ران فن روايت كن.

كابن المسيب والعلا ومالك
 والليث والزهري أو سفيان
 

از افرادي مانند ابن المسيب و العلا و مالك و الليت و زهري يا سفيان روايت كن.

يعني وقتي تاريخ صحيح و درستي را فرابگيري بدان كه همان است كه اينها و افراد ثقه و مورد اعتمادي مانند اينها روايت مي‌كنند، و مانند كساني مباش كه سيرة اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را مورد عيب‌جويي قرار مي‌دهند و مي‌گويند: تاريخ ما تاريخ سياهي است، اما چنين نيست كه اينها مي‌گويند بلكه تاريخ ما تاريخي درخشان و زيباست كه انسان از خواندن آن لذّت مي‌برد.

و براي اطلاع بيشتر به كتاب‌هاي تاريخ چون تاريخ الامم والملوك معروف به تاريخ طبري يا البدايه والنهايه و تاريخ الاسلام ذهبي و ديگر كتاب‌هاي معتبر تاريخ مراجعه كنيد، اما بايد دانست كه تاريخ امام طبري مهم‌ترين كتاب در تاريخ اسلامي است و بيشتر مردم از آن نقل مي‌كنند، اهل سنت از تاريخ طبري نقل مي‌كنند و از آن دليل مي‌گيرند، و همچنين اهل بدعت نيز از آن دليل مي‌گيرند، اما اينكه چرا تاريخ طبري بر ديگر كتابهاي تاريخ مقدم است؟ بايد گفت كه به خاطر امور زيادي تاريخ طبري بر ديگر كتاب‌هاي تاريخ مقدم است كه برخي از اين امور عبارتند از: 

1 ـ زمان امام طبري به زمان اين رخدادها نزديك بوده است.

2 ـ امام طبري با سند روايت مي‌كند.

3 ـ جايگاه والاي علمي امام طبري -رحمه الله-.

4 ـ بيشتر كتابهاي تاريخ از او نقل مي‌كنند.

و وقتي چنين است پس ما وقتي مي‌خواهيم تاريخ بخوانيم بايد مستقيم به سراغ تاريخ طبري برويم، ولي چنان كه گفتم هم اهل سنت از تاريخ طبري دليل مي‌آورند، و هم اهل بدعت، پس چگونه مي‌توان اين و آن را تطبيق داد؟

بايد دانست كه چنان كه گفتيم يكي از ويژگي‌هاي تاريخ طبري اين است كه روايات را با سند ذكر مي‌كند، و اهل سنت از روايات صحيح طبري استفاده مي‌كنند، در صورتي كه اهل بدعت درست و ناردست را نقل مي‌كنند، و مهم اين است كه با خواسته‌ها و اميالشان موافق باشد. بنابراين بايد روش امام طبري را در كتاب تاريخش بدانيم.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- احمد در مسند خود از طریق ابی بصره الغفاری 6/396 حديث 26682 این حدیث را روایت کرده است، و ابن ماجه، ک: الفتن – باب سواد الاعظم – 2/367 حدیث 3998 از طریق انس بن مالک روایت کرده است، و ابن ابی عاصم در سنن باب ما ذکر من امر النبی -صلى الله عليه وسلم- بلزوم الجماعة ص 39 حدیث 80 آن را روایت نموده است.

[2]- متفق عليه: البخاري، ك: فضائل الصحابه، باب: لو كنت متخذاً خليلاً، حديث 3673. مسلم: فضائل الصحابة، حديث 2540.عدالت اصحاب -رضی الله عنهم-
تعريف صحابه در لغت: صحابي در لغت معاني دارد كه همه بر محور همراهي و اطاعت دور مي‌زنند[1].

و صحابي در اصطلاح يعني كسي كه پيامبر را ديده و به او ايمان داشته است و بر اسلام وفات يافته است[2].

و تعريف‌هاي ديگري براي واژه صحابه ارائه داده‌اند.

و اصحاب در همراهي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- و در مقام و فضل با يكديگر متفاوت هستند.

و عدالت و درستكاري بودن اصحاب امري بديهي و پذيرفته شده نزد اهل سنت و جماعت است، و اقوال علماي اهل سنت در مورد عدالت اصحاب محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- بيان خواهد شد. 

خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً﴾. (الفتح:18). «خداوند از مؤمنان ـ هنگامى كه در زير آن درخت (بيعه‌الرضوان‌ كه‌ در حديبيه‌ انجام‌ گرفت) با تو بيعت كردند ـ راضى و خشنود شد; خدا آنچه را در درون دلهايشان (از ايمان و صداقت) نهفته بود مى‏دانست; از اين رو آرامش را بر دلهايشان نازل كرد و پيروزى نزديكى (يعنى فتح‌ خيبر) بعنوان پاداش نصيب آنها فرمود».

خداوند در اين آيه بيان نموده است كه او تعالي از مؤمناني كه زير درخت با پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- بيعت كردند راضي و خوشنود است. 

چون خداوند ايمان و صداقتي كه در دلهايشان نهفته بود را مي‌دانست بنابراين آرامش را بر آنها فرود آورد، پس در اينجا خداوند به صداقت و راستي ايمان اين قومي كه زير درخت با پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- بيعت كرده‌اند گواهي مي‌دهد. 

و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: «از كساني كه زير درخت بيعت كرده‌اند هيچ كس به جهنم نمي‌رود مگر صاحب شتر سرخ»[3].

و صاحب آن شتر فردي از منافقان به نام الجد بن قيس بود كه همراه پيامبر بيرون آمده بود، و تعداد كساني كه زير درخت با پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- بيعت كردند هزار و چهار صد نفر بود و گفته‌اند كه هزار و پانصد نفر بودند، خداوند به ايمان اينها گواهي داد و ثابت كرد كه دلهاي اينان همانند ظاهرشان است، و هيچ منافقي در ميان آنها نيست به جز يك نفر كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- او را معرّفي كرده است و آن منافق با پيامبر همراه بود اما در بيعت حضور نداشت و با پيامبر بيعت نكرد و خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴾. (الحديد: 10). «چه عذرى براى شماست كه در راه خدا انفاق نمى‏كنيد در حالى كه ميراث آسمانها و زمين همه از آن خداست (و كسى چيزى را با خود نمى‏برد)! كسانى كه قبل از پيروزى فتح مكه انفاق كردند و جنگيدند (با كسانى كه پس از پيروزى انفاق كردند) يكسان نيستند; آنها بلندمقامتر از كسانى هستند كه بعد از فتح مكه انفاق نمودند و جهاد كردند; و خداوند به هر دو وعده نيك داده; و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است و پاداش آن را به شما خواهد داد».

يعني به كساني كه قبل از فتح انفاق كرده و در راه خدا جنگيده‌اند وعده نيك داده است و همچنين كساني را كه بعد از فتح مكه اموال خود را بخشيده و در راه خدا جنگيده‌اند وعده نيك داده است، و مصداق اين گفتة الهي است كه مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ * لاَ يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ * لاَ يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ﴾.  (الأنبياء: 101 -103).

«(اما) كسانى كه از قبل، وعده نيك از سوى ما به آنها داده شده ( مؤمنان صالح) از آن دور نگاهداشته مى‏شوند. آنها صداى آتش دوزخ را نمى‏شوند; و در آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعم هستند، وحشت بزرگ، آنها را اندوهگين نمى‏كند; و فرشتگان به استقبالشان مى