ا بر پاداشتند و حدون آن را زیر پا گذاشتند.
الان سوال از مناظر این است که آیا یهود و نصارا حروف کتابهایشان را تغییر نداده اند و آیا طبق این قول امام محمد باقر می توان گفت کتاب یهود و کتاب نصارا مانند قرآن محفوظ هستند؟ 
اگر شما از این روایت بر تحریف نشدن قرآن استدلال می کنید پس یهود و نصارا می توانند از این روایت بر تحریف نشدن تورات و انجیل استدلال کنند زیرا همان الفاظی که برای قرآن در این روایت کاربرده شد است بعینه همان الفاظ برای کتب گذشته به کار برده شده است.
لذا استدلال از این روایت درست نیست.
اما قول مولف تفسیر صافی که می گوید مذهب صحیح ما عدم تحریف قرآن است بنا بر تقیه است و مخالف با اقوال امامان معصوم است و دلیلی که مولف تفسیر صافی بر تحریف نشدن قرآن بیان می کند خود بیانگر تقیه بازی وی می باشد زیرا او می گوید قرآن محفوظ و کامل است و تحریف نشده است چون صحابه با تلاش و زحمت فراوان به جمع آوری آن اهتمام ورزیده اند؟!
آیا واقعا این استدلال درست است؟ 
آیا مولف تفسیر صافی راست می گوید؟ 
آیا این استدلال مولف تفسیر صافی نزد شیعیان ارزش دارد؟ 
خیر! هرگز
زیرا که فرقه شیعه تمامی یاران پیامبر خصوصا خلفای ثلاثة که قرآن را جمع آوری نمودند را کافر و فاسق و ظالم و غاصب می داند.
با این عقیده شیعه نسبت به اصحاب پیامبر چگونه می توان حرف مولف تفسیر صافی را پذیرفت و این جز تقیه و دروغ چیز دیگری نمی تواند باشد.
آقای اسماعیل تو با تونسوی مناظره می کند و در جنگل روضه نمی خوانی، حرف دهانت را بسنج و بر زبان بیاور
روایات تحریف قرآن در کتب شیعه: 
1.	اصول کافی روایت می کند: عن ابی عبدالله علیه السلام قال ان القرآن الذی جاء به جبریل این محمد صلی الله علیه وسلم سبعة عشر الف آیة.(1) 
ترجمه: جعفر صادق می گوید قرآنی که جبرئیل برای محمد آورد هفده هزار آیه داشت.
در این روایت امام معصوم می گوید قرآن هفده هزار آیه داشت در صورتیکه آیه های قرآن مسلمانان کمتر از هفت هزار آیه می‌باشد.
2.	احتجاج طبرسی از حضرت علی روایتی نقل می کند: لو شرحت لک کل ما اسقط و حرف و بدل مما یجری هذالمجری و ظهر ما تحظر التقیة اظهاره(2).  
ترجمه: اگر من تمام آنچه را که از قرآن حذف شده و تحریف شده و تغیر داده شده و چیزهای دیگری که در این باب انجام گرفته است را بیان کنم خیلی طولانی می شود و آنچه را که آشکار شدنش را تقیه ممنوع کرده است آشکار می گردد.
-----------------------------------------------------------------------------------
1) اصول کافی ص 671
2) احتجاج طبرسی  135سروران عزیز
پیامبر خدا فرمودند: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی.
من در میان شما دو چیز گذاشتم اول کتاب الله و دوم اهلبیت و این دو، تا حوض کوثر از همدیگر جدا نمی شوند.
پس نزد ما امامان معصوم اهلبیت برای هدایت و راهنمائی مسلمانان در هر زمانی جود دارند و زمین خدا از حجة الله خالی نمی شود و هنگامیکه اهلبیت وجود دارند پس یقینا قرآن همراه آنان است و از آنان جدا نمی شود.
شیخ صدوق در رساله اعتقادیه می گوید: اگر روایات تحریف را معتبر بدانیم اعتماد از قرآن برداشته می شود، لهذا روایات تحریف مردود هستند. اعتقاد ما هم دقیقا همین طور است که روایات تحریف ضعیف هستند و ما همانگونه که اهلبیت را در هر زمانی موجود می دانیم قرآن را هم موجود و کامل می دانیم.
