ضی الله عنه- در اوج خود قرار داشت و اموال فراواني به دست مي‌آمد و مردم در رفاه قرار گرفتند و معمولاً رفاه چنين چيزهايي را به دنبال دارد، يعني شكايت كردن، قبول نكردن چيزهايي هستند كه بر اثر رفاه پديدار مي‌شوند زيرا مردم مغرور مي‌شدند و سپاس نمي‌گذارند.

 

سبب سوم:
تفاوت طبيعت و خوي عثمان با طبيعت و خوي عمر:

عمر -رضی الله عنه- سخت‌گير بود، و عثمان -رضی الله عنه- بردبار و مهربان بود، اما چنان كه بسياري ادعا مي‌كنند ضعيف و ناتوان نبود، بلكه او بردبار و باگذشت بود، بنابراين وقتي او را در خانه‌اش محاصره كردند گفت: آيا مي‌دانيد چه چيزي به شما جرأت داده تا عليه من برخيزيد؟ تنها چيزي كه به شما جرأت جسارت داده بردباري من است. 

و عبدالله بن عمر گفت: سوگند به خدا آنها به خاطر چيزهايي بر عثمان اعتراض كردند كه اگر عمر آنها را انجام مي‌داد هيچ كس چيزي نمي‌گفت. 

پس چرا بر عثمان اعتراض كرده و با او دشمني ورزيدند؟ چون عثمان باگذشت بود و اشتباه آنها را مي‌بخشيد و آنها را مواخذه نمي‌كرد.

 

سبب چهارم: 
بعضي از قبايل از چارپاست قريش خشمگين بودند. قبايل عربي كه به اسلام گرويده بودند به خصوص آنها كه بعضي از افرادشان از دين برگشتند و سپس با زور شمشير دوباره اسلام را پذيرفتند، بعضي واقعاً مسلمان شدند و بعضي به ناچار به اسلام تن در دادند و بعضي در حالي مسلمان شدند كه در دلشان چيزي بود، بنابراين اين افراد دوست نداشتند كه همواره رياست با قريش باشد و از اين ناراحت بودند، و مي‌گفتند چرا رياست از آن قريش است؟ بنابراين ابن خلدون مي‌گويد: «بعضي از قبائل مي‌خواستند بر قريش رياست كنند بنابراين به واليان و فرمانداران طعنه مي‌زدند»[13] و نرم‌خويي عثمان بهترين فرصت براي آنها جهت رسيدن به هدفشان بود.

اين‌ها مهمترين عوامل و اسباب فتنه بود، و اسبابي ديگر هم هست كه آن را بيان نمي‌كنم تا بحث طولاني نشود. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- عبدالله بن سبأ هل هي حقیقه أم خیال؟

[2]- نگا: ص 26.

[3]- فرق الشیعه ص 22.

[4]- رجال الکشی ص 98.

[5]- روایت شماره 955.

[6]- رجال الطوسی ص1.

[7]- بحار الانوار (51/210-42/146).

[8]- مستدرک الوسائل 18/169.

[9]- و از اهل سنت همه آنهایی که تاریخ این برهه را نوشته‌اند ابن سبا و تاثیر او را در این برهه یادآوری کرده‌اند و فقط نویسندگان اخیر شیعه وجود ابن سبا را انکار کرده‌اند و بعضی از نویسندگان جاهل اهل سنت از آنها پیروی کرده‌اند.

[10]- مختصر التحفة الاثنی عشریة 318.

[11]- البدایة والنهایة 7/204 ابن کثیر می‌گوید سند این روایت صحیح است.

[12]- تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة 1/360.

[13]- منبع سابق 1/365.
جنگ آفريقا سال 27 ه‍[1]
عثمان -رضی الله عنه- عبدالله بن سعد بن ابي السرح را فرمان داد تا به جنگ با اهالي سرزمين آفريقا برود و اگر آن را فتح كرد يك پنجم خمس غنيمت را به او خواهند داد.

او با لشكري ده هزار نفري به سوي آفريقا حركت كرد و همه آن را فتح نمود و اهالي آفريقا مسلمان شدند، و عبدالله بن سعد خمس خمس غنيمت را گرفت. و چهار پنجم آن را براي عثمان فرستاد و چهار پنجم غنيمت را در ميان لشكر تقسيم كرد كه به هر اسب سوار سه هزار دينار رسيد، هزار به خودش و دو هزار دينار سهميه اسبش بود و به پياده هزار دينار رسيد.

