شده است که آن حضرت فرمودند: خواندن قرآن به شکل اصلی و واقعی و همانگونه که بر پیامبر نازل شد حق مخصوص صاحب العصر امام زمان علیه السلام می باشد.(3) 
این عالم شیعه در جائی دیگر از تفسیرش می گوید ما به خاطر حکم امام مجبوریم تغییراتی که منافقین در قرآن داده اند را  به حال خود بگذاریم و عذاب تغییر دهندگان را کم نکنیم البته تا جائیکه ممکن باشد مردم را باخبر می کنیم و قرآن اصلی را امام زمان علیه السلام می آورد و آنگاه می توانیم قرآن را طوری بخوانیم که خداوند نازل کرده است(4). ،(5)   

الان مشخص شد که شیعیان چرا قرآن را می خوانند، برای اینکه حکم امام است نه به خاطر اینکه کتاب خدا است.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) صافی شرح کافی کتاب فضل القرآن جزو ششم ص 76
2) مرآة العقول صفحه 534
3) ترجمه مقبول صفحه 1067
4) ترجمه مقبول  صفحه 479
5) جالب است که ملعون مقبول دهلوی با این عقیده پلیدش باز هم قرآن مسلمانان را تفسیر کرده است و تفسیری قطور برای قرآن نوشته است و این نشان می دهد که شیعه با اینکه اعتقادی به این قرآن ندارند ولی باز هم به درس و تفسیر آن می پردازند تا مسلمانان را بفریبند و به امیال شیطانی خود دست یابند. مترجممردم ببینید در دست من کتاب نورالانوار اهلسنت است در صفحه 7 آن نوشته شده است: اما الکتاب فهو القرآن المنزل علی الرسول علیه السلام المکتوب فی المصاحف المنقول عنه نقلا متواترا بلا شبهة.مناظر شیعه به جای استدلال از کتب شیعه عبارتی از کتاب نورالانوار اهلسنت خواند که موجب اعتراض مولانا عبدالستار شد و مولانا اعتراض کرده گفتند: غالبا حواس مناظر شیعه پرت شده است و نمی داند چه می گوید و به جای ارائه دلیل از کتب شیعه عبارت کتاب اهلسنت را می خواند، او باید از کتابهای شیعه ثابت کند قرآن موجود قرآن اصلی و متواتر و قطعی است و من با یقین کامل می گویم تا قیامت هم نمی تواند چنین دلیلی ارائه دهد چرا که تحریف و تغییر قرآن نزد شیعه متواتر است.
مناظره شیعه که از اعتراض مولانا عبدالستار خشمگین شده بود چند دقیقه کاملا در سکوت به سر برد و سپس به جای ارائه دلیل به سخنرانی پرداخت و گفت: الله تعالی می فرماید: الم ذلک الکتاب لاریب فیه: خداوند در این آیه با صراحت هر گونه شک و شبهه را از قرآن نفی می کند، بنابر این نباید در قرآن شک کرد.
سروران گرامی! قرآن متواتر است و در روایت متواتر در مورد راوی بحث نمی شود که کی باشد و چه عقیده ای داشته باشد و روایت متواتر فرق نمی کند توسط یهودی یا مسیحی و یا مسلمان و یا کافر روایت شده باشد در هر صورت  معتبر است و شکی در صحت آن روایت باقی نمی ماند مانند اینکه ما با روایت متواتر با خبر شده ایم شهری با نام مکه و مدینه وجود دارد و ما به وجود این شهرها ایمان داریم و به بررسی عقیده و افکار کسانی که به ما گفته اند شهرهائی با نام مکه و مدینه وجود دارند نمی پردازیم به همین صورت قرآن متواترا به ما رسیده است پس باید بدان ایمان بیاوریم و در مورد کسانی که قرآن را جمع آوری کرده اند و به  ما منتقل کرده اند بحث نکنیم.
اما روایتی که مولوی عبدالستار بیان کردند طبق قول عالم شیعی علامه تقی مرسل و مقطوع هستند چنانچه علامی تقی در مقدمه تفسیر الاء الرحمن می نویسد: روایات فصل الخطاب مرسل و مقطوع هستند و راویان آن مجهولند(1). 
---------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر الاءالرحمن صفحه 25واقعا جای تعجب است اهل تشیع در مورد قرآنی که خدواند فرموده است لاریب فیه و مناظر شیعه هم همین آیه را می خواند می گویند غلط و اشتباه است و در آن تحریف شده و ستونهای کفر در آن برپاداشته شده است و به پیامبر اسلام اهانت شده است.
