 خردمندی مخفی نمی ماند.
آقای اسماعیل آیا این حرفها را من از جیب خودم می زنم یا اقوال امامان معصوم است که در کتابهای معتبر شما بیان شده است؟ 
اما روایت نهج البلاغه از حضرت علی رضی الله عنه که فرمودند قرآن بین دو جلد نوشته شده است هیچ اشاره ای به قرآن موجود در دست مسلمانان ندارد و طبق اعتقاد علمای بزرگ شیعه این قول حضرت علی رضی الله عنه در باره قرآن اصلی است که امام زمان مهدی با خود می آورد اما قرآنی که در دست مسلمانان است طبق روایت شیعیان از حضرت علی رضی الله عنه تحریف شده است و ستونهای کفر با آن بر پاداشته شده است و به پیامبر اسلام در آن اهانت روا داشته شده است و نام منافقین از آن برداشته شده است.
برای من مایه حیرت است شیخ اسماعیل که از علمای بزرگ شیعه است چه حرفهای جاهلانه ای بر زبان می آورد و  در باره روایتی که حضرت علی به زندیق پاسخ داد می گوید این روایت زندیق است و روایت زندیق اعتبار ندارد؛ من به سمع مناظر می رسانم اولا راوی این روایت زندیق نیست و راوی روایت می کند که یک زندیق از حضرت علی سوال کرد و آن حضرت به زندیق پاسخ دادند و اگر راوی زندیق می بود
روایت ارزش خود را از دست می داد، در صورتیکه اینجا سوال کننده زندیق و  پاسخ دهنده حضرت علی رضی الله عنه می باشد   که نزد شیعیان امام معصوم است و روایت کننده یاران علی هستند ومولف احتجاج طبرسی می گوید من نام راویان را در کتاب به این جهت ذکر نکرده ام که بر این روایات اجماع شده و یا موافق با عقل بوده اند و یا مشهور بوده اند.(3) 
و اگر این روایت از زندیق می بود و بی اعتبار می بود چگونه علامه طبرسی شیعی آن را در کتابش احتجاج طبرسی نقل کرده و تائید و توثیق نموده است.
شیخ اسماعیل با کدام دلیل سخن امام معصوم را روایت زندیق قرار داده و نفی می کند.
دوما در آخر روایت آمده است آن زندیق از سخنان حضرت علی قانع شد و به بزرگی و امامت حضرت علی اعتراف نمود و اگر خودش هم این سخنان را روایت می کرد باز هم پذیرفته می شد.
جناب شیخ اسماعیل به هوش باش که تو  در برابر  شاگرد امام بزرگوار علامه عبدالشکور لکهنوی قرار داری و در جنگل روضه خوانی نمی کنی و بفهم چه بر زبان می آوری.
آقای اسماعیل باز با ارائه سخنان بی ارزش و پوچ  می خواهد قرآن حضرت علی که در کتب شیعه مذکور است را انکار نماید و می گوید 
قرآنی را که حضرت علی رضی الله عنه به صحابه عرضه نمود و صحابه آن را انکار کردند و از پذیرفتن آن خوداری نمودند فقط آیه های منسوخ و نکات تفسیری بیشتری داشت و به همین خاطر  صحابه آن را نپذیرفتند و آن آیه های منسوخ شده و نکات تفسیری را حذف کردند!!!
جناب آقای شیخ اسماعیل شما فرق بین تحریف و نسخ را نمی دانید؟ 
حذف کردن آیه های منسوخ شده و نکات تفسیری از قرآن تحریف نامیده نمی شود زیرا تحریف عبارت است از کم و یا زیاد کردن قرآن توسط انسان و نسخ مخصوص خداوند است و به بندگان و انسانها ربطی ندارد و نکات تفسیری به هیچ وجه جزو قرآن نبودند که برداشتن آنها تحریف نامیده شود زیرا تحریف عبارت از  تغییر و کم و زیاد کردن آیه های قرآنی است و هیچ ارتباطی با نکات تفسیری ندارد.
و روایات شما نمی گویند نسخ شده است و یا نکات تفسیری برداشته شده اند بلکه تمام روایات شما شیعیان به نقل  متواتر می گویند قرآن کریم تحریف شده است.
خودتان کمی بیاندیشید! امام معصوم شما می گوید در قرآن موجود ستونهای کفر برپاداشته شدند و به پیامبر اسلام اهانت شده است، الان سوال من از شما این است آیا با برداشتن آیه های منسوخ شده و نکات تفسیری ستون کفر برپا می شود و به پیامبر اهانت می شود.
