ان‌! و اي‌ مؤمنان‌! به‌ حرف‌هاي‌ اين‌ افراد گوش‌ ندهيد كه‌ اينان‌ نمايندگان‌ شيطان‌ هستند. پس‌ گام‌هاي‌ اينان‌ را دنبال‌ نكنيد.
3) كساني‌ كه‌ دنباله‌رو سخنان‌ مغرضانه‌ و شيّادانه‌ي‌ عالمان‌ ظاهرنما و بي‌دينان‌ چند چهره‌، گردند بدانند كه‌ اين‌ شيّادان‌ شما را فقط‌ به‌ فحش‌ و ناسزا گفتن‌ به‌ عايشه‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ و اصحاب‌ و ياران‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ امر مي‌كنند.
4) براي‌ نجات‌ از اين‌ مهلكه‌ و اين‌ دام‌ شيطاني‌، دست‌ به‌ دعا برداريد و به‌ سوي‌ خداوند رجوع‌ كنيد تا با فضل‌ و لطف‌ خويش‌ شما را راهنمايي‌ كند. و از گناه‌ سخنان‌ گذشته‌ شما را پاك‌ گرداند.
5) رسيدن‌ به‌ تزكيه‌ي‌ واقعي‌ بدون‌ لطف‌ و توفيق‌ الهي‌ ميسّر نخواهد بود.﴿وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنکُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاکِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ)  (نور / 22)
«كساني‌ كه‌ از شما اهل‌ فضيلت‌ و فراخي‌ نعمتند، (همانند ابوبكر صديق‌(رض)) نبايد سوگند بخورند اينكه‌ بذل‌ و بخشش‌ خود را از نزديكان‌ و مستمندان‌ مهاجرين‌ در راه‌ خدا باز مي‌گيرند (به‌ علت‌ اينكه‌ در ماجراي‌ افك‌ دست‌ داشته‌ و به‌ آن‌ دامن‌ زده‌اند) بايد عفو كنند و گذشت‌ نمايند. مگر دوست‌ نمي‌داريد خداوند شما را بيامرزد؟ (همان‌گونه‌ كه‌ دوست‌ داريد خدا از لغزش‌هايتان‌ چشم‌پوشي‌ فرمايد، شما نيز اشتباهات‌ ديگران‌ را ناديده‌ بگيريد و به‌ اين‌گونه‌ كارهاي‌ خير ادامه‌ دهيد) و خدا آمرزگار و مهربان‌ است‌ (پس‌ خويشتن‌ را متأدب‌ و متصف‌ به‌ آداب‌ آفريدگارتان‌ سازيد).
1) عظمت‌ ابوبكر صدّيق‌ ـ (رض) ـ و نقش‌ او در جامعه‌ي‌ اسلامي‌، كه‌ خداوند او را اهل‌ فضل‌ و كَرَم‌ معرفي‌ مي‌نمايد.
2) ابوبكر ـ (رض) ـ نه‌ تنها در جنبه‌ي‌ مادي‌، بلكه‌ در بُعد معنوي‌ نيز از همه‌ برتر است‌.
3) انسان‌ نبايد در مقابل‌ ناسپاسي‌ و گناه‌ ديگران‌، كمك‌هايش‌ را به‌ آنها قطع‌ كند.
4) مؤمن‌ بايد از خطا و لغزش‌ برادر و خواهر مسلمانش‌ بگذرد.
5) اگر كسي‌ طالب‌ عفو و بخشش‌ الهي‌ است‌، پس‌ بايد خودش‌ نيز ديگران‌ را ببخشد و از خطايشان‌ چشم‌پوشي‌ نمايد.
6) چشم‌پوشي‌ از خطاي‌ ديگران‌ و قبول‌ كردن‌ عذر آنان‌، نشانه‌ي‌ علاقه‌ به‌ مغفرت‌ الهي‌ مي‌باشد.﴿إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (نور / 23)
«كساني‌ كه‌ زنان‌ پاكدامن‌ بي‌خبر (از هرگونه‌ آلودگي‌ و) ايماندار را به‌ زنا متهم‌ مي‌سازند، در دنيا و آخرت‌ از رحمت‌ خدا دور و عذاب‌ عظيمي‌ دارند (اگر توبه‌ نكنند)».
1) تهمت‌ زدن‌ به‌ حضرت‌ عايشه ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ نفرين‌ خداوند را در دنيا و آخرت‌ به‌ دنبال‌ دارد.
2) پروردگار خودش‌ شخصاً تهمت‌ زنندگان‌ به‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ و هر زن‌ پاكدامن‌ ديگري‌ را، لعنت‌ و نفرين‌ كرده‌ و عذاب‌ بزرگ‌ و شديدي‌ را براي‌ آنان‌ مهيا نموده‌ است‌.
3) لعن‌ و نفرين‌ از سوي‌ خدا، نشانه‌ي‌ اهميّت‌ موضوع‌ و جايگاه‌ شخصيّتي‌ است‌ كه‌ مورد اتهام‌ قرار مي‌گيرد.
