ي ديگر مانند بار خدايا دوستان او را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش، بعضي از علماي اين اضافه را صحيح قرار داده‌اند ولي در اصل صحيح نيست، و اما اينكه بار خدايا هر كس او را ياري مي‌كند او را ياري كن و دشمنان او را خوار بدار و او را مدار حق قرار بده، دروغي است كه به پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نسبت داده مي‌شود. 

اهل بدعت از اين حديث استدلال مي‌كنند و مي‌گويند علي جانشين بلافصل پيامبر است و مي‌گويند گفته پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- كه فرمود: هر كس من مولاي او هستم علي مولاي اوست، يعني علي جانشين من است و مولي به معناي والي يعني سروري كه بايد از او اطاعت كرد. 

و همچنين از علي -رضی الله عنه- روايت شده كه وقتي در رحبه در كوفه بود گفت: چه كسي از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- شنيد كه در روز غدير خم به من مي‌گفت: هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي او است[6]، آنگاه دوازده صحابي بدري گواهي دادند كه ما شنيده‌ايم.

علت اين سخن پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به علي چه بود 
شيعه مي‌گويند پيامبر در محل غدير خم در هواي بسيار گرم مردم را كه تعدادشان بيش از صد هزار نفر بود جمع كرد تا اين قضيه را براي آنها بيان كند كه هر كس من مولاي او هستم علي مولاي[7] اوست، و جمله‌هاي ديگري نيز به اين اضافه مي‌كنند. 

علت اين حديث دو چيز بوده است 
اول: بريده بن الحصيب -رضی الله عنه- مي‌گويد: خالد بن الوليد كسي را پيش پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرستاد تا كسي را بفرستد كه خمس را بگيرد[8]، آنگاه علي آمد و خمس را گرفت و سپس كنيزي از خمس را انتخاب كرد و با آن همبستر شد، بريده مي‌گويد: از علي متنفر بودم و او را ديدم كه غسل كرده بود[9]، به خالد گفتم: آيا اين را نمي‌بيني؟! وقتي پيش پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- آمديم قضيه را با او در ميان گذاشتم، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به من گفت: اي بريده آيا از علي متنفر هستي؟ گفتم: بله، فرمود: از او متنفر مباش او در خمس بيش از اين حق دارد[10]، در روايتي[11] ديگر آمده است. كه پيامبر به بريده گفت: هر كس من مولا و دوست او هستم علي هم مولا و دوست اوست.

دوم: بيهقي از ابي سعيد روايت مي‌كند كه علي آنها را از سوار شدن بر شتران صدقه منع كرد، و فردي را به عنوان امير آنها مقرر كرد و خودش قبل از آنها به سوي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حركت كرد، سپس وقتي در ميان راه آنها به او رسيدند ديد كه فردي كه او آن را به عنوان امير مقرر كرده به لشكريان اجازه داده كه بر شتران سوار بشوند و ديد كه آثار سوار شدن از شتران نمايان است بنابراين علي خشمگين شد و نماينده‌اش را سر زنش كرد. 

ابو سعيد مي‌گويد: وقتي ما با پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- ديدار كرديم از سخت‌گيري علي به او شكايت كرديم، و در روايتي ديگر آمده است كه لباسهايي بود كه آنها مي‌خواستند بپوشند اما علي آنها را منع كرد و اجازه نداد كه آن لباس‌ها را بپوشند، آنگاه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: باز ايست اي سعد بن مالك (ابو سعيد) و سخنان ناشايستي به برادرت علي نگو، سوگند به خدا كه تو مي‌داني او كار درستي كرده است، اين را ابن كثير با سند جيد براساس شروط نسائي روايت كرده است و بيهقي و غيره آن را بيان كرده‌اند.

و ابن كثير مي‌گويد: وقتي حرف‌هاي زيادي دربارة علي از طرف آن لشكري كه علي آنها را از سوار شدن بر شتران صدقه منع كرده بود و لباسها را از آنها پس گرفته بود، گفته شد. پيامبر وقتي از حج بازگشت و مناسك آن را انجام داد در راه مدينه در جايي به نام غدير خم ايستاد و سخنراني كرد و دامان علي را پاك دانست و جايگاه او را بالا برد و به فضيلت او گوشزد كرد تا آنچه در دل بسياري از مردم جاي گرفته بود را دور كند[12].