مناظر شیعه سخنان پوچ و بیهوده ای در مورد تواتر و پذیرفتن روایت متواتر بدون بررسی راویان  بیان نمود که نشان از فرار مناظر از حقیقت می باشد زیرا اگر قرار باشد هر روایت متواتری پذیرفته شود باید جناب مناظر سخن کفار مکه و دیگر کفار که پیامبر را دروغگو گفتند را بپذیرند زیرا تمام کفار طول تاریخ با تواتر این حرف را زده اند لذا باید روایت متواتر آنان را هم پذیرفت، همچنین جمع کثیری از مسیحیان اعتقاد دارند عیسی فرزند خداوند است و این عقیده متواترا از آن زمان تا زمان ما نقل شده است پس جناب مناظر این تواتر را بپذیرند، همچنین یهودیان به مادر عیسی مریم طاهره تهمت زدند و این تهمت با نقل متواتر از یهودیان ثابت است و طبق استدلال پوچ آقای اسماعیل شیعیان این تهمت را باید بپذیرند.
و آیا تشیع خلافت بلافصل  صدیق اکبر ابوبکر رضی الله عنه را که با نقل متواتر از زمان صحابه تا به امروز ثابت است را می پذیرند؟ طبق استدلال شیخ اسماعیل باید شیعیان خلافت بلافصل ابوبکر صدیق رضی الله عنه را بپذیرند زیرا همانطور که اصحاب پیامبر بر قرآن اجماع کرده‌اند بر خلافت بلافصل صدیق اکبر رضی الله عنه هم اجماع صحابه ثابت است و این اجماع  متواترا ثابت است.
آقای شیخ اسماعیل اگر بنابر متواتر بودن قرآن را می پذیرید پس طبق همین نظریه خلافت بلافصل صدیق اکبر ابوبکر رضی الله عنه را هم بپذیرید و به تمام اختلافات خاتمه دهید.
اما چرا خبر متواتر در مورد وجود شهر مکه و مدینه پذیرفته شده است دلیلش اعتماد بر صداقت و راستگوئی راویان می باشد و اگر یک گروه دروغگو بگویند فلان شهر وجود دارد حرف آنها اعتبار ندارد و قبول نمی شود پس تواتر دروغگویان هیچ چیز را ثابت نمی کند.
الان شیعیان باید پاسخ دهند چگونه بر قرآن اعتماد دارند در صورتیکه اولین راویان قرآن کریم اصحاب پیامبر بودند که به زعم و اعتقاد باطل شیعه همه (العیاذبالله) درغگو و منافق و مرتد و زندیق بودند.
روایت چنین جماعت و گروهی به هیچ صورت قابل قبول نمی باشد و به همین خاطر شیعه نمی تواند به این قرآن ایمان داشته باشد.کتاب مرآة العقول تحریف قرآن را معنا متواتر گفته است اما آنچه مولوی عبدالستار مبنی بر زیادت و نقصان بیان می کند درست نیست زیرا مولای ما علی می فرماید: فالقرآن خط مسطور بین الدفتین
ترجمه: قرآن بین دو جلد نوشته شده است.
و همچنین استدلال عبدالستار از روایت احتجاج طبرسی و پاسخ دادن امام علی به زندیق درست نیست زیرا این روایت زندیق است و روایت زندیق  ارزش و اعتباری ندارد.
و آن چیزهائی که در قرآن امام علی وجود داشت و صحابه حذف کردند آیه های منسوخ شده و همچنین نکات تفسیری بود.الحمدلله شیخ اسماعیل قبول کرد که روایات تحریف قرآن نزد شیعیان معنی متواتر هستند ولی باز می گوید که زیادت و نقص صورت نگرفته است!
اصلا تحریف چیست؟ 
کتاب معتبر شیعه احتجاج طبرسی روایتی از حضرت علی روایت می کند که ایشان فرمودند: زادوا فیه ما ظهر تناکره و تنافره(1)  
ترجمه: آنان (اصحاب پیامبر) چیزهائی به قرآن افزودند که زشت بودن و منفور بودن آن روشن بود.
تفسیر صافی روایت می کند: لولا انه زید و نقص فی القرآن ما خفی حقنا علی ذی حجی(2). 
ترجمه: اگر در قرآن زیاد و کم نمی شد حق ما بر هی