4) در قرآن‌ شديدترين‌ وعيد براي‌ تهمت‌زنندگان‌ به‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ و عايشه‌ صفت‌ها مي‌باشد كه‌ نفرين‌ و عذاب‌ را با هم‌ ذكر كرده‌ است‌.(يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا يَعْمَلُونَ) (نور / 24).
 «(آنان‌ عذاب‌ عظيمي‌ دارند) در آن‌ روزي‌ كه‌ عليه‌ آنان‌ زبان‌ و دست‌ و پاي‌ ايشان‌ به‌ كارهايي‌ كه‌ كرده‌اند، گواهي‌ مي‌دهند».
1) آناني‌ كه‌ با زبان‌شان‌ در سخنراني‌ها و روضه‌خواني‌ها توهين‌ مي‌كردند.
2) آناني‌ كه‌ با قلم‌ مسمومشان‌ در صدد نشر اين‌ شايعات‌ بوده‌اند و در كتاب‌ و روزنامه‌ها به‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ اهانت‌ كرده‌اند.
3) آناني‌ كه‌ با پاهايشان‌ دنبال‌ درست‌ كردن‌ فيلم‌ و تئاتر و... بوده‌اند. تمامي‌شان‌ دچار عذاب‌ سخت‌ الهي‌ خواهند شد؛ چراكه‌ اين‌ اعضايشان‌ عليه‌ آنان‌ گواهي‌ خواهند داد.
﴿يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ) (نور / 25)
«در آن‌ روز خداوند جزاي‌ واقعي‌ آنان‌ را بي‌ كم‌ و كاست‌ بديشان‌ مي‌دهد، و آگاه‌ مي‌گردند كه‌ خداوند حق‌ آشكار است‌ (و روز قيامت‌ در حقانيّت‌ پروردگار شك‌ و ترديدي‌ براي‌ سرسخت‌ترين‌ لجوج‌ها هم‌ نمي‌ماند)».
1) نبايد در دنيا انتظار داشت‌ كه‌ تهمت‌زنندگان‌ به‌ سزاي‌ كامل‌ اعمالشان‌ برسند، بلكه‌ سزاي‌ كامل‌ كارهايشان‌ را در قيامت‌ خواهند ديد.
2) در آن‌ روز خواهند دانست‌ چه‌ دسته‌گلي‌ به‌ آب‌ داده‌اند و چه‌ عفيفه‌ و شخصيّتي‌ را به‌ باد انتقاد و فحش‌ و ناسزا گرفته‌اند.
3) در آن‌ روز پشيماني‌ سودي‌ ندارد؛ چراكه‌ هر كسي‌ آن‌ وقت‌ خواهد فهميد كه‌ حق‌ كدام‌ است‌.﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِيمٌ﴾ (نور / 26)
«زنان‌ ناپاك‌، از آن‌ِ مردان‌ ناپاكند، و مردان‌ ناپاك‌ از آن‌ زنان‌ ناپاكند. و زنان‌ پاك‌ متعلق‌ به‌ مردان‌ پاكند و مردان‌ پاك‌ متعلق‌ به‌ زنان‌ پاكند. (پس‌ چگونه‌ تهمت‌ مي‌زنيد به‌ عايشه ‌ي‌ عفيفه‌ رزين‌، همسر محمد امين‌، فرستاده‌ رب‌ العالمين‌؟!) آنان‌ از نسبت‌هاي‌ ناموسي‌ و ناروايي‌ كه‌ بدانان‌ داده‌ مي‌شود مبرّا و منزّه‌ هستند، (و به‌ همين‌ دليل‌) ايشان‌ از مغفرت‌ الهي‌ برخوردارند و داراي‌ روزي‌ ارزشمندند (كه‌ بهشت‌ جاويدان‌ و نعمت‌هاي‌ غيرقابل‌ تصور آن‌ است‌)(1).
1) سخنان‌ زشت‌ و قبيح‌ مانند اين‌ نوع‌ تهمت‌ها و توهين‌ها به‌ همسران‌ پيامبر و اصحاب‌ و ياران‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ، لايق‌ و شايسته‌ي‌ دهان‌ افراد خبيث‌ و ناپاك‌ است‌.
2) افراد گمراه‌ و بدبخت‌، اكثراً سخنان‌ زشت‌ و نادرست‌ از دهانشان‌ بيرون‌ مي‌آيد و براي‌ همين‌ كار نيز شايستگي‌ دارند.
3) سخنان‌ مبارك‌ و مؤدّبانه‌ در مورد همسران‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ و اصحاب‌ و يارانش‌، لايق‌ و شايسته‌ي‌ پيروان‌ راستين‌ رسول‌الله و اصحاب‌ و يارانش‌ مي‌باشد و اينان‌ هيچگاه‌ سخنان‌ بي‌ادبانه‌ و زشت‌ را نسبت‌ به‌ هيچ‌كدام‌ از همسران‌ و ياران‌ پيامبر ـ (ص) ـ بر زب