پس سبب بيان اين حديث اين بود كه آنها دربارة علي -رضی الله عنه- حرف زدند، و بنابراين پيامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- چيزي نگفت تا آن كه به مدينه بازگشت چرا؟ چون اين قضيه مخصوصاً به اهل مدينه ربط داشت چون كساني كه در مورد علي -رضی الله عنه- سخن گفته بودند از اهل مدينه بودند و آنها كساني بودند كه در جنگ با او همراه بودند. 

غدير خم محلي در جحفه است كه تقريباً دويست و پنجاه كيلومتر از مكه فاصله دارد، و اينكه مي‌گويند جايي است كه از آن جا حجاج متفرق مي‌شوند و هر يك به سويي مي‌رود دروغ است. چون كه محل جمع شدن حجاج مكه است، و از همان مكه از همديگر جدا مي‌شوند، و اهل مكه در مكه باقي مي‌مانند، و اهل طائف به طائف بر مي‌گردند، و يمني‌ها به يمن و عراقي‌ها به عراق مي‌روند، و همين طور هر كسي كه حج خود را تمام مي‌كند به شهرش باز مي‌گردد و قبيله‌هاي عربي از همان جا به سمت خيمه‌هاي خود مي‌روند، پس فقط اهل مدينه و كساني كه در راه مدينه مي‌رفتند با پيامبر همراه بودند، و در ميان اينها پيامبر سخنراني كرد و گفت هر كس من مولاي او هستم علي مولاي اوست، اختلاف اهل سنت و شيعه در مفهوم و معناي كلمه مولا است، نه در اينكه پيامبر آن را گفته يا نگفته، شيعه مي‌گويند من كنت مولاه يعني كسي كه من والي او هستم پس علي والي اوست، و اهل سنت مي‌گويند مفهوم گفته پيامبر كه من كنت مولاه فعلي مولاه، يعني هر كس مرا دوست دارد علي را دوست بدارد و ياري كند، و به دلايل زير مفهوم مولا همين است: به دليل زياداتى كه اضافه بر اين روايت شده‌اند و بعضي از علما آن را صحيح قرار داده‌اند، چنان كه روايت شده كه پيامبر بعد از آن فرمود: بار خدايا دوست بدار كسي را كه او را دوست مي‌دارد، و دشمن بدار كسي را كه با او دشمني مي‌كند. پس دوستي و دشمني كردن، توضيحي است براي جمله (فعلي مولاه) يعني مردم بايد علي بن ابي طالب -رضی الله عنه- را دوست بدارند. 

- پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به خاطر علي توقف نكرد، گرچه علي بيش از اين مستحق بود، ولي منظور اين است كه پيامبر براي استراحت توقف كرد، زيرا سفر از مكه به مدينه سفري طولاني است كه پنج تا هفت روز طول كشيده بود و چند بار پيامبر در آن براي استراحت توقف كرده بود، و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مردم را تذكر داد كه به كتاب خدا چنگ زنند و اهل بيت او را گرامي بدارند و احترام و گرامي داشتن اهل بيت و نيز پيروي كردن از آنها بر آنان واجب است، سپس بعد از اين پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در مورد علي -رضی الله عنه- گوشزد كرد و فرمود: هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي او است. 

- دلالت حكم مولا ابن الأثير مي‌گويد: مولي به معني آقا و مالك و نعمت‌دهند و ياور و دوست و هم پيمان و بنده و آزاد شده و پسر عمو و داماد است[13]، به همين چيزها مولي مي‌گويند. 

- حديث بر امامت دلالتي ندارد، چون اگر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- خلافت علي را بيان كند چنين كلمه‌اي را كه احتمال همه اين معاني را دارد نمي‌گفت و بلكه بهتر آن بود كه مي‌گفت: علي بعد از من جانشين من است، يا علي بعد از من امام است، يا مي‌گفت: هر وقت من مُردم از علي بن ابي طالب اط