شنوا است و احتیاج بواسطه ندارد، در اینجا حضرت امیر فرموده خزائن إلهی همه دست خودش می‌باشد یعنی خزائن فیض و برکت و رزق و حیات و غیر اینها، چنانکه در قرآن خدا برسول خود فرموده: «قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ» سورة انعام (50)، یعنی بگو من برای شما نمی‌گویم که نزد من خزائن الهی است، پس معلوم می‌شود او مجرای فیض نبوده و خزائن الهی بدست او نیست و این واسطة فیض را گویندگان نادان در دین اضافه کرده‌اند، خدا مانند فلان أمیر و وزیر نیست که دور باشد و یا در دسترس محتاجین نباشد و محتاج واسطه گردد.
ثانیاً کدام آیه و حدیث وارد شده که رسول خدا واسطه و مجرای فیض است چنین مدرکی از شرع نرسیده، قرآن مردم را دعوت کرده مستقیماً به خدا رجوع کنند نه بواسطه و نه وسیله در سورة یوسف آیة 108 فرموده : 
( أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي)(یوسف / 108)
«همانا دعوت من بسوی خدا است من و هر کس پیرو من باشد».
و در سورة بقره آیة 186 فرموده : 
(وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ) (بقره / 186)
«هر گاه بندگانم از تو سؤال کردند که خدا دور است یا نزدیک بگو نزدیکم، خواننده را جواب می‌دهم هر وقت مرا بخواند».
یک نفر خر مقدسی خدا را تشبیه می‌کرد به کارخانة برق و بنده را به یک لامپ که باید بواسطة سیمها خود را به کارخانه وصل کند و کسب نور نماید یعنی بنده باید بواسطة رسول و امام خود را به خدا برساند و کسب فیض کند، او نمی‌داند که کارخانة برق محدود و دور است أمّا خدا دور نیست، خدا فصل و وصل ندارد همه جا  با علم خویش حاضر و ناظر است و خود فرموده مرا بخوانید و غیر مرا نخوانید «فَلا تَدْعُو مَعَ اللَّهِ أَحَداً»، این رد بر خدا است که ما او را نخوانیم و بگوئیم بواسطه مراجعه می‌کنیم. به اضافه چنین واسطه‌ای که همه جا حاضر و ناظر باشد وجود ندارد، پس خدا حاجب و دربان و پرده‌دار نمی‌خواهد. این جاهلان خدا را مانند فلان سلطان نادان فرض کرده‌اند که به حاجب و واسطه و دربان محتاج است.فوّارة قدر یعنی چه، اگر مقصود این است که قدرت و یا خزائن و مقدّرات ا  لهی محلّی دارد و منحصر و محدود در امام و رسول است یعنی در طرف مکانی حبس و محدود شده و از آنجا بیرون می‌زند که این خیال جاهلانه است. پس معلوم می‌شود خدا را نشناخته‌اند، آقاجان قدرت خدا عین ذات او است و محبوس و محصور در مکانی نمی‌شود مگر قدرت و یا فیض خدا آبست که مجری داشته باشد و از آن مجرا فواره بزند. شیخیّه و غالیان خدا را نشناخته و باور نکرده به امام و رسول چسبیده و دکان باز کرده‌اند و استدلال کرده‌اند به زیارت مطلقة امام حسین به جملة اراده«الرّبّ فی مقادیر أموره تهبط إلیکم و تصدر من بیوتکم و الصادر عما فصل من احکام العباد»، یعنی ارادة خدا در مقدّرات امور پائین می‌آید به سوی شما امامان و از خانه‌های شما صادر می‌شود و آنچه صادر می‌شود از تفصیلات احکام بندگان است. غالیان می‌گویند از این جمله معلوم می‌شود که ارادة خدا پائین می‌آید و منحصراً به أئمه این زیارت‌نامه‌ها از معجولات غلات و کذّابین است و هیچ امام و رسولی نفرموده بیائید سر قبرم یک ساعت از من مدّاحی کنید تا مرا خوش آید. ثانیاً اصول دین را نتوان از زیارت‌نامه گرفت زیرا اصول دین تقلیدی نیست. ثالثاً ظاهر این جمله چنانکه می‌گوئید نیست و به غلط معنی می