 

ذات الصواري سال 31 هـ
قسطنطين بن هرقل رومي‌ها و بربرها را براي جنگيدن با عبدالله بن سعد بن ابي السرح جمع كرد و در لشكر بسيار بزرگي به سوي مسلمين حركت كرد، آنها پانصد كشتي داشتند، و به سوي مغرب جايي كه عبدالله بن ابي السرح و يارانش بودند رهسپار شدند.

وقتي هر دو لشكر رو در روي هم قرار گرفتند نصارى صليب را بلند مي‌كردند، و مسلمين شب را با نماز و تلاوت قرآن روز كردند. صبح هنگام عبدالله بن ابي السرح يارانش را گرفت تا در كشتي‌ها صف بكشند. و به آنها فرمان داد تا مشغول ذكر خدا و تلاوت قرآن شوند.

باد از طرف رومي‌ها و بربرها مي‌وزيد سپس باد آرام شد، مسلمين به آنها گفتند اگر مي‌خواهيد از دريا بيرون مي‌آييم و در خشكي با هم مي‌جنگيم، اما آنها قبول نكردند، آنگاه مسلمين به آنها نزديك شدند و كشتي به هم خوردند و جنگ در گرفت. و سپس خداوند مسلمين را پيروز كرد و قسطنطين و لشكرش پا به فرار گذاشتند. و عبدالله بن ابي السرح چند روز در ذات الصواري اقامت گزيد سپس پيروز بازگشت.

 

واقعه جرجير و بربرها با مسلمين: 
وقتي مسلمين با لشكري بيست هزار نفري به فرماندهي عبدالله بن ابي السرح به سوي آفريقا رفتند، عبدالله به عمر و عبدالله بن زبير نيز در لشكر عبدالله بن ابي السرح بودند، پادشاه بربرها جرجير با لشكري صد و بيست هزار نفري يا دويست هزار نفري براي مقابله مسلمانان به سوي آنها آمد، وقتي هر دو لشكر روبرو قرار گرفتند، جرجير به لشكر دستور داد تا مسلمين را محاصره كنند، بنابراين مسلمين در وضعيت بسيار سخت و وحشتناكي قرار گرفتند، عبدالله بن زبير مي‌گويد: از پشت صف‌ها به پادشاه جرجير نگاه كردم او بر اسبي سوار بود و دو كنيز با پرهاي طاوس او را سايه كرده بودند، پيش عبدالله بن سعد بن ابي السرح رفتم و از او خواستم كه افرادي را همراه من بفرستد كه مرا از پشت حمايت كنند تا خودم را به پادشاه برسانم، او گروهي از مردان دلير را با من همراه كرد و به آنها دستور داد تا از پشت سر از من مواظبت كنند، من جلو رفتم تا اينكه صف‌ها را به سوي او شكافتم – آنها گمان مي‌كردند كه مي‌خواهم پيامي را به پادشاه برسانم – وقتي به او نزديك شدم از من احساس خطر كرد و بر اسبش سوار شد و پا به فرار گذاشت، من به او رسيدم و نيزه‌اي به او زدم و او زخمي شد سپس با شمشيرم او را از پاي در آوردم و سرش را گرفته و روي نيزه كردم و تكبير گفتم، وقتي بربرها اين را ديدند متفرق شدند و چون گربه پا به فرار گذاشتند، مسلمين آنها را دنبال كردند و مي‌كشتند و اسير مي‌كردند، و غنيمت‌ها و اموال زيادي به دست آوردند، و افراد زيادي را به اسارت گرفتند، و اين واقعه در شهري به نام سبيطله - كه به مسافت دو روز از قيروان دور است – رخ داد، و اين اولين اتفاقي بود كه عبدالله بن زبير -رضی الله عنهما- را معروف كرد.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- البدایة والنهاية 7/157.
مهمترين كارهاي عثمان -رضي الله عنه-
1- توسعه مسجد نبوي.

2- ساختن اولين ناو دريايي.

3- قرآن را باري ديگر جمع‌آوري كرد ولي اين بار آن را در يك مصحف قرار داد و نسخه‌هايي از آن نوشت و به شهرهاي اسلامي فرستاد، و يك نسخه از آن را پيش خود گذاشت، و تا به امروز مصحف به عثمان نسبت داده مي‌شود و مي‌گويند مصحف و نسخة عثماني چون افتخار جمع‌آوري‌اش را او داشته است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:40.txt">اعتراضاتي كه بر عثمان شده است</a><a class="text" href="w:text:41.txt"> اعتراض اول- دادن پُست و مقام به خويشاوندانش</a><a class="text" href="w:text:42.txt">اعتراض دوم- تبعيد كردن ابوذر به ربذه</a><a class="text" href="w:text:43.txt">اعتراض سوم: مي‌گويند