مولوی عبدالستار با مشاهده روایات ضعیف در کتب شیعه دچار سوء تفاهم شده است و می گوید شما به قرآن اعتقاد ندارید و از ما می خواهد ایمان خود را بر قرآن ثابت کنیم و یک روایت در این موضوع ارائه دهیم در صورتیکه من چندین روایت بیان کردم.موجود بودن اهلبیت چه ارتباطی با تحریف نشدن قرآن دارد؟ و شیخ مناظر چگونه می خواهد با موجود بودن امامان ثابت کند قرآن تحریف نشده است؟ ما می گوئیم شیعه نه اهلبیت را قبول دارند و نه قرآن را و از اهلبیت فقط  یازده نفر را قبول کردند و دیگران را لعن کردند و پس از  وفات یازدهمین امام با بحران نبود امام مواجه شدند و نمی دانستند  چه کار کنند زیرا  امام یازدهم فرزندی نداشت به همین خاطر برای او فرزندی ساختند و او را همراه با قرآن به غار فرستادند تا از شر دشمنان محفوظ بماند و الان شیعه نه امامی دارد و نه قرآنی و خود شیخ اسماعیل گفتند هر جا امام است همانجا قرآن است پس امام در غار است و قرآن هم همراه امام در غار است.
و همین چیز را نویسندگان و علمای شیعه در کتابهایشان نوشته اند، چنانچه در تفسیر صافی به این موضوع پرداخته شده است.(1)  
من قبلا گفتم و باز هم می گویم اگر روایات تحریف قرآن نزد شیعه ضعیف هستند پس چرا بزرگان و علمای شیعه معتقد به تحریف قرآن بودند و آیا بزرگان شیعه هم مثل من دچار سوء تفاهم شده بودند؟ 
الان من یک پیشنهاد دارم باید علمای شیعه حاضر در جلسه این پیشنهاد من را بپذیرند تا این مناظره خاتمه یابد.
اگر روایات تحریف قرآن ضعیف هستند و عقیده تحریف قرآن کفر است پس علماء و مشایخ شما شیعیان مانند یعقوب کلینی و علی بن ابراهیم قمی و طبرسی که معتقد به تحریف قرآن بوده اند مسلمان هستند یا کافر؟ 
اگر واقعا و قلبا شما معتقد به تحریف قرآن نیستید و معتقدین به تحریف قرآن را کافر می دانید پس الان فتوای کفر علمای بزرگ خود را صادر کنید و ما  حرف شما را قبول کرده و یقین می کنیم شما تحریف قرآن را قبول ندارید و ختم مناظره را اعلام خواهیم کرد.
(شیعه تا ابد نمی تواند علمای کافر خود را تکفیر کند زیرا همین علمای کافر بنیانگذار دین شیعی بوده اند و اگر آنان کافر دانسته شوند دیگر مذهبی بنام شیعه باقی نخواهد ماند). مترجم
سکوت علمای شیعه و فرار از موضوع
هنگامیکه مولانا عبدالستار این پیشنهاد را مطرح کردند رنگ از چهره علمای شیعه حاضر در جلسه پرید و مدیر مجلس شیعیان امیر محمد از جایش برخواست و گفت در این موضوع به اندازه کافی بحث شده و این موضوع را خاتمه دهید.
علامه تونسوی گفت فقط کافی است شما فتوای کفر علمائی که معتقد به تحریف قرآن بوده اند را صادر کنید و ما ختم مناظره را اعلام می کنیم؛ اما علمای شیعه که هیچ پاسخی نداشتند با شرمندگی سکوت پیشه کردند زیرا نمی توانستند فتوای کفر علمای خود را صادر کنند و همچنین نمی توانستند علمای خود را از این عقیده تبرئه کنند.
چنانچه مولانا عبدالستار گفتگو را ادامه داده و فرمودند: کتاب فصل الخطاب روایتی نقل کرده است: کان لامیر المومنین علیه السلام قرآنا مخصوصا جمعه بنفسه بعد وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم و عرض علی القوم فاعرضوا عنه فحجبه عن اعینهم و کان عند ولده علیه السلام یتوارثه امام عن امام کسائر خصائص الامامة وخزائن النبوة و هو عند الحجة عجل فرجه یظهره للناس بعد ظهوره و یامرهم بقوانینه و هو مخالف لهذالقرآن الموجود من حیث التالیف و ترتیب السور و الایات بل الکلمات و من جهة الزیاد و النقیصة.(2) 
ترجمه: حضرت امیر المومنین(علی) قرآن مخصوصی داشت که خودش آن را پس از وفات پیامبر جمع آوری کرده بود و آن را بر قوم(اصحاب پیامبر) عر