يق نكنيم وتنها متكي به اجماع شويم.
واضح است، اگـر مسئله ولادت (محمد بن الحسن العسكري) مبني بر ادله عقلي ونقلي وتاريخي مي باشد، بايد اين ادله را گـرفت وآنها را مراجعه وتحقيق كنيم ونمي بايستي تسليم استدلالات واجتهادات وفرضيات متكلمين شويم.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الكليني: الكافي ج1، ص 366 و338و340، النعماني: الغيبه، ص 89 و296 و208، الصدوق: عيون اخبار الرضا، ص 86 واكمال الدين ص 408.

[2]- النعماني: الغيبه، ص 113.

[3]- النعماني: الغيبة، ص 186.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:72.xml">مبحث اول- استدلال فلسفي</a><a class="folder" href="w:html:75.xml">مبحث دوّم ادله نقليه بر وجود (امام مهدي)</a><a class="folder" href="w:html:79.xml">مبحث سوّم دليل تاريخي</a><a class="text" href="w:text:83.txt">مبحث چهارم استدلال به معجزها براي اثبات وجود مهدي</a><a class="text" href="w:text:84.txt">مبحث پنجم دليل اجماع</a><a class="folder" href="w:html:85.xml">مبحث ششم غيبت</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:73.txt">مطلب اول- بحث عقل</a><a class="text" href="w:text:74.txt">مطلب دوم- گـامهاي نقلي در راه عقل</a></body></html>مبحث اول- استدلال فلسفي
مطلب اول- بحث عقل
گـروه (اثنا عشريه) ادله متعددي ارائه مي دهند مبني بر وجود فرزندي غايب و مستور براي حضرت عسكري، واينكه زندگـانيش تا روز ظهورش در آينده ادامه دارد. وبه چند دليل تكيه مي كنند، اين دليلها به چند قسمت تقسيم مي شوند، ومهمترين آنها دليل عقلي يا دليل فلسفي مي باشد، حالا اين دليل چه بوده است؟ وبر چه مبنايي استوار مي باشد؟ اين را در صفحات بعدي متوجه خواهيد شد.
آن دليل مي گـويد:
1 – ضرورت وجوب وجود امام يا رئيس در زمين، واينكه جائز نيست كه كشورها بدون حكومت بمانند چون اين سبب هرج ومرج مي شود.
2 – ضرورت عصمت امام يا حاكم از طرف خداوند وجايز نبودن حكومت فقهاي عدول ويا حكمرانان معمولي.
3 – محصور بودن امامت در اهل البيت ودر فرزندان (علي وحسين) تا روز قيامت.
4 – ايمان به مرگ حسن عسكري، وايمان به عدم غيبت ايشان.
5 – مُلزم ساختن به قانون (وراثت عمودي) وعدم جواز انتقال امامت به برادرها بجُز امام حسن وامام حسين.
متكلمين چه از متقدمين وچه از متأخرين كتابهايي در باره (المهدي محمد بن الحسن العسكري) نوشتند ودلايلي بر وجودش ارائه كردند كه دليل عقلي مهمترين آنها بوده است. وبراي اين دليل اهميت خاصي قائل شده اند. شيخ صدوق متكلم معاصر آن دوره از ابو سهيل اسماعيل بن علي النوبختي نقل مي كند: نوبختي در كتاب (التنبيه)، كه 30 سال بعد از غيبت نوشته شده، از طريق عقل استدلال بر وجود (امام مهدي) مي كند و مي گـويد: «همانا شيعيان با استدلال از راه عقل به وجود حضرت مهدي پي بُردند همانگونه كه خدا، پيغمبر و باقي امور دين را با استدلال از راه عقل شناختند»[1].
شيخ مفيد (338- 413 هجري) در كتاب (الارشاد) مي گـويد: «دليل عقلي وجود امام معصوم در هر عصري ضروري مي داند... واين دليل اينقدر كافي ومحكم است كه از آن مي توان استدلال بر وجود فرزند (حضرت عسكري) كرد وامامت را در او منحصر مي كرد. واين يك اصل ميباشد كه نياز به نقل روايت وحديث ندارد، چون اين دليل به ذاته قائم مي باشد. وقضاوت عقلها مورد آن بوسيله استدلال ثابت شده است»[2].
شيخ كراجكي (متوفي سال 427 هجري) هم از دليل عقلي استفاده كرد كه استوار بر ضرورت امامت وعصمت امام در هر عصر وزماني است، واز اين راه فرزندي براي حضرت عسكري قائل مي شود، وامامت وغيبت را براي او ثابت مي كند. واضافه مي كند كه عصمت منحصراً در (فرزند عسكري) در آن زمان بوده. ودو عموي ديگـرش (محمد وجعفر) كه مدعي امامت بودند معصوم نمي باشند[3].