آقای اسماعیل چرا به این در و آن در می زنی لطف کن یک روایت صحیح و صریح به ما نشان ده که قرآن مسلمانان را در اعتقاد شیعه کامل و غیر تحریف شده  ثابت کند.
روایات تحریف در کتب شیعه
1.	مقبول دهلوی به نقل از تفسیر عیاشی روایتی بیان می کند که امام معصوم جعفرصادق علیه السلام فرمودند آیه های بی شماری از قرآن حذف شده است و بدان اضافه نشده مگر حروفی(4) 
2.	مقبول دهلوی به نقل از اصول کافی روایتی نقل کردند که نزد امام معصوم جعفر صادق علیه السلام آیه فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون تلاوت شد ایشان فرمودند در اصل به جای لفظ المومنون لفظ المامونون بود.(5)  گویا لفظ قرآنی به اعتقاد تشیع تغییر داده شده است.
3.	مقبول دهلوی روایتی نقل کرده است که امام معصوم جعفر صادق علیه السلام در مورد آیه کنتم خیر امة اخرجت للناس فرمودند این آیه در اصل این گونه نازل شده است: انتم خیرائمة و امام صادق خیر امة را به شدت رد کرد(6). 
آقای اسماعیل به این اقوال امامان معصوم پاسخ دهند.
------------------------------------------------------------------------------------
1) احتجاج طبرسی صفحه 140
2) تفسیر صافی صفحه 11
3) احتجاج طبرسی ص2
4) ترجمه مقبول ص33
5) ترجمه مقبول ص 404مولوی عبدالستار چندین بار از من خواستند یک روایت صحیح بر کامل بودن قرآن نزد تشیع ارائه دهم؛ الان به من گوش دهید من یک روایت صریح بر کامل بودن قرآن بیان می کنم، مولای ما علی علیه السلام فرمودند: کله القرآن و سپس فرمودند ان اخذتم بما فیه نجوتم من النار و دخلتم الجنة فان فیه حجتنا و بیان حقنا و فرض طاعتنا..
ترجمه: اگر به قرآن چنگ زنید از جهنم نجات می یابید و به بهشت می روید زیرا در آن قرآن حجت ماست و حق ما بیان شده است و اطاعت ما فرض قرار داده شده است.
سروران ببینید حضرت امیر قرآن را موجب نجات می داند، از این روایت معلوم می شود که قرآن به اعتقاد حضرت امیر کامل بوده است زیرا اگر قرآن کامل نمی بود حضرت امیر آن را نجات دهنده نمی فرمودند.
همچنین لفظ ما در این روایت (ان اخذتم بما) موصوله است که بر استغراق دلالت می کند و ثابت می شود  همین قرآن کتاب کامل خداوندی است.
الان عالم بودن مولوی عبدالستار روشن می شود که چند بار از من تقاضا کردند یک روایت بر اثبات عدم تحریف قرآن ارائه دهم و من روایتی از امام معصوم مولا علی علیه السلام بیان کردم که به روشنی و وضوح بر کامل بودن قرآن دلالت می کند، الان ببینم مولوی عبدالستار چه جوابی برای این روایت صریح دارد.
(آقای اسماعیل که فکر می کرد در جنگل روضه می خواند صد بار همین یک روایت را تکرار کرد و سر وصدا نمود و گفت من می خواهم جواب مولوی عبدالستار را بر این روایت بشنوم و فکر می کرد شاهکاری کرده است که هیچ جوابی ندارد.)گرد آورندهسبحان الله
شیخ اسماعیل پس از اینکه چندین بار از ایشان تقاضای یک روایت صحیح و صریح از کتابهای شیعه مبنی بر عدم تحریف کردم یک روایت بیان نمود اما متاسفانه در بیان روایت خیانت نموده و راه دروغ و قطع و برید را در پیش گرفت.
این کتاب احتجاج طبرسی در دست من  است در آن روایتی بیان شده است که مناظر محترم ما در بیان آن مرتکب خیانت شد طبرسی در این روایت می گوید: حضرت طلحه رضی الله عنه فرمودند کله القرآن و این کلمه حضرت طلحه است نه گفتار علی آنطور که مناظر شیعه بیان نمود.(1) 
واقعا باید بر چنین خیانت و دروغگوئی تا