سيد مرتضي علم الهدي (355 – 436هـ) مي گـويد: «عقل بر ضرورت وجود رياست در هر زمان حكم مي كند، ورئيس بايد معصوم باشد. واين دو اصل اگـر ثابت شدند، بايد گـفت او بعينه (صاحب الزمان) مي باشد. براي اينكه صفاتيكه او دارا مي باشد بجز او در كسي ديگـري پيدا نمي شود، بنابر اين مسئله غيبت بديهي مي باشد وهيچ شك وشبهه اي به آن نمي توان وارد كرد. انتخاب امام بوسيله مردم باطل مي دانيم چون امام داراي عصمت نمي باشد، وقول عده معدودي از شيعه هاي معترض باطل دانستيم. لاجرم رأي مذهب مان درست خواهد بود. اگـر چنين نبود حق ميان امت برداشته خواهد شد» سيد مرتضي براي ايمان آوردن به امام مهدي رؤيت ومشاهده را ضروري نمي بيند. بنظر او ميتوان از طريق استدلال عقلي امام را شناخت[4].
سيد مرتضي در كتاب (الشافي) در ردّ قاضي معتزلي (عبد الجبار همداني) كه در كتاب (المغني) وجود امام دوازدهم را ردّ كرده بود، قاضي مي گـويد: «شيعيان چون قائل به عصمتند سبب گـرديد آنها وجود اشخاصي را ثابت كنند كه در اصل وجود ندارند، وآنها در اين زمان امامي را باثبات رساندند كه اسم ونسب دارد اما وجود خارجي ندارد». سيد مرتضي در كتاب (الشافي) ضمن ردّ ادعاهاي (قاضي همداني) مي گـويد: «حرفهاي قاضي عبد الجبار مجرد ادعاي محض يا يك پيشنهاد مي باشد، ما قبلاً استدلال بر وجوب وجود امام معصوم در هر زمان را كرده ايم كه ايشان نمي تواند آن استدلالات را ردّ كند»[5].
شيخ طوسي (385 – 460 هـ) در كتاب (تلخيص الشافي) مي گـويد: «هر كسي كه دليل عقلي را قاطع دانست، حتماً وجود امام زمان را خواهد پذيرفت و به امامتش ايمان خواهد آورد»[6].
 ودر كتاب (المسائل الكلامية – المسائل العشر) مي گـويد: «امام امروز الخلف الحجة القائم المنتظر المهدي محمد بن الحسن صاحب الزمان مي باشد، وحضرت مهدي زنده است از زمان پدرشان حسن عسكري تا اين زمان مي باشد براي اينكه هر زماني احتياج به امام معصوم مي باشد واين (امامت) لطفي از طرف خداوند متعال مي باشد. ولطف از طرف خداوند در هر زمان واجب مي باشد»[7].
شيخ طوسي در كتاب (الغيبة) ادله بر ولادت (صاحب الزمان) را به دو قسمت تقسيم كرده است: ادله عقليه وادله نقليه، وبه قسمت اول ادله عقليه اهميت بيشتري داده است، ومي گـويد: «دلايل صحت ولادت صاحب الزمان، بعضي آنها اعتباريه وبعضِ آنها اخباريه مي باشند.. ادله اعتباريه شامل اين مي شود كه اگر ما: امامتش را باثبات رسانديم، وهمه اشكالات را جواب داديم، وفساد ادعاهاي ديگـران را ثابت كرديم، لاجرم بايد قائل به صحت ولادتش وصحت امامتش باشيم، ولو اينكه در اين زمينه خبري اصلاً وارد نشده باشد»[8].
شيخ طوسي بعد از شرح دليل عصمت واينكه امام بايد معصوم باشد وهيچوقت حق از امت خارج نمي شود، مي گـويد: «اگـر همه اين اصلها ثابت شد در نتيجه امامتِ صاحب الزمان ثابت خواهد شد. چون هر كه بعصمت امام ايمان داشته باشد، بايد قائل به امامتش شود»[9].
طوسي سعي بر باطل كردن ادعاهاي فرقه هاي ديگـر شيعه از قبيل (كيسانيه وناووسيه وفطحيه و واقفيه) وغيرهم كه مدعي عصمت براي امامانشان شدند، كرد. واز آن نتيجه گـرفت كه (امامت وغيبت فرزند حسن عسكري درست وصحيح مي باشد وبراي اثبات ولادت حضرتش از نظر تاريخي ضرورتي نديده است) واضافه مي كند: (براي اينكه حق از امت خارج نمي شود، لاجرم حق ن